أئمّه علیهم السلام از جفر استکشاف مغیبات مى‏نموده‏اند
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: أئمّه علیهم السلام از جفر استکشاف مغیبات ،عبد الله مَحْض، فرزند حسن مُثَنَّى،

بارى در بسیارى از احادیث وارد است که: أئمّه علیهم السلام از جَفْر استکشاف مغیبات مى‏نموده‏اند. مثلًا حضرت رضا علیه السّلام در ظَهر ورقه عهدنامه مأمون نوشتند: جامعه و جفر دلالت دارند بر ضدّ این امر.

و حضرت صادق علیه السّلام کراراً مى‏فرمودند: قیام بنى الحسن در برابر دولت بنى عبّاس بجائى نمى‏رسد. خونهاى بیجا ریخته مى‏شود و نتیجه‏اى عائد نمى‏گردد.

عبد الله مَحْض، فرزند حسن مُثَنَّى، فرزند حضرت امام حسن مجتبى علیه السّلام مدّعى بود که: محمّد فرزندش مهدى قائم آل محمّد است. و او را که صاحب نفس زکیّه گویند، با برادرش ابراهیم غَمْر به مردم معرفى مى‏کرد، و از مردم براى قیام آنها بیعت مى‏گرفت. و حتى حضرت صادق علیه السّلام را هم دعوت به بیعت با محمّد نمودند. جریان مسأله بسیار مفصّل و در کتب تواریخ مسطور مى‏باشد.

محمد و ابراهیم دو جوان رشید و با شجاعت و با سخاوت و باتقوى بودند؛ پدرشان عبد الله نیز از أعاظم و روساى بنى هاشم و علویّین به شمار مى‏رفت. ولى علمشان به قدر علم امام نبود و لیاقت مقام امامت را نداشتند، و زیر بار ولایت و تسلیم در برابر حضرت صادق علیه السّلام نرفتند، و آن حضرت را به علوم غریبه و مغیبات مى‏شناختند؛ ولى اعتراف بدان چون موجب کساد بازار و ادّعاى مهدویّتشان بود از ابراز آن خوددارى مى‏نمودند. چون رسول خدا فرموده بود: نام مهدى آل محمّد، محمّد است، و در زمان طغیان سلاطین جائر قیام مى‏کند؛ عبد الله مى‏گفت: از این زمان که بنى عبّاس روى کار آمده‏اند و منصور دوانیقى فتّاک متهوّر جائر، حقّ آل محمّد را غصْب نموده است، زمانى بدتر نیست و فرزند من هم نامش محمّد است و مردى رشید و شجاع و قابلیّت قیام و لیاقت امارت و حکومت بر مسلمین را دارد، فلهذا او مهدى است و باید مردم تسلیم امر او بشوند.

آنچه حضرت صادق علیه السّلام از روى علوم خود، از جمله علم جَفْر خود، بدانها خواستند بفهمانند که: قائم آل محمّد، این مرد نیست؛ قیام او بدون نتیجه است، بلکه چون قیام بدون موقع و سر رسید است، دچار هزاران خطا و اشتباه مى‏شود، قبول نمى‏کردند. حتى حضرت صادق وقت کشته شدن محمّد را به دست پسر عمّ منصور که با لشکرى جرّار از شام آمده بود، در کنار مدینه نشان دادند، و کیفیّت قتل او را و برادرش ابراهیم را که پس از وى گرفتار آمد نشان دادند، و آنان را از قیام بیجا تحذیر فرمودند، ولى سودى نداشت؛ تازه از اینکه حضرت هم به جمعیّت ایشان نمى‏پیوندند متأثّر بودند و کلمات ناهنجار و ناروا سر مى‏دادند. آنان مى‏گفتند: شرائط امامت در ما هست، و باید قیام نمود و تأخیر جائز نیست.

حضرت مى‏دانستند که: قیام در آن موقع چون چیدن میوه نارس از درخت مى‏باشد. آنها به روى آوردن مردم، و کمک و بیعت ظاهرى دلخوش بودند؛ ولى حضرت از باطن امر همچون مرد اندیشمند و عالم به غیب و در مصدر امر و ملکوت واقع، بدین امور مى‏نگریستند؛ و نصیحت حضرت به جائى نرسید و مصائب بنى حسن در زندان منصور و کشته شدن آنان در زندان بغداد، و به قتل رسیدن محمّد و ابراهیم صدها برابر بر مصائب حضرت صادق علیه السّلام بیفزود، و اشکهاى پى در پى از روى رحمت بر این قوم بدون امام و بدون ولى و خودسر مى ریخت، و فایده‏اى هم نداشت.

ایشان حضرت را داراى علوم برترى از خود مى‏دیدند؛ ولى زیر بار این علم نمى‏رفتند، و جاهلانه دست به کار مى‏زدند. در این روایات اخیر دیدیم که سخن از اولاد حسن یعنى عبد الله بن حسن بن حسن بن علىّ بن أبى طالب علیه السّلام زیاد به میان آمد و حضرت مى‏فرمودند: ما داراى علم جَفْر مى‏باشیم و نیز علوم بالاتر از آن که ابداً اولاد حسن مُثَنَّى از آن خبر ندارند.

از استشهاد حضرت به داشتن جامعه که علم احکام است تا روز قیامت، و از داشتن جَفْر که علم به وقایع و حوادث و مغیبات است خوب ظاهر مى‏شود که: جَفْر مخصوص علم به حوادث آینده و استکشاف امور غیبیّه مى‏باشد که بنى حسن از آن عارى بودند. و لهذا مى‏بینیم که: راویان بالاخص در مقام بیان جفر از حضرت مى‏پرسند: آیا اولاد حسن از این جفر شما مطّلعند یا نه؟!

بنابراین از مجموع مطالب وارده به دست آمد که: جفر علمى است جداگانه، مربوط به علوم مسائل حلال و حرام نیست، و در برابر و مقابل جامعه قرار دارد، و نمى‏توان آن دو را در هم ادغام نمود؛ و به واسطه آنکه امروزه اصول صحیحه آن در دسترس عامّه نیست نمى‏توان اصل صحیح آن را از أمیر المؤمنین علیه السّلام هم انکار کرد، و براى او کتابى را که از پوست بوده، و داراى خصوصیّت استکشاف مغیبات بوده منکر گردید، و بر این مطلب که شیعه و عامّه بدان معترفند که اهل بیت داراى علوم غیبیّه بوده‏اند که از نفوس مطهره آنها تراوش مى‏نمود، خطّ بطلان کشید.

امام شناسى، ج‏14، ص: 242