اندرز ابو ذر، توشه راه‏
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: اندرز ابو ذر، توشه راه‏ ،براى سفر روز قیامت ،اجعل الدّنیا کلمتین ،حسرت روزى که

ابو ذر در کنار کعبه بپا خاست و گفت:

من جندب بن سکن هستم‏ «1». مردم گرد او آمدند و او گفت:

هنگامى که براى شما سفرى پیش مى‏آید، با خود توشه‏اى بر مى‏دارید. پس براى سفر روز قیامت، توشه‏اى بر گیرید.

آیا در این سفر، به چیزى نیاز ندارید؟

گفتند: ما را راهنمایى کن.

جناب ابو ذر فرمود:

صم یوما شدید الحرّ للنّشور.

و حجّ حجّة لعظائم الأمور.

و صلّ رکعتین فی سواد اللّیل لوحشة القبور.

کلمة خیر تقولها، و کلمة شرّ تسکت عنها، أو صدقة منک على مسکین، لعلّک تنجو بها- یا مسکین- من یوم عسیر.

اجعل الدّنیا درهمین:

درهما أنفقته على عیالک، و درهما قدّمته لآخرتک، و الثّالث یضرّ و لا ینفع، لا ترده.

اجعل الدّنیا کلمتین:

کلمة فی طلب الحلال، و کلمة للآخرة، و الثّالثة تضرّ و لا تنفع، لا تردها.

در یک روز گرم، به یاد روز حشر، روزه بگیرید. و براى کارهاى سخت‏ «1»، حج به جا آورید.

و براى تاریکى و وحشت قبر، در تاریکى شب، دو رکعت نماز بگذارید.

توشه این راه، کلمه خیرى است که بیان مى‏کنى، و کلمه شرى است که از گفتنش خود را باز مى‏دارى.

یا صدقه‏اى که به مسکینى محتاج بخشى، تا از مشکلات آن روز دشوار (قیامت) نجات یابى. اى بشر محتاج!! دنیا را در دو درهم خلاصه کن:

یک درهم، براى خانواده‏ات نگاه دار. و درهم دیگر را براى آخرتت پیش فرست. و بدان که، درهم سوم، تنها برایت زیان دارد، نه سود. و هیچ گاه به آن نیاز پیدا نخواهى کرد.

دنیا را در دو کلمه خلاصه کن: یک کلمه، براى طلب حلال و کلمه دیگر، براى آخرت. و کلمه سوم، زیان دارد و سود ندارد. و به آن نیاز نخواهى یافت.

جناب ابو ذر، سپس چنین افزود:

قتلنى همّ یوم لا أدرکه.

حسرت روزى که به آن نرسیده‏ام، مرا کشت‏ «1».

گلچین صدوق، ج‏1، ص:79 -  81