شهریار، محمد حسین (1283- 1367 ه. ش)
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شهریار، محمد حسین ،چه بودى اگر هر زمان ،قطعه‏اى را در منقبت مولا ،«افسانه شب»

سید محمّد حسین بهجت تبریزى متخلّص به شهریار در تبریز متولّد شد. دوران کودکى او مصادف با انقلاب تبریز بود. تحصیلات ابتدایى خود را با خواندن گلستان و نصاب نزد پدر آغاز کرد و در همان اوان با دیوان حافظ آشنایى یافت. سپس دوره متوسّطه را در مدرسه متّحده و فیوضات به پایان رساند. در سال 1300 ش به تهران آمد و تحصیلات متوسّطه را در دار الفنون گذراند و وارد مدرسه طب شد و پس از پنج سال تحصیل، کمى پیش از گرفتن مدرک دکترا، مدرسه را ترک گفت. در سال 1310 ش به خدمت دولت درآمد و در نتیجه تهران را ترک کرد و به خراسان رفت و تا سال 1314 ش در آن جا به سر برد. پس از چندى به تهران بازگشت و در بانک کشاورزى و پیشه و هنر مشغول گشت. شهریار از دوران تحصیل شعر مى‏گفت و در اشعار خود «بهجت» تخلّص مى‏کرد ولى بعد تخلّص خود را با تفألى از دیوان حافظ به «شهریار» تغییر داد.

اوّلین مجموعه کوچک اشعارش در سال 1310 ش با مقدّمه ملک الشعراى بهار انتشار یافت. شهریار به دو زبان عربى و فرانسه تسلّط داشت. اشعارى هم به زبان ترکى دارد که مشهورترین آنها منظومه «حیدر بابایه سلام» است. دیوان او شامل انواع شعر به ویژه غزل مى‏باشد. امّا آنچه شهریار را معروف و مشهور کرده منظومه «حیدر بابا» و مهمّ‏تر از آن شعرِ «على‏ اى‏ هماى‏ رحمت» اوست که زبانزد خاص و عام است و شور و حال خاصى دارد. شعرى که 63 سال از سرودن آن مى‏گذرد و لیکن هنوز هم طراوت و تازگى غیر قابل وصفى دارد که حاکى از روح لطیف و عشق عمیق شاعر به شاه مردان على (ع) است. آن على عالى اعلا که به هنگام نماز، انگشترى خود را به فقیر مى‏بخشد و سفارش مى‏کند که با قاتل او مدارا کنند زیرا که اسیر است. آن بزرگ انسانى که شاعر ادّعا مى‏کند که خدا را به وسیله او شناخته است. آن على که، شیر خدا و شاه عرب مى‏باشدولى در تاریکى شب براى یتیمان عرب شام مى‏برد و دست شفقت و مهر بر سر آنان مى‏کشد. شهریار عاشق على (ع) است. جز ذاتِ بارى تعالى که از حدّ قیاس فراتر از آدمیان مى‏باشد، نام هیچ‏کس به اندازه مولا (ع) ورد زبان او نبوده است. على (ع) براى شهریار، فراتر از یک بشر است هر چند که على (ع) به راستى فرا بشرى در میان آدمیان بوده، امّا شهریار او را از این هم فراتر مى‏بیند اگر چه على (ع) براى او آیینه حق و ترازوى عدالت و مظهر شجاعت و بسیارى فضایل دیگر است امّا در ترازوى احساس و عشق او، بیش از این‏ها وزن دارد. على (ع) به یک کلام براى شهریار نماد اسلام است ... على (ع) ذکرش یادش و تکریمش، ترجیع‏بند، بسیار مکرّر شعر شهریار است. در مثنوى بلند «افسانه شب» پاره مربوط به على (ع) از اوج‏هاى بى‏تردید شعر اوست ....

دایره راز و نیاز شاعر با مولا (ع) از این هم گسترده‏تر است: على (ع) نه تنها در حیطه ایمان و جان شاعر بلکه در شعر او نیز نخستین فردى است که بدل به انسان اوّل مى‏شود.

کلام مولا (ع) از سرمشق‏هاى سخنورى شاعر است و دفترى در دیوانش به طور مجزّا گنجانده که شاعر بر آن نام اقتباس و ترجمه از دیوان حضرت امیر (ع) داده است. تمام شعرهاى این بخش در هر قالب، در واقع برگردان‏هاى فارسى سخنان حضرت امیر (ع) است و شاعر در این کار خلاقیت و هنرش را یک پارچه به خدمت گرفته است تا بهتر از عهده برداشتن این کوه سنگین حکمت و جهان‏بینى و ایمان و خداپرستى و عدل و داد و جوانمردى و ... برآید. «1»

شهریار همچنین قطعه‏اى را در منقبت مولا على (ع) از نویسنده مسیحى جرج جرداق تهیه و ترجمه کرده است.

آرزوى تحقق‏ناپذیر

«چه بودى اگر هر زمان چون على‏

 

یلى زادى از مادر روزگار

ترازوى عدلى چنان مستقیم‏

 

ستون امانى، چنان استوار

مکارم، همان گونه آرام‏بخش‏

 

مواعظ، همان گونه آموزگار

همان گونه از ظلم، بنیاد کن‏

 

همان‏گونه با زخم، مرهم گذار

به مغز عظیمش همان عزم جزم‏

 

به کفّ کریمش، همان ذوالفقار

     
______________________________
(1). این ترک پارسى‏گوى، صص 199- 200.

مناقب علوى در آئینه شعر فارسى، رادفر ،متن،ص:362