نفى آداب و رسوم غلط در ازدواج‏
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نفى آداب و رسوم غلط در ازدواج‏ ،داماد فوق لیسانس ،پس پس پس پس ،«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى»

شما گمانت این است که حتماً دخترم لیسانس بشود، پس باید داماد فوق لیسانس باشد. دختر فوق لیسانس پس داماد باید دکتر باشد. پس استخدام رسمى! پس چطور جهازیه‏اش جور مى‏شود! پس خانه‏ى شخصى! پس از پدر و مادرش جدا شود و خانه‏ى دربست! پس ... پس ... پس ... پس ... پس ... هیچى! دخترت شد پیر و داماد هم شد سى و پنج ساله! پیر پسر و پیر دختر! اگر مى‏خواهید بچه‏هایتان سالم بمانند، قیدهاى ازدواج را بشکنید. هر چه قید است بردارید. عقد شرعى بشود، منتها تشکیل زندگى ممکن است دو سه سال دیگر باشد. بیایند و بروند، بعد تشکیل زندگى بشود. معناى ازدواج تشکیل زندگى نیست. پدر و مادرها این قیدها را بردارند. بعضى پدرها مى‏گویند: نه! تا دختر اول بیرون نرفته است، دختر دوم بیرون نرود. فکر غلط است! حالا بلکه ماشین ایستاد، همه‏ى ماشین‏ها باید در خیابان راهبندان کنند؟ اگر یک ماشین ایستاد، همه‏ى ماشین‏ها باید بایستند؟ خوب از بغلش برو! ممکن است دختر اول راهبندان کند، گناه دخترهاى بعد چیست؟ ممکن است پسر اول راهبندان کند، گناه برادرها چیست! ما گیر چه هستیم؟ پسر اول برود و بعد پسر دوم! چه کسى این را گفته است؟ عقل گفته است! دین گفته است! وحى گفته است! تجربه گفته است! ما دوست داریم ... دختر سومش را قبل از دختر اول و دومش شوهر داد، خوب چه اشکالى دارد؟ شما سر سفره که نشسته‏اى مى‏گویى: ببین! اول این را بخوریم بعد این ... بابا الان اگر تشنه‏ات هست، اول آب بخور، بعد ان طرف سفره! نیاز طبیعى است. با فطرت بازى نکنید. فطرت را ببینید چه زمان استعداد و آمادگى دارد همان کار را بکنید. راه راه نفوذ شیطان یا غفلت است و یا شهوت! نسل نو ما از دو رخنه گزیده مى‏شوند. 1- غفلت! 2- شهوت! دواى غفلت نماز است و دواى شهوت ازدواج است. باید دولت و ملت ... حتى براى برده‏ها! مى‏گوید برده‏ها را نگویید بابا این نوکرمان است. نوکر شهوت دارد. شهوت آقا و نوکر ندارد. هم آقا شهوت دارد و هم نوکر! بعد مى‏گوید همه‏ى امت اسلامى بسیج شوید براى شهوت برده‏ها اقدام کنید. آیه‏اش کجاست؟ آیه‏اش این است: «وَ أَنْکِحُوا» دستور و فرمان بسیج مى‏دهد. همه‏تان بسیج شوید، «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى» «أَیامى» ایم یعنى آدم بى‏همسر! «... مِنْ عِبادِکُمْ» «عِبادِکُمْ» (نور/ 32) عبد یعنى برده! بسیج شوید و براى شهوت برده‏ها یک فکرى بکنید. براى برده‏ها هم مى‏گوید ... بالاخره برده در خانه شهوتش او را داغان کند، معلوم نیست دست به چه کارى بزند و چه کند! «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ ... مِنْ عِبادِکُمْ» منتها «الصَّالِحینَ» افراد صالحین! گزینشش را من دقت مى‏کنم. اول گزینش و دقت، هر چه در گزینش مى‏خواهید دقت کنید، اما وقتى مطمئن شدید، دیگر همه‏ى قیدها را بردارید، هر چه تو بخواهى! مهریه چقدر؟ هر چقدر که آسان است. تالار مى‏خواهى؟ هر چه آسان است. لباس چه؟ هر چه آسان است. اگر در ازدواج این قیدها را برداریم ... الان شده‏ایم مثل بت‏پرست‏ها! بت‏پرست‏ها با دست خودشان مجسمه درست مى‏کردند، جلوى مجسمه‏ى خودشان گریه مى‏کردند. قرآن فرمود: «أَتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون» (صافات/ 95) با دست خودت بت درست کرده‏اى و گریه مى‏کنى؟ ما هم با دست خودمان آدابى درست کرده‏ایم ... رسم ما نیست. بسمه‏اى تعالى غلط کردى! این رسم از کجا آمده است؟ رسم ما یا قرآن است و یا حدیث! ما بنده‏ى خدا هستیم و نه بنده‏ى رسم! آخر در فامیل ما این رسم نیست. آخر فامیل شما چه کاره است؟ ما بنده‏ى خدا هستیم. یک کسى ... به هر حال اینها مهم است. ما اول بنده‏ى‏ خدا هستیم بعد ... گاهى وقت‏ها ممکن است زن گریه کند، خوب گریه کند. اشک تو براى من وظیفه مى‏آورد؟ اول من بنده‏ى خدا هستم، بعد شوهر تو هستم. آخر بچه‏ها ناراحت مى‏شوند. من اول بنده‏ى خدا هستم، بعد پدر بچه‏ها! یادمان نرود، ما بنده‏ى خدا هستیم، خدا ما را ساخته است و مى‏داند چه ساخته است و مى‏داند نیاز ما چیست.

برنامه درسهایى از قرآن استاد قرائتی  سال 87، راههاى‏نفوذشیطان، ص: 6