تاریخ مکّه:
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ مکّه: ،مرکز ظهور دین اسلام ،بطلمیوس نام آن را «مَکْرُبا» ،عمالیق: یا عمالقه

مکّه: «بکّه»، «بلد حرام»، «بلد امین»، «حرم امن»، «امُّ القُرى‏»، «مرکز ظهور دین اسلام»؛ سرزمینى که گذشته از شرافت و قداستى که از آغاز خلقت و بخصوص از عهد ابراهیم علیه السلام یافته است، نخستین آیه‏هاى قرآن کریم نیز در آنجا به رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرود آمد و تا سیزده سال ادامه داشت.

نخستین گروه در آنجا به مسلمانى گرویدند و بسیارى از آنان در راه دین خود آسیب‏ها دیدند. سرزمینى که زادگاه رسول صلى الله علیه و آله و امیر مؤمنان علیه السلام است.

این شهر امروز یکى از شهرهاى کشور عربستان سعودى و مهمترین و مشهورترین شهر آن کشور است. مکه در طول 39 درجه و 49 دقیقه و عرض 21 درجه و 25 دقیقه و در ارتفاع 330 متر از سطح دریا قرار دارد. «1» شهر مکه را رشته کوههاى متعدد فراگرفته است چنان که تا نزدیک شهر ساختمانهاى آن‏ را درست نمى‏توان دید. اگر کوههاى گرداگرد مکه را از جانب شمال آغاز کنیم و به طرف غرب دور بزنیم، نخست به کوه «فَلج» یا «فَلق» سپس به کوههاى «قُعَیْقِعان»، «هِنْدِى»، «لَعْلع»، «کَدّاء» در بالاى مکه مى‏رسیم.

از جانب جنوب به طرف شرق، کوههاى ابوحدیده، کُدَىْ، ابوقُبَیْس و خَندَمَه قرار دارد.

مکه در مشرق دریاى سرخ واقع و فاصله آن تا بندر جده هشتاد کیلومتر است. درجه گرماى شهر در زمستان و تابستان میان 18 تا 47 درجه بالاى صفر است.

شمار ساکنان دائمى مکه را در سال 1402 سیصد هزار تن نوشته‏اند «2» ودر موسم‏حج به بیشتر از یک میلیون و نیم مى‏رسد.

مردم شهر، بلا استثنا مسلمانند و این سنت از زمان نزول سوره مبارکه برائت تا امروز رعایت مى‏شود. از مغرب زمینیان کسانى که خود را به مکه و مدینه رسانده سپس درباره این دو شهر کتاب نوشته‏اند، مسلمان بوده و یا بظاهر ادعاى مسلمانى کرده‏اند.

مکه تاریخى قدیم و طولانى دارد، بطلمیوس نام آن را «مَکْرُبا» نوشته است «3» و احتمال مى‏دهند این کلمه از لهجه‏ سبائیان- ساکنان جنوب عربستان- است که معنى مقدس و محترم مى‏دهد «1» هر چند این شهر از هزاران سال پیش به قداست معروف بوده است، اما از سراسر این تاریخ جز آغاز و آخر آن، به درستى روشن نیست. به موجب قرآن کریم نخستین کس ابراهیم علیه السلام بود که خانواده خود را در این سرزمین بى آب و علف جاى داد. ابراهیم علیه السلام به خداى خود چنین گفت:

 «پروردگارِ ما! من تنى چند از فرزندانم را در درّه‏اى که رویندگى ندارد نزدیک خانه با حرمت تو جاى دادم. اى پروردگار ما! تا نماز را برپا دارند.»

و درباره شهر مکه از خدا چنین خواست:

 «پروردگار من! این شهر را ایمن گردان و از مردم آن، آنان را که به خدا و روز رستاخیز گرویده‏اند، از ثمره‏ها روزى کن.»

از دوره ابراهیم تا آنگاه که مهاجران جنوب عربستان در مکه سکونت کردند، بر این شهر چه گذشته است؟ خدا مى‏داند، تاریخ آن بدرستى روشن نیست. جز آنکه در این فترت طولانى، از تیره‏اى که بر آن مسلّط شدند و عمالیق نام داشتند سخن رفته‏است.

عمالیق: یا عمالقه (صحرا نشینان) که نام آنان در سفرهاى پیدایش اعداد، سموئل و جایهاى دیگر تورات آمده، گروهى بیابان‏گرد و جنگجو بودند که با بنى‏اسرائیل دشمنى داشتند و چند بار میان آنان و این قوم درگیرى پیدا شده است. در سده چهارم میلادى بر اثر به هم خوردن اوضاع اجتماعى و اقتصادى جنوب عربستان، دسته‏هائى از مردم جنوب به دیگر نقاط شبه جزیره مهاجرت کردند. تیره‏اى که به نام جُرْهُم معروف بودند، در مکه ساکن شدند و کار شهر را به دست گرفتند، سپس تیره جنوبى دیگرى بنام خُزاعَه جرهم را به کنار زد و خود بر شهر مسلط شد.

در آغاز سده ششم میلادى (احتمالًا) قُصَىّ فرزند کِلاب که جدّ اعلاى رسول اکرم است قبیله خزاعه را به کنار زد و خویشاوندان خود، قُریش را که در بیابان‏ها و دره‏هاى بیرون مکه مى‏زیستند به شهر در آورد و ریاست شهر را به دست گرفت «2» و دارالندوه را تأسیس کرد

دارالنَّدْوَه آن روز نخستین و تنها مجلس مشاوره در سراسر عربستان به شمار مى‏رفت، این مجلس سپس منزلگاه خلفا و امرا گردید، سپس اندک بناى آن رو به ویرانى نهاد و سرانجام جزو مسجد گردید. و امروز هیچ نشانى از آن نمانده است.

                        عرشیان، سید جعفر شهیدی ،  ص: 36 -  37