تجربه‏هاى تلخ‏
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تجربه‏هاى تلخ‏ ،افرادى با رأى اکثریّت انتخاب ،فما اکثر من یعجزه تناول الدّنیا ،راه‏هاى فریب و ریاکارى

بارها در انتخابات، افرادى با رأى اکثریّت انتخاب شده‏اند ولى دیر یا زود اشتباه مردم در انتخاب روشن شده است. افرادى چنان با ریا و تظاهر و سیاست گام بر مى‏داشتند که احتمال خلاف در آنان نمى‏دادیم و علاوه بر رأى دادن حاضر بودیم جان خود را نیز فدا کنیم، ولى در حوادث مختلف که زمینه‏ساز روشن شدن حقایق و اسرار است، چهره واقعى آنان نمایان شد ودر مقابل مال و مقام روحیاتشان تغییر پیدا کرد.

راستى که انسان محدود با نداشتن علم غیب و اطلاع از آینده و باطن افراد چگونه مى‏تواند نظر صد در صد صحیحى درباره شخصى داشته باشد؟!

مگر انگیزه‏ها و حالات و عملکرد انسان‏ها با توجّه به شرایط و موقعیّت‏هاى مختلف تغییر نمى‏کند؟ چه بسا افرادى که امروز مؤمن و متعهد هستند امّا فردا دست از ایمان و تعهد بر مى‏دارند.

افراد بسیار زیادى را سراغ داریم که مایه امید بودند، عامل یأس و ناامیدى شدند و کسانى که احتمال خیرى درباره آنان نبود، دگرگون شده و مایه صدها خیر و برکت گشتند. مگر ساحران مزدور فرعون براى آبروریزى موسى علیه السلام پا به صحنه نگذاشتند که ناگاه با بیدارى وجدان و فطرت خفته آنان، از بهترین طرفداران موسى شدند و مگر بلعم باعورا مردى دانشمندى نبود که به خاطر دنیاگرایى و گرایش به طاغوت، همه کمالات خود از دست داد.

البتّه غرض ما از بیان این نمونه‏ها کوبیدن انتخابات و رأى مردم نیست، بلکه هدف ما این است که بگوییم انتخابات بهترین راه حل در مسائل اجتماعى است، اما یک راه الهى و علمى و صد در صد قطعى نمى‏تواند باشد.

براى اینکه مطالب فوق بهتر روشن شود حدیث جالبى را از امام سجاد علیه السلام بیان مى‏کنم، امام فرمودند: «اذا رأیتم الرجل قد حسن سَمتُه و هَدیُه و تَماوَتَ فى مَنطقه و تَخاضَع فى حرکاته فَرویداً لا یغرّنّکم» هرگاه دیدید که مردى خوش برخورد است و راه و روش وى خوب است و از خود زهد و عبادت نشان مى‏دهد و در حرکات خود خیلى شکسته نفسى مى‏کند، پس در قضاوت نسبت به او عجله نکنید و فریب ظاهر او را نخورید.

سپس امام چنین بیان مى‏فرماید:

«فما اکثر من یعجزه تناول الدّنیا و رکوبُ المحارم منها لِضَعف بنیته و مهانَته و جُبن قلبه فنَصبَ الدّین فخّاً لها فهو لا یزال یَخِتلُ الناسَ بظاهره فان تمکّن من حرام اقتَحَمه» چه بسیارند افرادى که از به دست آوردن دنیا عاجزند و به دنیا نرسیدن آنها به خاطر ناتوانى جسمى یا عدم لیاقت وکمبود شخصیّت یا ترس اوست (نه به خاطر ایمان وتقوى).

آرى چون ناتوان یا بى‏شخصیّت و یا ترسو است، دین را دام براى رسیدن به دنیا قرار داده و دائماً مردم را با ظاهر خود فریب مى‏دهد و اگر مى‏توانست به حرام برسد، بى اختیار خود را در آن مى‏انداخت.

امام، چنین ادامه مى‏دهد:

«و اذا وَجدتموه یَعِفُّ عن المالِ الحَرام فَرویداً لا یَغرّنکم فانّ شَهوات الخَلق مختلفة فما اکثَر من یَنبو عن المال الحَرام و ان کَثُر و یَحملُ نفسه على شَوهاءَ قبیحة فیأتى منها مُحرِّماً» و اگر دیدید که از مال حرام دورى مى‏کند باز هم صبر کنید و زود درباره او قضاوت نکنید، زیرا شهوات مردم مختلف است. چه بسیارند افرادى که از مال حرام کناره مى‏گیرند گرچه زیاد باشد اما خود را بر اعمال ناپسند وادار و مرتکب دیگر حرام‏ها مى‏شوند.

سپس امام ادامه دادند:

«فاذا وجدتموه یَعفُّ عن ذلک فرویداً لا یغرنّکم حتى تَنظروا ما عقده عقله فما اکثر من ترک ذلک اجمع ثم لا یَرجع لا بعقلٍ متین فیکون ما یُفسده بجهله اکثر ممّا یُصلحه بعقله» پس اگر دیدید او از تمام اعمال ناپسند دورى مى‏کند، باز شما را گول نزند تا ببینید میزان تعقّل او چه مقدار است؟ زیرا بسیارند افرادى که از تمام اعمال بد دورى مى کنند اما یک درایت‏ و ریشه عقلائى ندارند و لذا چون شعور فکرى او کم است معمولًا بجاى اصلاح دست به افساد مى زند.

و آنگاه فرمودند:

«فاذا وجدتم عقله مَتینا فرویداً لایَغرنّکم حتى تَنظروا أ مع هواه یکون على عقله او یکون مع عقله على هواه و کیف محبّته للرئاسات الباطلة و زُهده فیها فانّ فى الناس مَن خسرالدنیا و الاخرة بترک الدنیا للدنیا ...» و اگر دیدید داراى عقل متین هم هست باز فریب نخورید و صبر کنید تا ببینید آیا با هواى نفس خود عقل را مى‏کوبد یا با کمک عقل بر علیه هواى نفس گام برمى‏دارد و نسبت به ریاست‏هاى باطل چقدر علاقمند است. زیرا در میان مردم کسانى هستند که در دنیا و آخرت زیان کارند. زیرا دنیا را رها مى‏کنند نه براى خدا بلکه براى رسیدن به دنیا، زیرا لذّت ریاست نزد او به مراتب از لذّت مال و دنیا بیشتر است.

و سرانجام امام فرمودند:

«لکن الرجل کل الرجل نعم الرجل الذى جعل هواه تبعاً لامر اللّه و قواه مبذولة فى رضى اللّه یرى الذل مع الحق اقرب الى عزّ الابد ...» انسان واقعى کسى است که خواسته‏هایش را تابع و مطیع فرمان الهى و توانش را در مسیر رضایت خداوند قرار دهد و ذلّت با حق را از عزّت با باطل به رستگارى و سعادت نزدیک‏تر بداند.

در پایان امام ضمن تشویق به پیروى از چنین شخصى مى‏فرماید:

فذلکم الرجل فبه فتمسکوا و بسنّته فاقتدوا و الى ربّکم به فتوسّلوا فانه لاترد له دعوة و لا یخیب له طلبة» «1» به رفتار و منش این شخص چنگ بزنید و به روش او اقتدا کنید و براى رشد و پرورش خود و رسیدن به خداوند به او متوسل شوید چرا که دعا و درخواستش مستجاب شده و رد نمى‏شود.

نتیجه این حدیث طولانى این است که با این همه راه‏هاى فریب و ریاکارى، چگونه مى‏توان با یک‏سرى شناخت‏هاى سطحى سرنوشت رهبرى امت را با انتخابات معین نمود.

آرى، انتخابات مى‏تواند راه حل باشد اما همه جا راه حق نیست.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اذا کان لک صدیق فولىّ ولایة فاصبته على العشر مما کان لک علیه قبل ولایته فلیس بصدیق سوء» «1» هرگاه دوستى داشتى که به ریاستى رسید و یک دهم علاقه و وفادارى قبل از ریاستش را نسبت به تو داشت دوست بدى نیست.

پست و مقام و ریاست انسان را عوض مى‏کند، چه بسیار افراد فداکار و علاقمندى که پس از گرفتن مقام، روحیه و روش آنان عوض شده است. به همین جهت مى‏گوئیم تعیین رهبر باید از طرف خدا باشد، اوست که علم غیب دارد و آینده و تمام حالات افراد را مى‏داند و بهتر مى‏داند که مقام رسالت و پیام‏رسانى خود را نزد چه شخصى قرار دهد. «اللّه اعلم حیث یجعل رسالته» «2»

اصول عقاید، ص: 415

 

______________________________
(1). بحارالانوار، ج 74، ص 184   (2 ). بحارالانوار، ج 74، ص 157 (3). سوره انعام، آیه 124