گفتار علماء درباره جفر
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: گفتار علماء درباره جفر ،گفتار صاحب کشف الظنون درباره جفر ،جفر و جامعه ،نَعَمْ، إلا أنَّ الْجَفْرَ وَ الْجَامِعَةَ یَدُلان

عالم جلیل آیة الله سیّد محسن أمین حُسَینى عاملى در کتاب «أعْیانُ الشِّیعة» فصل مشبعى درباره جفر أمیر المؤمنین علیه السّلام ایراد نموده است. او مى‏گوید:

از مؤلَّفات أمیر المؤمنین علیه السّلام جفر است. و در «مجمع البحرین» گوید: در حدیث آمده است: أمْلَى رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه و آله عَلَى أمیرِالْمُؤمِنینَ علیه السّلام الجَفْرَ وَ الْجَامِعَةَ. «رسول خدا صلى الله علیه و آله بر أمیر المؤمنین علیه السّلام جفر و جامعه را املاء نمودند.»

و در حدیث، آن دو تفسیر شده‏اند به إهَابِ مَاعِز و إهَابِ کَبْش (پوست و یا پوست دبّاغى نشده بز و میش)، در آن دو جمیع علوم موجود بود حتّى أرش یک خَدْشه و یک تازیانه و نصف تازیانه.

و از محقّق شریف در «شرح مواقف» نقل شده است که: جفر و جامعه دو کتاب على علیه السّلام هستند که در آنها بر طریقه علم حروف، حوادث تا انقراض عالم ذکر گردیده است. و امامان معروف از اولاد على آن دو را مى‏دانستند و بدانها حکم مى‏نمودند- تمام شد کلام مجمع.

و در «قاموس» گوید: جفر به بچه گوسپندى گویند که بزرگ شود و شروع به علف خوردن کند و چهار ماهه گردد- تمام شد کلام قاموس.

و در «صحاح اللُغة» گوید: جفر از اولاد بز وقتى است که چهار ماهه شود، و دو پهلویش برآید، و از شیر مادرش بازگرفته شود، و مؤنّث آن جَفْرَة مى‏باشد- تمام شد کلام صحاح.

بنابراین جَفر در حدیث، بنابر حذف مضاف است یعنى جِلْد الجَفْر (پوست جفر). و شاید آن بر اثر کثرت استعمال مانند عَلَم شده باشد براى پوست مخصوصى که از گاوى یا گوسفندى بوده است.

و در اخبار وارده در جفر مقدارى اختلاف است و ما در اینجا اشاره به آن و جمع میان آنها مى‏نمائیم.

در اینجا مرحوم امین تمام أخبار وارده در باب را از «بصائرالدّرجات» نقل مى‏کند و در پایان آن مى‏گوید: مستفاد از مجموع آن است که: بعضى از جفر پوستى بوده است که در آن عِلْم نوشته شده بود، و بعضى ظرف براى سلاح یا براى کتب و سلاح بوده است. و سپس مى‏گوید:

گفتار صاحب کشف الظنون درباره جفر

در «کَشْفُ الظُّنُون» آمده است که: طائفه‏اى مدّعى هستند که: امام علىّ بن أبى طالب حروف تهجّى بیست و هشتگانه را بر طریق بسط اعظم بر روى پوست جفرى قرار داد تا از آن به طرق مخصوصه و شرائط معیّنه و الفاظ مخصوصه‏اى، آنچه را که در لوح قضاء و قدر ثبت است استخراج نماید. و این علمى است که‏

اهل البیت آن را از همدیگر به ارث برده‏اند، و کسانى که به اهل بیت انتساب دارند نیز به ارث برده‏اند، و نیز از ایشان أخذ کرده‏اند بعضى از مشایخ کاملین.

و روش و دأب آنان چنان بوده است که: آن را به تمام معنى الکلمه از غیر کتمان مى‏کرده‏اند و گفته شده است: بر حقیقت آن کتابْ تفهّم و تفقّه نمى‏تواند بکند مگر مهدى علیه السّلام که خروج او در آخرالزّمان مورد انتظار است.

و این معنى در کتب انبیاء سالفه علیهم السلام وارد است همچنانکه از عیسى بن مریم علیه الصّلوة و السّلام نقل شده است که فرمود: نَحْنُ مَعَاشِرَ الانْبِیَاءِ نَأْتِیکُمْ بِالتَّنْزیلِ، وَ أمَّا التَّأْوِیلُ فَسَیَأْتِیکُمْ بِهِ الْبَارْقِلیطُ الَّذِى سَیَأْتِیکُمْ بَعْدِى‏!

«ما جماعت پیامبران براى شما تنزیل را مى‏آوریم، و امّا تأویل را بعداً بارقلیط (محمّد) خواهد آورد که پس از من به سوى شما خواهد آمد!»

و نقل شده است که: خلیفه مأمون چون عهد خلافت را پس از خود به علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام تفویض کرد و نامه پیمان و عهدنامه را نوشت، امام علىّ بن موسى الرّضا در پایان آن نامه نوشتند:

نَعَمْ، إلا أنَّ الْجَفْرَ وَ الْجَامِعَةَ یَدُلانِ عَلَى أنَّ هَذَا الامْرَ لَا یَتِمُّ «

. آرى، ولیکن جفر و جامعه دلالت دارند بر آنکه: این امر به آخر نمى‏رسد.»

و همان طور شد که حضرت گفت. براى آنکه مأمون چون فتنه و انقلاب بنى هاشم را دریافت، او را مسموم کرد. این طور در «مفتاح السَّعادة» آمده است.

ابن طَلْحَه میگوید: جَفر و جامعه دو کتاب جلیل هستند که یکى از آنها را علىّ بن أبى طالب در حالى که بر فراز منبر در کوفه مشغول خطبه خواندن بود ذکر نمود، و دیگرى را رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلّم به طور سرّى به وى تعلیم نمود و امر کرد او را تا آن را تدوین کند. على هم آن را به طور حروف متفرّقه بر طریق سِفْرِ آدم در جفرى و پوستى نوشت. یعنى در رَقِّى که از پوست شتر مى‏ساختند؛ و روى این زمینه در میان مردم به آن شهرت یافت، چون جریان و حوادث اوّلین و آخرین در آن یافت شد- تا آخر آنچه در «کشف الظّنون» ذکر کرده است، و ما به همین مقدارى که مى‏خواستیم در اینجا آوردیم.

و سپس در «کشف الظّنون» گفته است: و از جمله کتب مصنَّفه در آن (یعنى در علم‏ جفر) کتاب «الْجَفْر الجَامِع و النُّور اللامِع» تألیف شیخ کمال الدّین أبو سالم محمّد بن طلحة نصیبى شافعى متوفّى در سنه 652 مى‏باشد که مجلَّد کوچکى است؛ و در آن ذکر نموده است که پیشوایان و امامان از اولاد جعفر جفر را میدانستند، پس من در اینجا از أسرارشان در علم جفر اختیار و انتخاب مى‏کنم تمام شد کلام «کشف الظّنون».

امام شناسى، ج‏14، ص:241 -  242