پاسخ به یک سئوال‏ بسیار مهم
ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: پاسخ به یک سئوال‏ بسیار مهم ،خواستهاى نارواى دل، ،پیروان هوى و هوس به دو دسته تقسیم ،روش شخصى افراد

می دانیم که در عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام، جلو هوى پرستى‏ها گرفته مى‏شود و خواستهاى نارواى دل، به موازین شرعى و دستورات الهى سوق داده مى‏شود، ممکن است کسى سئوال نماید که آیا در عصر حکومت حضرت به‏طور کامل هوى پرستى‏ها و تمایل‏هاى بى‏جا از میان مى‏رود؟ و آیا نفس امّاره دیگر وجود ندارد تا مردم را به اعمال زشت و ناپسند دعوت نماید؟

در پاسخ به این سئوال مى‏توان گفت: بسیار بعید است که در عصر ظهور مطلقا نفس امّاره از بین برود و مردم تماماً از افراط و تفریط در تمایلات و غرائز نجات بیابند زیرا سرشت انسانها از عقل و شهوت ترکیب شده و آیاتى همچون «إنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إمَّا شاکِراً وَإمَّا کَفُوراً» «إنَّ النَّفَسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إلَّا ما رَحِمَ رَبیّ» «وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها فَألْهَمَها فُجُورَها وَتَقْویها» و... در عصر حضور نیز، حکمفرما و برقرار خواهد بود.

امّا پیروان هوى و هوس به دو دسته تقسیم مى‏شوند گاهى این افراد از شخصیت‏هاى سرشناس و چهره‏هاى معروف اجتماعى و سیاسى است و مى‏خواهد به آمال و آروزى خود برسد اگرچه نظم اجتماع و وحدت جامعه در هم بریزد همانند بنیانگذاران سقیفه بنى ساعده و طلحه و زبیرها این‏گونه اشخاص باعث فتنه و اخلال در نظم و آرامش بوده و هستند گاهى از طریق قلم و مطبوعات و گاهى از طریق سخنرانى و تبلیغات و گاهى از طرق دیگر جامعه‏اى را به آشوب مى‏کشند و مردم را به جان یکدیگر مى‏افکنند، این نوع هوى پرستى‏ها و خود کامگى‏ها قطعاً در حکومت حضرت مهدى جمع آورى مى‏شود و هرگز اجازه داده نمى‏شود که یک نفر مقاله نویس و یا رئیس قبیله و یا رهبر حزب و سازمانى هر جور که دلخواه او است عمل کند.

امّا در مواردى، هوى‏پرستى در زندگى و روش شخصى افراد است از قبیل چشم چرانى‏ها و دستبرد به مال مردم وضایع کردن حقى از هم نوع و...، گرچه با ارتقاء علم و عقل، مردم نسبت به یکدیگر مهربان و نیکوکار مى‏شوند، امّا این نوع هوى پرستى‏ها ظاهراً در بعضى از افراد وجود خواهد داشت ولى سیطره قانون در همه جا حتى در بیابان‏ها و صحراها باعث مى‏شود که این نوع هوى پرستان نیز نتوانند هرگونه که دلشان‏ مى‏خواهد عمل کنند.

مثلًا در روایات آمده اگر پیرزنى طبقى طلا و جواهر بر سر گیرد و به تنهائى و پیاده از شهرى به شهرى برود کسى مزاحم او نمى‏گردد و در ثروت او طمع نمى‏کند.

این روایت دلالت نمى‏کند که تمامى افراد در آن عصر اهل تقوى و عدالت خواهند بود بلکه بدان معناست که اگر کسى هم بخواهد به ثروت این پیرزن آن هم در بیابانها تعرّض کند، از سیطره قانون و پلیس خوف دارد چون در روایات آمده تمام کره زمین در مقابل امام زمان مانند کف دستى مى‏ماند که به تمامى نقاط اشراف کامل دارد و بر اساس شمشیر و عدالت با مردم برخورد مى‏کند و هیچگونه اغماضى در این راه نخواهد کرد.

و نیز حضرت یارانى دارد مصمّم و قوى که آنان را در شهرها و مرکز استان‏ها مى‏گمارد، و برنامه آنها رفع ظلم و اجحاف و نیز آباد کردن بلاد و روى زمین است و حضرت آنها را در همه حال مى‏نگرد و آنان نیز حضرت را مى‏بینند

آرى‏اگرحضرت‏مهدى علیه السلام ویاران او که‏مسئولیتى بس‏گران دارندومى‏خواهند چهره جهان را دگرگون نمایند غیر از این باشند، قادر به انجام مأموریت خود نخواهند بود.

چه زیبا فرمود مولاى ما على علیه السلام در رابطه با چهره حکومت مهدى موعود که:

یَعْطِفُ الْهَوى‏ عَلَى الْهُدى‏ إذا عَطَفُوا الْهُدى‏ عَلَى الْهَوى‏ آن حضرت خواستهاى دل و هوى و هوس مردم را به سوى هدایت الهى و قانون بر مى‏گرداند بعد از این‏که مردم به دنبال هوس‏هاى خود مى‏رفتند و از هدایت‏هاى الهى غافل شده بودند این مربوط به جمله اوّل على علیه السلام در نحوه حکومت حضرت قائم.

دوّم: مسلمانان از هر فرقه و گروهى و از هر مسلک و مذهبى که هستند آرا و نظریات خود را بر قرآن تحمیل مى‏کنند و آیات قرآن را با نظریات خود تطبیق مى‏دهند، جبرى مسلک، قرآن را طرفدار جبر مى‏داند، و تفویضى طرفدار تفویض، اشاعره براى‏ افکار خودشان به قرآن استناد مى‏کنند و معتزله براى راه و روش خود نیز به قرآن تمسّک مى‏جوید، البته این بلاى بزرگى که بر امّت اسلام وارد شده با داشتن کتابى همچون قرآن که مى‏تواند محور وحدت امت اسلامى شود متأسفانه هر گروهى آیات آن‏را سپر براى دفاع افکار خود قرار داده‏اند و این تفرقه و تشتّت که در امت اسلام مشاهده مى‏شود، معلول عدم پیروى از مفسرین و عالمان قرآن است که در کلام پیامبر به‏طور تواتر آنها را معرفى کرده و فرموده:

 (إنّی‏ تارِکٌ فیکُمُ الثِّقْلَیْن کِتاب اللَّهِ وَعِتْرَتی‏) کتاب خدا و عترت مى‏تواند شما را به سر منزل مقصود برساند و در کنار حوض کوثر شما را به‏من ملحق نماید.

آرى زمانى‏که حضرت مهدى علیه السلام ظهور مى‏کند، تمامى آراء و نظریات باطل برچیده مى‏شود و تمام افراد با معناى حقیقى قرآن آشنا مى‏شوند و خلاصه این طور نخواهد بود که افراد و گروه‏ها اوّل براى خود رأى و نظریّه بسازند و آماده کنند و سپس از قرآن شاهد بیاورند بلکه به محضر قرآن مى‏روند تا بنگرند قرآن چه نظریه‏اى را براى آن‏ها مى‏پسندد تا آن‏را سرمشق زندگى و عقاید و افکار خویش قرار دهند و بنا به فرمایش على علیه السلام در زمان ظهور مهدى علیه السلام این امر مهمّ واقع مى‏شود و تمامى اقشار پیروى از قرآن مى‏کنند آن‏هم قرآنى که از طرف عترت و اهل‏بیت پیامبر صلى الله علیه و آله تفسیر مى‏گردد.

سوّم: حضرت مهدى علیه السلام سیره و روش دادگرانه را به جهانیان نشان خواهد داد و مردم با حقیقت واژه (عدل- عدالت) آشنا مى‏شوند و آن‏را در تمامى شئونات زندگى خود لمس مى‏کنند.

چهارم: در عصر حکومت حضرت، تمامى احکام قرآن و سنّت نبوّى صلى الله علیه و آله که به فراموشى سپرده شد احیاء مى‏گردد و مورد توجّه حکومت و مردم قرار مى‏گیرد.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: زمانى که به حضرت قائم اذن ظهور داده مى‏شود حضرت بالاى منبر مى‏رود و مردم را به‏سوى خود دعوت مى‏کند و به خداوند متعال قسم مى‏خورد که بر اساس سنّت و روش پیامبر عمل نماید.

                                       دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا ،  ص 251 - 252