نیاز انسان به همسر، مقدم بر تحصیل علم‏
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نیاز انسان به همسر، مقدم بر تحصیل علم‏ ،یک بلاى مهمى که امروز جامعه‏ى ما ،نمى‏دانم جمکران‏ مى‏رود، ،شهوت هم حسابش جداست

من این را چند بار گفته‏ام، چند بار دیگر هم خواهم گفت. یک بلاى مهمى که امروز جامعه‏ى ما به آن گرفتار است، این هجوم دخترها به دانشگاه است، البته طورى نیست. همه‏بیایند و در دانشگاه درس بخوانند. بلا این است که حالا که مى‏آید و لیسانس مى‏گیرد، شوهر قبول نمى‏کند. این خیلى خطر است. دختر و پسر سن ازدواجشان معلوم است. هر وقت میل پیدا کردند، سنش است. نه! دختر! اول باید لیسانست را بگیرى، بعد! مثل اینکه یک دخترى یا پسرى تشنه است. به او بگوییم: تشنه‏ات است؟ انشاءالله بعد از لیسانس آبت مى‏دهم. فکر، فکر غلطى است. آدم تشنه آب مى‏خواهد. حالا لیسانس بگیرد یا نگیرد. دختر دوره‏ى دبیرستانى وقت شوهرش است. بعضى وقت‏ها مى‏گویند این حرف‏ها دختر را بى‏حیا مى کند. این مادر و پدر نمى‏داند که این حرف‏ها گذشته است؟ یک بچه‏ى کوچک بود، حافظ قرآن بود. به او گفتند که چه وقت داماد مى‏شوى؟ گفتند بابا این بچه است. شش سالش است. این که نمى‏فهمد. یک مرتبه تا گفتند نمى‏فهمد، این بچه گفت: «فَفَهَّمْناها سُلَیْمان» (انبیاء/ 79) یعنى چرا به سلیمان مى‏فهمانیم. یعنى حالیمان است. ما خواب هستیم و خودمان را به خواب زده‏ایم. خودمان را به خواب نزنیم. نه! پسرم پسر پاکى است. نماز شب مى‏خواند. خوب نماز شب بخواند. مگر نماز شب کارى به شهوت دارد؟ نماز شب حسابش جداست، شهوت هم حسابش جداست. با اینکه بچه‏مان ریش دارد، دخترمان چادر مشکى دارد، نمى‏دانم جمکران‏ مى‏رود، اینها هیچ کدام کار شهوت را نمى‏کند. یعنى شبى دو لیتر هم گریه کنى، شهوت سر جایش است. انسان همسر مى‏خواهد. لیسانس بى‏لیسانس! هر وقت خواستگار برایتان آمد، اگر پسر خوبى بود، اگر پسرتان وقت ازدواجش است ولو دوره‏ى دبیرستانى ... ازدواج را عقب نیاندازید، حدیث داریم که نصف دین یا دو سوم دین، حدیث داریم‏ «مَنْ تَزَوَّجَ» «مَنْ» کسى که! «تَزَوَّجَ» ازدواج کند، «فَقَدْ أَحْرَزَ» احراز کرده، یعنى حفظ کرده است، «نِصْفَ دِینِهِ» (بحارالانوار/ ج 100/ ص 219) نصف دینش را حفظ کرده است. اما حدیث داریم‏ «مَن تَزَوَّجَ فِى حَدَاثَهِ سِنِّهِ»؛ «حَدَاثَهِ سِنِّهِ» یعنى نوجوانى‏ «فَقَدْ أَحْرَزَ ثُلُثَىْ دِینِهِ» (مستدرک الوسائل/ ج 14/ ص 149) دو سوم دینش را احراز کرده است. یعنى اگر دین نود درجه باشد، اگر عادى داماد شود، 45 درجه‏اش را حفظ کرده است، اگر زود داماد شوند و زود عروس شوند، با هم بگویید! شصت درجه! هر چه زودتر ازدواج بشود، دین حفاظت مى‏شود. منتها یک مشت سد درست کردیم که این سدها را باید بشکنیم. سدها را باید بشکنیم. جهازیه‏اش جور نیست. به داماد بگوییم: جهازیه‏اش جور نیست. تو هم مشکل دارى و سربازى نرفته‏اى، لیسانس نگرفتى، هنوز شغلت معلوم نیست، تو مشکل دارى و دختر من هم مشکل دارد، ولى بیایید عقد بخوانید، البته بعد از تحقیق! تحقیق هر چه مى‏خواهید بکنید. انتخاب همسر را باید با دقت انجام داد. اما وقتى فهمیدید که این پسر، پسر خوبى است، نه خانه اصل است، نه سربازى اصل است، نه شغل اصل است، اصل این است که اینها دینشان حفظ بشود، عقد کنند. آن وقت قرآن مى‏گوید: اگر به خاطر حفظ تقواى دخترت، براى این اقدام‏ کردى، «وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» (طلاق/ 4) از راه‏هایى که فکرش را نمى‏کردى، من مشکلشان را حل مى‏کنم. در قرآن داریم: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ» در قرآن داریم که هر کس تقوا داشته باشد، از راه‏هایى که پیش‏بینى نمى‏کند من مشکلش را حل مى کنم. «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» یعنى از راه بى‏گمان!

برنامه درسهایى از قرآن استاد قرائتی  سال 87، راههاى‏نفوذشیطان، ص: 5