ادامه ................................اقسام توسل
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: توسل به دعاى پیامبر پس از رحلت‏ ،عالمان بزرگ اهل سنت ،توسل به منزلت انسان هاى پاک و والا ،ابن ماجه صاحب کتاب سنن نیز مى گوید:

 6. توسل به دعاى پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) پس از رحلت‏

با توجه به اصول چهارگانه که در سؤال مربوط به امکان ارتباط مطرح گردید، ثابت شد که انسان هاى والا در جهان برزخ، حىّ و زنده هستند، و ارتباط ما با آنان برقرار است، در این صورت درخواست دعا از آنان در هر دو حالت؛ حیات دنیوى و برزخى، کاملًا منطقى خواهد بود و آیه مربوط به درخواست استغفار، هر دو حالت را دربرمى گیرد، آنجا که مى فرماید:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً». « نساء/ 64 »

«و اگر آنان هنگامى که بر خود ستم کرده اند به نزد تو بیایند، و خود از خدا آمرزش بخواهند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش کند، خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت».

مسلّماً ریشه استجابت دعاى پیامبر را باید در روح پاک و نفس کریم و قرب‏ ایشان نسبت به خداوند جستجو کرد. به پاس این کرامت معنوى است که خداوند دعاى او را مى پذیرد، زیرا دعاى برخاسته از روح پاک و قلب مملوّ از مهر الهى، بدون چون و چرا به هدف اجابت مى رسد، و در این مورد، فرقى بین حیات مادّى و حیات برزخى نیست.

گواه بر این که آیه یاد شده اختصاص به زمان حیات رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) ندارد، این است که مسلمانان جهان از عصر صحابه و تابعان تا به امروز، عملًا این باب رحمت را باز مى دانند و زائران روضه مطهّر هم اینک پس از تقدیم سلام و درود به پیشگاه ارجمند پیامبر، آیه یاد شده را تلاوت مى کنند و ضمن استغفار به درگاه الهى، از پیامبر نیز مى خواهند که براى آنان طلب آمرزش کند، و هر فردى در هر زمانى که به حرم آن حضرت مشرف شود، زائران را در این حالت مى یابد.

اینک نمونه هایى از گفتار بزرگان اهل سنّت، درباره این آیه و درخواست دعا و توسّل به آن حضرت، پس از رحلت ایشان را ذکر مى کنیم:

1. محیى الدین نووى که از محدثان عالى مقام اهل سنت و شارح صحیح مسلم است، مى نویسد: زائر رو به رسول خدا کند و درباره خویش به او متوسل شود، و به وسیله او به سوى خدا شفاعت جوید، و از زیباترین چیزها همان است که ماوردى، قاضى ابوالطیب، و دیگر اساتید ما از عتبى نقل کرده اند.

عتبى مى گوید: روزى کنار قبر رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) بودم، مردى از بیابان آمد و گفت:

«السلام علیک یا رسول اللّه سمعت اللّه یقول: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً» و قد جئتک مستغفراً من ذنبى مستشفعاً إلى ربّى». «1»

«سلام بر تو اى رسول خدا، شنیدم که خداوند مى فرماید: «هرگاه آنان بر خویش ستم کنند و نزد تو بیایند و از خدا طلب آمرزش کنند و رسول خدا نیز براى آنان درخواست مغفرت کند، خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت. اى رسول خدا، اینک به نزد تو آمدم، از گناهم استغفار مى کنم و تو را شفیع به نزد پروردگارم قرار مى دهم».

2. ابن قدامه حنبلى صاحب کتاب «مغنى» در آداب زیارت پیامبر اکرم (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) ضمن طرح این مطلب که زیارت پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) مستحب است، از پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) نقل مى کند که فرمود: هر کس به من سلام کند، من پاسخ سلام او را مى گویم، سپس از «عتبى» سرگذشت عرب یاد شده را که از «نووى» آوردیم، نقل مى کند، و هدف وى از نقل این داستان آن است که زیارت آن حضرت، به این شیوه مستحبّ است.

3. سمهودى از کتاب «المستوعب» نگارش محمد بن عبد اللّه سامرى حنبلى، کیفیت زیارت آن حضرت را چنین نقل مى کند:

السّلام علیک یا رسول اللّه، السّلام علیک یا نبى اللّه... اللّهمّ إنّک قلت فى کتابک لنبیّک (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم):

«وَ لَو أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جاؤکَ» وانّى قد أتیت نبیّک مستغفراً، فأسألک أن توجب لى المغفرة کما أوجبتها لمن أتاه فى حیاته، اللّهمّ إنّى أتوجّه إلیک بنبیّک (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم)». «2»

«سلام بر تو اى رسول خدا، درود بر تو اى پیامبر خدا... پروردگارا، تو در کتابت خطاب به پیامبرت چنین گفتى: «هرگاه آنان بر خویش ستم کنند و نزد تو بیایند...».

پروردگارا، من در حال استغفار به حضور پیامبرت رسیدم و از تو مى خواهم‏ مغفرتت را نصیبم کنى، همان طور که در حال حیات پیامبر نصیب اصحاب وى مى فرمودى. پروردگارا، من با وسیله قرار دادن پیامبرت، به سوى تو روى مى آورم».

4. غزالى (متوفاى 505) در بخش مربوط به فضیلت زیارت مدینه، کیفیت زیارت آن حضرت را به تفصیل نقل کرده و مى گوید:

«پس از به پایان رساندن درودها، رو به قبر پیامبر ایستاده خدا را حمد و ثنا بگوید و درود فراوانى به پیامبر بفرستد. سپس آیه «ولو انّهم...» را تلاوت کند وبگوید: اللّهم انّا قد سَمِعْنا قولک وأطَعْنا أمْرَک وقَصَدْنا نبیّک، متشفعین به إلیک من ذنوبنا، وقد أثقل ظهورنا من أوزارنا.... «3»

پروردگارا، سخن تو را شنیدیم و امر تو را اطاعت کردیم و نزد پیامبر تو آمدیم، در حالیکه او را شفیع خود نزد تو براى آمرزش گناهانمان قرار داده ایم و پشت ما از بار گناهان، سنگین است».

علاوه بر عالمان بزرگ اهل سنت که شیوه زیارت آن حضرت را به نحو یاد شده مورد تأکید قرار مى دهند، گروهى دیگر نیز در این مورد، با آنان همصدا مى باشند که براى رعایت اختصار، از نقل آنها خوددارى شد.

7. توسل به منزلت انسان هاى پاک و والا

تا اینجا محور سخن، توسل به دعاى پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) در زمان حیات و پس از رحلت بود، ولى دامنه توسّل گسترده تر از آن است، بلکه طبق احادیث صحیح، انسان مى تواند به وجود پاک و والاى اولیاى الهى توسّل جوید، و شخصیت ارزنده آنان را بین خود و خدا واسطه سازد، مثلًا چنین بگوید:

خدایا به عزیزان درگاهت.

به قرب و منزلت اولیاى گرامى ات.

به حق پیامبر و آل پاکش.

در این تعبییرها و مانند آن، مایه قرب و وسیله کارساز، شخص انسان والا، و صفات برجسته اوست، و درباره این نوع توسل، افزون بر رواج و گسترش آن در میان مسلمانان، روایت صحیحى به نام «حدیث ضریر» وارد شده و گروه مخالف نیز بر صحت و استوارى آن اعتراف مى نماید.

از آنجا که صحت استدلال در گرو نقل حدیث با تمام خصوصیات آن مى باشد، در این بخش، متن و ترجمه آن را نقل مى کنیم:

عثمان بن حنیف گوید: إِنَّ رَجُلًا ضَریراً أَتَى النَّبِىَّ، فَقالَ: ادعُ اللّهَ أَنْ یُعافِینى؟

فقال (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم): إن شئتَ دعوتُ، وإن شئتَ صبرتَ وهو خیر؟

قال: فادْعُه، فأمره (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) أَنْ یَتَوضّأَ فیُحسِنَ وضوءَه ویصلِّى رکعتین ویدعوَ بهذا الدعاء: «اللهمّ إنّى أسألک وأتوجّه إلیک بنبیّک محمّد، نبى الرحمة، یا محمد إنّى أتوجّه بِکَ إلى ربّى فى حاجَتى لِتُقضى، اللّهمّ شفّعه فىّ».

فقال ابن حنیف: «فَوَاللّهِ ما تَفرّقْنا وَطَالَ بنا الحدیثُ حتّى دخلَ علینا کَأَن لم یکن به ضُرّ». «1»

عثمان بن حینف گوید: «نابینایى خدمت پیامبر آمد، و گفت: دعا کن خدا به من شفا دهد.

پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) فرمود: اگر بخواهى دعا مى کنم، و اگر مى توانى صبر کن و آن بهتر است.

نابینا گفت: خدا را بخوان، دعا کن!

در این موقع پیامبر فرمود: وضوى نیکو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و پس از آن چنین دعا کن:

پروردگارا! من از تو مسألت مى کنم و به واسطه پیامبرت «محمد» که پیامبر رحمت است، به سوى تو روى مى آورم.

اى محمد من به وسیله تو به پروردگارم رو آورده تا حاجتم برآورده شود. پروردگارا! شفاعت او را در حقّ‏من بپذیر.

ابن حنیف مى گوید: ما در محضر رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) بودیم، طولى نکشید که این پیرمرد بر ما وارد شد، گویى اصلًا نابینا نبوده است».

باید دقت نمود که پیامبر گرامى (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) چگونه به او آموزش داد که به شخص وى (نه به دعاى او) و اوصاف برجسته اش توسل جوید و چنین بگوید:

أ. أَسْأَلُکَ بِنَبِیّکَ.

ب. أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیّکَ.

ج. مُحَمَّد نَبّىِ الرَّحْمَةِ.

این جمله ها حاکى از آن است که فرد نابینا، شخص پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) را که مظهر رحمت است، واسطه قرار داده است.

ممکن است برخى از خوانندگان علاقه مند باشند که از صحت حدیث مطمئن شوند، یادآور مى شویم این حدیث از احادیث صحیح است که ترمذى آن را نقل کرده و مى گوید: این حدیث، نیکو و صحیح است. «1»

ابن ماجه صاحب کتاب سنن نیز مى گوید: حدیث صحیح است. «4»

شگفت اینجاست که حتى ابن تیمیه رهبر فکرى وهابیان نیز بر صحت حدیث اعتراف نموده است. وى در کتاب خود به نام «مجموعة الرسائل والمسائل» مى گوید: ابوجعفر که نامش در سند ذکر شده، ابوجعفر خطمى است که ثقه است.

رفاعى، یکى از نویسندگان وهابى معاصر مى گوید: شکى نیست که این حدیث صحیح و مشهور است. «5»

لازم به ذکر است که این جریان بار دیگر، در عصر عثمان تکرار گشت و مشکل مرد حاجتمندى با توسّل به این دعا حل شد، با این تفاوت که در رویداد اوّل شخص پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) معلم آن نابینا بود، ولى در رویداد دوم، عثمان بن حنیف، صحابى عالى مقام، مرد حاجتمند را آموزش داد.

تفصیل ماجرا چنین بود که مردى در زمان حکومت عثمان چند بار براى انجام کارش نزد عثمان رفت، ولى موفق نشد. روزى عثمان بن حنیف را دید و جریان را با او در میان نهاد. وى گفت: برو وضو بگیر و دو رکعت نماز بگزار و بگو:

«اللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیّنا «6» مُحَمَّد نَبِىّ الرَّحْمَةِ، یا مُحَمَّدُ إِنّى أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلى رَبِّکَ لِتُقضى حاجَتِى».

«پروردگارا! من تو را مى خوانم و به وسیله پیامبر رحمت «محمد»، به سوى تو روى مى آورم، اى پیامبر رحمت، من به وسیله تو رو به خداى تو آوردم، تا حاجتم برآورده شود».

                                                    راهنماى حقیقت، ص: 144 -  149

______________________________
(1). شرح بر صحیح مسلم، ج 8، ص 256 .   (2). وفاء الوفاء: 4/ 1376 .    (3). احیاء العلوم: 1/ 259

(4). سنن ترمذى: 5، کتاب دعوات، باب 119، شماره 3578؛ سنن ابن ماجه: 1/ 441 شماره 1385؛ مسند احمد: 4/ 8138

(5). ترمذى، سنن، ابواب الأدعیة؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138؛ مستدرک حاکم، ج 1، ص 313؛ جامع الصغیر، ص 59؛ التاج الجامع للاصول، ج 1، ص 8286

(6). ابن ماجه، سنن، ج 1، ص 441، انتشارات داراحیاء الکتب العربیة، ترمذى.