روند تاریخ به انسان‏ها بشارت مى‏دهد
ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: روند تاریخ به انسان‏ها بشارت مى‏دهد ،قانون هدایت عمومى و روند تاریخ ،هر غریزه و خواستى را ،اگر تناسلى نبود، تمایل جنسى

در خاتمه این گفتار لازم است به یک نکته مهمّ اشاره شود و آن این‏که: علاوه بر آیات و روایات که از یک انقلاب عظیمى در جوامع بشرى و برقرارى حکومت عادلانه و برطرف شدن ظلم و جور در روابط انسان‏ها خبر مى‏دهند، قانون هدایت عمومى و روند تاریخ نیز انسان‏ها را به چنین مدینه فاضله‏اى بشارت مى‏دهد، و قافله بشرى خواه ناخواه به سوى یک اجتماع مقرون به سعادت گام بر مى‏دارد، گرچه این مطلب احتیاج به توضیح بیشترى دارد ولى براى طولانى نشدن کلام، به اختصار بسنده مى‏کنیم.

هر غریزه و خواستى را که خداوند متعال و حکیم، در بشر قرار داده اولًا بى‏حکمت نبوده و قطعاً فوائد و آثار مفیدى بر آن مترتّب مى‏باشد و ثانیاً مطلوب و خواسته او یا در جهان، موجود است و یا در آینده به وجود مى‏آید  اگر انسان در خود احساس گرسنگى و تشنگى مى‏کند، غذا و آب در خارج موجود است و اگر در خود احساس نیاز به پژوهش و کشف مجهولات مى‏کند، راه عالم شدن و طلب علم در خارج براى رسیدن به مطلوب موجود است و انسان مى‏تواند به مطلوب خود نائل گردد.

با توجه به این دو مقدمه مى‏نگریم که هر انسانى در نهاد خود احساس مى‏کند که از بدى‏ها و ظلم و ستم‏ها متنفّر است و به خوبى‏ها و عدالت گرایش دارد، اگر چه از زمان وقوع این ظلم و یا عدالت‏خواهى، قرن‏ها گذشته باشد و هیچ ربطى به زمان و عصر حاضر نداشته باشد.

آرى این فطرت انسان است که عاشق خوبى‏ها و نیکان است و متنفّر از زشتى‏ها و بدکاران پس معلوم مى‏شود که انسان از حیث کشش باطنى طالبِ عدل و داد و سعادت و زیبائى‏هاست و از هر ظلم و ستم و حق‏کشى و تعدّى و اجحاف متنفّر مى‏باشد.

و این خواسته و طلبى که در نهاد انسان‏ها نهفته بهترین دلیل است براى تحقق یافتن مطلوب آن یعنى روزى خواهد آمد که جامعه بشرى پر از عدل و داد شده و همگان با صفا و صمیمیّت در کنار یکدیگر زندگى خواهند کرد.

روزى خواهد رسید که انسان هم، مانند همه انواع آفرینش به موجب قانون هدایت عمومى، به کمال خود که همان عدالت و سعادت و جامعه عادلانه مى‏باشد خواهد رسید، علامه طباطبائى رحمه الله دراین‏باره مى‏فرماید:

بشر از روزى که در بسیط زمین سکنى‏ ورزیده، پیوسته در آرزوى یک زندگى اجتماعى مقرون به سعادت (به تمام معنى) مى‏باشد و به امید رسیدن چنین روزى قدم بر مى‏دارد و اگر این خواسته تحقّق خارجى نداشت هرگز چنین آرزو و امیدى در نهاد وى نقش نمى‏بست، چنان‏که اگر غذائى نبود، گرسنگى نبود، و اگر آبى نبود، تشنگى تحقّق نمى‏گرفت، و اگر تناسلى نبود، تمایل جنسى تصوّر نداشت از این روى، به حکم ضرورت (جبر) آینده جهان روزى را در بر خواهد داشت که در آن روز جامعه بشرى پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزیستى نماید و افراد انسانى، غرق فضیلت و کمال شوند و البته استقرار چنین وضعى به‏دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنین جامعه‏اى منجى جهان بشریت و به لسان روایات (مهدى) خواهد بود.

                        دوازده گفتاردرباره دوازدهمین حجت خدا ، ص:249 -  250