حقّ پدرت، حقّ فرزندت و حقّ برادرت، آن است که:
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: حقّ پدرت، ،حقّ فرزندت ،حقّ برادرت، ،خیرخواهى نسبت به

 

بدانى او اصل وجود تو است، که اگر نمى‏بود، تو هم نبودى.

پس هر نیکى در خودت دیدى که از آن شگفت‏زده شدى، بدان که پدرت، اصل نعمت بر تو در آن خیر بوده است. پس خدا را به اندازه آن حمد و شکر کن. و نیرویى جز به سبب خدا نیست.

حقّ فرزندت، این است که:

بدانى از تو است، و در دنیاى گذرا، به خیر و شرّ خود، وابسته تو است. و تو در برابر سرپرستى او مسئولى که او را نیکو ادب نمایى، به سوى خداى عزّ و جلّ راهنمایى کنى، و در طاعت خدا به او کمک رسانى.

پس در کارهاى او بکوش، مانند کوشیدن کسى که مى‏داند در نیکى به او پاداش مى‏گیرد. و اگر با او بدرفتارى کند، عقاب مى‏شود.

حقّ برادرت، این است که:

بدانى دست تو و مایه عزّت و قدرت تو است، پس او را سلاحى بر معصیت خدا مگیر، و براى ظلم کردن بر آفریدگان خدا، او را وسیله‏اى مساز.

و در برابر دشمنش، یارى او را رها مکن.

و از خیرخواهى نسبت به او دریغ مدار. اگر اوامر خداى تعالى از پیروى کرد، چه بهتر. و اگر چنین نکرد، خدا را گرامى‏تر از او نزد خودت بدان. و نیرویى جز به سبب خدا نیست.

گلچین صدوق، ج‏1، ص: 110