سوگوارى براى شهیدان‏
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سوگوارى براى شهیدان‏ ،فلسفه عزادارى براى شهیدان راه حق، ،شهید به سان شمعى ،در میان شهداى راه حق

سؤال: عزادارى براى شهیدان راه حق چه فلسفه اى دارد؟

پاسخ: فلسفه عزادارى براى شهیدان راه حق، همان بزرگداشت یاد آنان و حفظ مکتب آنها است؛ مکتبى که اساس آن را فداکارى در راه دین و تن ندادن به ذلّت و خوارى تشکیل مى دهد. منطق آنان چنین بوده است که «مرگ سرخ به از زندگى ننگین است». آنان براى سربلندى دین خدا و عزّت مؤمنان به شهادت رسیده اند. گرامى داشت آنان سبب مى شود که منطق آنها پا برجا بماند و ملت ها از آنها درس آموخته و راه آنها را ادامه دهند.

شهید به سان شمعى است که مى سوزد و پیرامون خود را روشن مى سازد، زیرا با ریختن خون و پایان بخشیدن به حیات مادّى، جامعه را از بند بندگى و حکومت ستمگران آزاد مى سازد. آیا بزرگداشت چنین افرادى از نظر منطق و عقل، کارى نکو و پسندیده نیست؟ جایى که پیامبر براى از دست رفتگان عادى مى گرید و دیگران نیز ناله سر مى دهند، آیا جا ندارد که براى احیاى مکتب شهادت و تکریم از شهیدان، به مناسبت هاى گوناگون، بزرگداشتى انجام گیرد و مجالس تشکیل گردد؟

در میان شهداى راه حق بیشترین مجالس به نام حسین بن على (علیه السَّلام) ابوالشهدا، رهبر آزادگان، منعقد مى گردد، زیرا او بیش از دیگر شهیدان راه حق، راه و رسم آزاد زیستن و زیر بار ظلم و ستم نرفتن را به جهانیان آموخت. او مرگ شرافتمندانه و جان سپردن زیر ضربات شمشیر دشمن را بر زندگى ذلّت بار برگزید و سرانجام در «بستر شهادت» به لقاء اللّه پیوست.

او دلباخته ایثار و فداکارى در راه اعلاى کلمه حق بود، از این جهت با چهره باز و لبى خندان به استقبال شهادت شتافت.

نشان مرد مؤمن با تو گویم اگر مرگش رسد خندان بمیرد

دشمن دست خود را براى امان دادن به سوى او دراز کرد، ولى او دست رد بر سینه نامحرم زد و امان دشمن را نپذیرفت، زیرا مى دانست که در پذیرش امان، ذلت و خوارى و مرگ واقعى است.

آنچه نگارش یافت، ترجمه مطلبى است که محقق تاریخ ابن ابى الحدید درباره سرور آزادگان حسین بن على (علیه السَّلام) دارد. شایسته است با تعبیر او آشنا شویم:

«سیّد أهل الاباء، الذى علّم الناس الحمیّة والموت تحت ظلال السیوف اختیاراً له على الدنیّة، أبو عبد اللّه الحسین بن على بن أبیطالب (علیه السَّلام).

عرض علیه الأمان فأنف من الذل، وخاف من ابن زیاد أن یناله بنوع من الهوان، إن لم یقتله فاختار الموت على ذلک». «1»

از این بیان پاسخ دو پرسش دیگر روشن گشت:

1. آیا مذهب شیعه، مذهب اندوه و گریه است؟

2. چرا براى امام حسین (علیه السَّلام) عزادارى مى کنید، با این که او در بهشت است؟ گریه براى بهشتى چه ثمرى دارد؟

در پاسخ سؤال نخست یادآور مى شویم: مذهب شیعه مذهب حق طلبى و عدالت جویى و جهاد و مبارزه در این راه است، و هرگز مذهب گریه و ناله نیست، ولى در عین حال به سان پیامبر گرامى و یارانش براى عزیزان از دست رفته متأثر مى شوند و قلوب آنان از عاطفه به اهل بیت (علیهم السَّلام) موج مى زند و آثار خود را در زندگى مى گذارد.

به تعبیرى دیگر، سرودن اشعار مذهبى همراه با اظهار عواطف و تأثر، نوعى همدردى و همراهى با شهیدان راه حق است، و از این طریق، خواهان حفظ مکتب آنهاست، مکتبى که اساس آن را فداکارى در راه دین و تن ندادن به ذلت و خوارى تشکیل مى دهد. اگر این مجالس تعطیل شود، و یاد شهدا در هر سال تجدید نگردد، مکتب ایثار و شهادت به فراموشى سپرده مى شود، شیعیان با برپا کردن مجالس سوگوارى در ماه هاى محرم و صفر، منطق حسین بن على (علیه السَّلام) را که منطق همه شهداست، احیا مى کنند.

درباره پرسش دوم خاطر نشان مى سازیم: گریه بر امام حسین (علیه السَّلام) نه به خاطر این است که اکنون در بهشت به سر مى برد، مسلّماً از این جهت باید خوشحال و شادمان باشیم، گریه ما به خاطر آن ظلم ها و ستم هایى است که بر وى روا داشته شد و دردانه پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) با لب تشنه با 72 تن از یاران و خاندانش در کنار نهر آب جان سپرده است، گریه پیامبر بر عموى خویش حمزه نه به خاطر این بود که او با فرشتگان همنشین است، بلکه به خاطر ستم ددمنشانه اى است که بر او روا داشته بودند، و هند جگرخوار همسر ابوسفیان، دستور داده بود شکم او را پاره کنند و جگرش را بیرون آورند تا به دندان خویش آن را بساید.

ما در اینجا دامن سخن را کوتاه مى کنیم، سخن درباره فلسفه شهادت امام حسین (علیه السَّلام) که با آن اسلام را نجات داد، براى خود، مجال دیگرى مى طلبد.

______________________________
(1). شرح نهج البلاغه: 3/ 249.

 

راهنماى حقیقت، استاد جعفر سبحانی ، ص: 243