توجه به یک نکته مهم‏
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: توجه به یک نکته مهم‏ ،جنگ ناکثین و قاسطین و مارقین ،فریضه الهى احتیاج به ،وضع آشفته جوامع بشرى

تصریح روایات بر این که قبل از ظهور حضرت مهدى علیه السلام فساد و ظلم شیوع پیدا مى‏کند، هرگز بدان معنا نیست که ما در مقابل این همه گناه و ظلم ساکت و نظاره‏گر باشیم، چه رسد به آن که احیاناً شخصى بگوید باید به وضع موجود راضى شد زیرا بعداز چنین وضعى امام زمان- عجل اللَّه تعالى فرجه- ظهور مى‏کند، در واقع روایات از یک حادثه‏اى که در آخر الزمان واقع مى‏شود خبر مى‏دهد.

کما این‏که پیامبر صلى الله علیه و آله از قتل اباذر و عمار و جنگ ناکثین و قاسطین و مارقین با على علیه السلام خبر داد، اما وظیفه مردم در قبال ظلم و جور، مطلب دیگرى است که باید در جاى خودش بحث شود و به‏طور اجمال باید بدانیم که امر به معروف و نهى از منکر در هر عصر و زمانى از بزرگترین وظائف مسلمانان است و اگر مسلمانان به فرموده قرآن بهترین امّت هستند، «1» به خاطر امر به معروف و نهى از منکر است و این فریضه از بزرگترین فرائض الهى شمرده شده «2» و اقامه این فریضه الهى احتیاج به مقدماتى دارد که اگر انجام آن براى ما میسور باشد قهراً آن مقدمات نیز واجب مى‏شود و باید دنبال تحقّق بخشیدن به آن مقدمات باشیم و نمى‏توان گفت که این حکم الهى در زمان خاصى به‏طور مطلق خواسته نشده است. مبادا شیطان بعضى را بفریبد و به کسانى که براى امر به معروف و نهى از منکر و براى دفاع از حریم اسلام برخواسته‏اند و فریاد زده‏اند و احیاناً به زندان و شکنجه‏گاه رفته و یا جان به جان آفرین سپرده‏اند، نسبت‏هاى ناروا بدهد و یا بگویند که آنان وظیفه‏اى غیر از سکوت نداشتند، حال آن‏که آنان دنبال انجام وظیفه امر به معروف و نهى از منکر بودند که قرآن و سنّت براى آنان مقرّر نموده است.

با وضع آشفته جوامع بشرى و گسترش ظلم و فساد و فراموش شدن تعالیم حیات‏ بخش انبیا جا دارد که محبوب خودمان حضرت بقیة اللَّه اعظم را با ابیات مولانا در دیوان شمس تبریزى مخاطب قرار دهیم و به محضر ایشان عرضه داریم:

         بنماى رخ که باغ و گلستانم آرزوست             بگشاى لب که قند فراوانم آرزوست‏

         یعقوب وار وااسفاها همى زنم             دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست‏

             باللَّه که شهر بى‏تو مرا حبس مى‏شود             آوارگى کوه و بیابانم آرزوست‏

             زین همرهان سست عناصر دلم گرفت             شیر خدا و رستم دستانم آرزوست‏

             جانم ملول گشت زفرعون و ظلم او             آن نور روى موسى عمرانم آرزوست‏

             دى شیخ با چراغ همى گشت گرد شهر             کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست‏

             گفتم که یافت مى‏نشود جسته‏ایم ما             گفت آنکه یافت مى‏نشود آنم آرزوست‏

             گویا ترم زبلبل، امّا ز رشک جام             مُهر است بر دهانم و افغانم آرزوست

                                           دوازده گفتاردرباره دوازدهمین حجت خدا، ص: 226