سندیت و اعتبار دعاى ندبه‏
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سندیت و اعتبار دعاى ندبه‏ ،ندبه و گریه در مصائب و فراق عزیزان‏ ،گریه شدید امام صادق علیه السلام‏ ،سیّدى غَیبتُک نَفَتْ رُقادى وَضَیَّقَتْ عَلَىَّ مِ

سؤال: بعضى از اهل ایمان پیرامون دعاى ندبه از حیث سند و احیاناً بعضى از فرازهاى دعا پرسش مى‏کنند تا با اعتماد بیشترى از این دعا بهره‏گیرى نمایند، و ضمناً جلو تاخت و تاز برخى از فرصت‏طلبان گرفته شود.

پاسخ: عالم جلیل القدر و کارشناس مسائل مهدویت حضرت آیة اللَّه صافى گلپایگانى در خصوص این دعا، جزوه‏اى را تحت عنوان فروغ ولایت در دعاى ندبه تالیف نموده‏اند که هم پیرامون سند این دعا بحث نموده‏اند و هم توضیحات کافى‏ پیرامون بعضى از فرازهاى این دعا داده‏اند، و این حقیر خلاصه‏اى از مطالب این جزوه را با اضافات مختصرى اینجا مى‏آورم و چنانچه کسى طالب توضیح بیشتر باشد به جزوه مذکور مراجعه نماید.

قبل از ورود در پاسخ، لازم است به یک مطلب مهم توجه شود و آن این است که معتبر دانستن دعاى شریف ندبه از اصول دین نیست و چنانچه از اعتبار کافى برخوردار نباشد به صحّت عقائد شیعه هرگز خللى وارد نمى‏سازد.

موضوعى مانند موضوع مهدویت که از ادّله و براهین عقلیه و هزاران روایات و دلیل نقلى برخوردار است و حتى از مسلّمات اسلامى به حساب مى‏آید را نمى‏توان آنرا، با صحت یک دعا و یا یک حدیث مرتبط ساخت تا موضوع مهدویّت مورد شکّ و تردید قرار گیرد، گاهى شیاطین و کج فکران با ایجاد شک و تردید در صحت یک مسئله فرعى افراد عوام را به بیراهه مى‏کشند و آن‏ها را گمراه مى‏سازند و متأسفانه مشاهده مى‏شود که یکى از بیمارى‏هاى خطرناک، بیمارى شک پذیرى در مسائل مذهبى است.

البته پى‏گیرى بعضى از مسائل مثل دعاى ندبه براى اطمینان بیشتر به دعاى مذکور و به‏عبارت دیگر پى‏گیرى و تحقیق در مسائل اسلامى حتى پیرامون بحث از سند و دلالت یک روایت بلا اشکال مى‏باشد، بلکه مستحسن و مطلوب است.

بحث از سند دعاى ندبه‏

در رابطه با سند این دعا باید گفت که اوّلًا: سید ابن طاووس  این دعا را در کتاب اقبال نقل نموده و نیز در کتاب مزار محمد بن المشهدى تالیف شیخ جلیل محمد مشهدى حائرى نقل شده، و هر دو بزرگوار فرموده‏اند (انَّهُ لِصاحِبِ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَه وَفَرَجَنا بِهِ وَیُسْتَحبُّ أنْ یُدعى‏ بِهِ فِی الأْعیادِ الأْرْبَعَة)... این دعا مربوط است به صاحب الزمان و مستحب است در اعیاد چهارگانه یعنى عید فطر و قربان و غدیر و جمعه خوانده شود و همچنین در مزار قدیم که ظاهراً از تالیفات قطب راوندى نقل شده است.

و نقل دعا در مثل هر یک از این سه کتاب، دلیل بر این است که: آن شخصیتهاى بزرگ و متبحّر و حدیث شناس، این دعا را معتبر دانسته‏اند.

و قبل از همه این‏ها محمد بن حسین بزوفرى  که از مشایخ شیخ مفید است، و مفید از ایشان روایت بسیارى نقل نموده  در کتاب دعاى خود، دعاى ندبه را روایت نموده است.

پس معلوم مى‏شود که این دعاى شریف در زمان غیبت صغرى نیز خوانده شده است.

علّامه مجلسى با تتبّع و اطلاع وسیعى که در اخبار و نیز در رجال و معرفت اسانید دارد گذشته از نقل دعاى ندبه در بحار و تحفة الزائر، در کتاب زاد المعاد خود پیرامون این دعا مى‏فرماید:

و امّا دعاى ندبه که مشتمل است بر عقائد حقّه و تأسف بر غیبت حضرت قائم علیه السلام به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که مستحب است این دعا را در چهار عید یعنى جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر بخوانید.

قطعاً کسى چون علامه مجلسى چنین شهادت محکمى را بدون مأخذ و مصدر معتبر بیان نمى‏کند.

تا اینجا معلوم شد که دعاى ندبه اولًا قبل از سید بن طاووس در کتب ادعیه ذکر شده، و ثانیاً مستند به حضرت صادق علیه السلام مى‏باشد و خواندن آن در اعیاد اربعه مستحب است.

ثانیاً: روایات متعددى داریم که معروف شده به روایات (مَنْ بَلَغَ) و عامه و خاصه این روایات را نقل نموده‏اند و فقهاء بزرگوار ما براى اثبات حکم استحبابى در مواردى که آن حکم از مدرک محکمى برخوردار نیست به روایات من بلغ تمسک جسته‏اند و فتواى به استحباب داده‏اند. مفاد این روایات این است که اگر براى عملى از جانب خدا و یا رسول خدا ثوابى نقل شده و شخصى آن عمل را به امید آن ثواب انجام دهد به ثواب مى‏رسد اگر چه آن نقل و حدیث مذکور صحیح نباشد و حکمى از جانب خدا و رسول خدا (و یا ائمه اطهار که بیانگر احکام الهى هستند) صادر نشده باشد. در این باره به یک روایت اشاره مى‏کنیم، امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: اگر ثوابى از جانب خدا براى شخصى نقل شد و آن شخص عمل مذکور را براى رسیدن به آن ثواب انجام داد، ثواب مذکور براى او ثبت مى‏شود، اگر چه حدیث، صحیح نبوده باشد.

فقهاء عظام بر اساس این روایات، در ادلّه سنن و مستحبات تسامح مى‏کنند و اگر حدیث ضعیفى هم بر استحباب عملى دلالت کند و یا در بعضى موارد فقیهى و محدثى، عملى را مستحب بداند، معمولًا حکم به استحباب مى‏کنند، چنان که در کلام سید بن طاووس و محمد بن مشهدى و بزوفرى آمده بود که خواندن دعاى ندبه در اعیاد اربعه مستحب است.

بنابراین، اگر بر فرض، سندى براى آن نیابیم و یا آن سند ضعیف باشد، استحباب خواندن دعاى مذکور به‏وسیله اخبار «من بلغ» ثابت مى‏گردد.

مضامین کلى این دعا مورد تأیید قرآن و روایات است‏

نکته سوّم آن است که مطالب کلّى این دعا دربردارنده موضوع نبوّت و خلافت و ولایت على علیه السلام است. و فضائل و فداکارى‏هاى مولایمان على علیه السلام و مخالفت‏هائى که اهل‏ کینه و نفاق و جاه پرستان نسبت به ایشان اعمال نمودند، با بیانى رسا شرح مى‏دهد و سپس با لسان عاشقانه و ملتمسانه حضرت مهدى علیه السلام را مخاطب قرار مى‏دهد، همانند شخصى که چراغ برداشته و در شب تاریک، گمشده و محبوب خود را مى‏جوید و با آن محبوب سخن مى‏گوید. در پایان دعا نیز با خدا مناجات مى‏کنیم و مى‏گوئیم اللَّهُمَّ أنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَالْبَلْوى‏... و خواسته‏هاى خود را به درگاه حضرت حق متعال مطرح مى‏نمائیم.

هر یک از این مطالب از پشتوانه عقلى و نقلى اعم از آیات و روایات برخوردار است و چنانچه حضرت مهدى را مخاطب قرار مى‏دهیم یا با کلمه (ایْنَ) و یا با کلمه (یَا ابْنَ) مى‏گوئیم: کجاست آن اقامه کننده عدل و نابود کننده ظالمین که صدها روایت نیز حضرت را به چنین وصفى تعریف نموده و یا در آخر دعا با خداوند خود راز و نیاز مى‏کنیم و حاجاتى را از درگاه ایزد متعال مى‏خواهیم که آیات و روایات ما را به این کار تشویق نموده و یک عمل عبادى است. پس مى‏توان گفت متن دعاى ندبه و مطالب کلّى مندرج در آن خود بهترین مجوّز براى قرائت و بهره‏گیرى از آن است، هر چند درک معدودى از جملات آن ممکن است براى عموم آسان نباشد و یا احیاناً اشکالى در اذهان ایجاد کند که به‏حمد اللَّه بزرگان و صاحب‏نظران در این‏باره جواب کافى داده‏اند.

ندبه و گریه در مصائب و فراق عزیزان‏

رابعاً: شک نیست که هر یک از ما انسانها اگر عزیزى را از دست بدهیم و یا مصیبتى بر ما وارد شود بى‏اختیار ناله مى‏زنیم و اشک مى‏ریزیم و گاهى این ناله و افغان مدّتها بلکه سال‏ها به‏طول مى‏انجامد و عقلاء چنین فردى را ملامت نمى‏کنند.

کدام مصیبتى در عالم از مصیبت غیبت امام بالاتر که صاحبان ایمان ببینند ظالمین ستمگر و دژخیمان بى‏رحم بر سر مردم مسلط مى‏باشند و فساد و گناه، هر شهر و کوى و برزن را فرا گرفته و نیکان و ابرار در کنج انزوا، خاموشى گزیده‏اند و دروغ پردازان مزدور بوق و کرنا به‏دست گرفته و جولان مى‏دهند و... آیا در چنین حالى اگر نیکان و دل‏سوختگان دور هم بنشینند و با هم در فراغ آن مصلح کل، و منجى عالم بشریّت، و عزت بخش به مؤمنان، و نابود کننده کفر و نفاق و الحاد بگریند و بنالند، روا نیست؟

سید بن طاووس در اقبال بعد از دعاى وداع ماه رمضان- که جدا شدن از ماه مبارک براى مؤمنین و مؤمنات سخت است- مى‏فرماید: وظیفه شیعه در چنین حالى و در چنین وقتى یعنى در زمان غیبت امام علیه السلام این است که اندوهگین باشد به خاطر محروم بودن از برکات فیض حضور و آثار ظهور حضرت مهدى علیه السلام...

گریه شدید امام صادق علیه السلام‏

امام صادق علیه السلام در عصر خود و در زمانى که هنوز قائم آل محمد متولد نشده، وقتى که در پس پرده غیب به وقایع و حوادث آینده جهان مى‏نگرد، از یک سوى غیبت قائم آل محمد و طول عمر ایشان را مشاهده مى‏کند و از سوى دیگر دورى مردم از دین و استیلاى ظالمین بر آنها و ورود شبهات و خروج مردم را از صحنه شریعت سخت به‏گریه مى‏افتد تا آنجا که قائم آل محمد را مخاطب قرار مى‏دهد و مى‏فرماید: سیّدى غَیبتُک نَفَتْ رُقادى وَضَیَّقَتْ عَلَىَّ مِهادى...

 آقاى من غیبت تو، خواب را از من ربوده و خوابگاهم را بر من تنگ نموده...

آرى، اگر نبود مگر فراغ و جدایى از آثار و برکات زیباى حکومت حضرت مهدى، جا داشت که صبحگاهان و شامگاهان در فراغ آن حضرت بنالیم و گریه کنیم تا چه رسد که در زمان غیبت حضرت هزاران بلا و مصائب بر جامعه بشرى و به‏خصوص براى مؤمنین پیش مى‏آید و ظاهراً گریه امام صادق علیه السلام نیز براى دورى از آن حکومت عدل الهى و ابتلاى نیکان به انواع بلایا و مصائب است.

بنابراین چه مانعى دارد که مؤمنین در صبح جمعه دور هم بنشینند و در انتظار مولایشان مهدى و ظهور آن حضرت که باعث برطرف شدن هر نوع ظلم و تعدّى است گریه کنند و گاهى با امام خودشان راز و نیاز کنند و بگویند: أینَ مُبیدُ العُتاةِ وَالْمَرَدَةِ أیَنَ‏

مُسْتَأصِلُ أهلِ الْعِنادِ والتَّضْلِیلِ والإلحادِ أیَنَ مُعِزُّ الأوْلِیاءِ وَمُذِلُّ الأعداء...، کجاست آن نابود کننده متکبران و متمردان؟ کجاست ریشه کن کننده لجبازان و گمراه کنندگان و بى دینان؟، کجاست عزیز کننده دوستان و ذلیل کننده دشمنان.

و گاهى هم با خداى خویش راز و نیاز کنند و بگویند: اللَّهُمَّ وَنَحنُ عَبیدکَ التّائِقونَ إلى وَلیّک المُذکِّر بِکَ وَبِنَبِیِّکَ خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً وأقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤمنِینَ مِنّا إماماً فَبَلِّغْهُ مِنّا تَحِیَّةً وَسَلاماً وَزِدْنا بِذلِکَ یا ربّ اکراماً.

 «بارالها، ما بندگان ناتوان توئیم که به ولّى تو، که تو و پیامبرت را به یاد ما مى‏آورد، مشتاقیم، همان که او را براى ما پناهگاه آفریدى و براى بقاى ما، ملجأ و نگهدار، و براى مؤمنین پیشواى مفترض الطاعة قراردادى، از طرف ما به آن‏حضرت سلام و درودى بفرست و کرامت خود را بدین وسیله بر ما بیفزاى.

صاحبان ایمان در ضمن دعاى افتتاح در شب‏هاى ماه مبارک رمضان در فراق مولایشان حضرت مهدى علیه السلام به درگاه خداوند شِکوه مى‏کنند، ما نیز با آنان هم صدا مى‏شویم و در خاتمه این بحث این جملات را زمزمه مى‏کنیم.

اللَّهم إنّا نَشکو الیک فَقْدَ نَبِیّنا صَلواتُکَ علیه وآله وَغَیْبَةَ وَلّینا وَکَثْرَةَ عدوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَّلِ على محمد وآله وأعِنّا على ذلک بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُه وَبِضُرٍّ تَکْشِفُه وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلطانِ حَقٍّ تُظْهِرهُ وَرَحْمةٍ مِنْکَ تُجَلِّلُناها وَعافِیَةٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحمین.

                        دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا ، ص:267 -  270