مصافحه و معانقه و بوسیدن‏
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مصافحه و معانقه و بوسیدن‏

1-   خصال: بسندش تا امام پنجم (ع) که مؤمن با مؤمن مصافحه کند و با هم دست دهند جدا شوند و گناهى ندارند.

2 - همان در اربعمائه که امیر مؤمنان (ع) فرمود: چون برادر خود را دیدید و با هم‏ دست دادید و خوشروئى کردید جدا شوید و هر گناهى دارید رفته است و فرمود: با دشمن خود هم دست بده و گرچه بد است که خدا عز و جل بدان امر کرده میفرماید در سوره فصلت آیه 34 و جلوگیر بدان چه بهتر است که بناگاه آنکه با او دشمنى دارى دوستى نزدیک باشد 35 و در نیابند آن را جز آنان که صبر دارند و در نیابدش جز آنکه بهره بزرگ دارد.

3- امالى طوسى: تا رسول خدا (ص) که چون بهم برخورید با سلام و مصافحه باشد و چون جدا شوید با استغفار.

4- معانى الاخبار: تا گفت: نهى کرد رسول خدا که دو مرد لب هم را ببوسند یا برهنه با هم بخوابند بى‏ضرورت.

5- همان: بسندش تا امام ششم (ع) فرمود: کسى باندازه قدر خدا را نداند و نه به اندازه قدر پیغمبر او را و نه باندازه قدر مؤمن را که راستى با برادر خود برخورد و با او دست دهد و خدا بدانها نظر کند و گناهان از سر و روى آنها فرو ریزد تا از هم جدا شوند چنانچه برگ درخت با باد تند فرو ریزد.

6- کافى: بسندش تا ابى عبیده که من هم کجاوه امام پنجم (ع) بودم و اول سوار میشدم و سپس آن حضرت سوار میشد و چون برابر هم میشدیم سلام میکرد و چون کسى که از او دور بوده احوالپرسى میکرد و دست میداد، و گوید: چون پائین مى‏آمد پیش از من بود، و چون روى زمین برابر میشدیم باز سلام بود و احوالپرسى از کسى که دور بوده، گفتم: اى زاده رسول کارى میکنى که دیگران ما نکنند، و اگر یک بار هم بکنند بسیار است؟ فرمود: ندانى چه باشد در مصافحه دو مؤمن؟ چون دو مؤمن بهم برخورند یکى بدیگرى دست دهد پیوسته گناهان بریزند از هر دو چنانى که برگ از درخت و خدا بهر دو نظر دارد تا از هم جدا شوند.

 

            آداب و سنن-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ص:19 -  20