راز ازدواج‏هاى رسول خدا (ص)
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: راز ازدواج‏هاى رسول خدا (ص) ،ازدواج پیغمبر (ص) با جویریه، ،ازدواج با زینب دختر جحش ،ازدواج پیغمبر (ص) با عایشه

پیش از این که به بررسى موضوع دیگرى منتقل شویم، لازم مى‏دانیم به فلسفه تعدد زوجات‏ پیغمبر (ص) نظرى کوتاه بیندازیم. این مسأله دستاویزى براى خاورشناسان غربى براى حمله به رسول اکرم (ص) و تعالیم آسمانى دین اسلام شده است. از نظر ما این تعدد زوجات‏ بر اساس انگیزه‏هاى سیاسى، انسانى، بیان احکام شرعى و مطابق مصالح عالى اسلام بوده است. این مطلب‏

______________________________
(1). المواهب اللدنیه، 1/ 97؛ ذخائر العقبى، 165.

را در چند نکته به اختصار توضیح مى‏دهیم؛

1. در برخى موارد، هدف رسول خدا (ص) صرفا مسائل انسانى بوده است.

چنان که زنى مسلمان شد و هجرت کرد. این زن مهاجر شوهرش را در جنگ یا به مرگ طبیعى از دست داد. وى راهى براى بازگشت به خانواده مشرک خود نداشت. چه نمى‏توانست در مقابل فشارهاى مادى و روانى آنان مقاومت کند. البته این در صورتى بود که این زن مسلمان مهاجر را که مى‏خواست دین و عقیده خود را در میان آن‏ها حفظ کند، زیر شکنجه‏هاى بدنى توان فرسا و وحشیانه قرار ندهند. از سوى دیگر در جامعه نوپاى مدینه هم کسى را نداشت که از او سرپرستى و عیال دارى کند. نمونه این مسأله را در سوده دختر زمعه مى‏بینیم که بیش از پنجاه سال عمر داشت. دیگرى زینب دختر خزیمه بود که او هم چنین وضعیتى داشت.

علاوه بر این بیوه ماندن وى موجب مى‏شد که زبان‏ها و هواهاى نفسانى برخى او را هدف اتهامات نارواى خویش سازند و بدین ترتیب در فشار قرار گیرد یا حتى اغواء شود. این با شخصیت و موقعیت وى در این جامعه غریب سازگارى نداشت. این در صورتى است که بیوگى چنین زنى به بحران‏هاى روانى و حتى قبیله‏اى بى‏دلیل نینجامد.

در این میان بهترین سرپرست، یاور، نگهبان و نان‏آور، پیغمبر اکرم (ص) بود.

مگر این که برخى از نیکان صحابه حاضر مى‏شدند، با آنان ازدواج کنند.

2. ازدواج پیغمبر (ص) با جویریه، چنان که مى‏گویند، باعث شد که مسلمانان صد نفر از افراد خانواده او را به میمنت این ازدواج آزاد کنند. دحلان معتقد است که مسلمانان دویست نفر از افراد قبیله جویریه را آزاد کردند. در نتیجه شمار زیادى از خویشاوندان وى مسلمان شدند. «1» این هم نوعى جذب‏

______________________________
(1). سیرة المصطفى، 467.

قلوب مردم به اسلام است و آنان را تشویق و ترغیب مى‏کرد تا به آیین مسلمانى درآیند. چنان که از راه‏هاى دیگر نیز آنان را به اسلام ترغیب مى‏فرمود. از جمله دادن مال، همسر و واگذارى برخى کارها به آنان.

عمرو بن عاص نوعى دیگر از جذب افراد را یادآور مى‏شود که هرگز به ذهن کسى خطور نمى‏کند. او مى‏گوید:

رسول خدا (ص)، به سراغ بدترین افراد مى‏رفت و با آنان سخن مى‏گفت و دلشان را به مسلمانى جلب مى‏کرد. چنان که خودش به سراغ من مى‏آمد و با من سخن مى‏گفت. آن قدر با من حرف زد که گمان کردم بهترین مردم هستم ....

3. ازدواج با زینب دختر جحش بر پایه ضرورت شرعى صورت گرفت.

بدین ترتیب که شوهر زینب، زید بن حارثه را به پسرخواندگى خود پذیرفت.

مردم عرب عقیده داشتند که پسر خوانده همانند پسر حقیقى است و همه احکام او را در حرمت، ارث و ... دارد. از نظر شریعت اسلامى، این عقیده باطل بود و باید به آن خاتمه داده مى‏شد. راه چاره‏اى براى ریشه‏کن کردن این مفهوم جاهلى وجود نداشت، مگر اقدام عملى چنان که قابل تردید و تأویل نباشد. از این رو ازدواج رسول خدا (ص) با زن سابق پسرخوانده‏اش، بهترین وسیله براى زدودن این مفهوم غلط از اذهان مردم بود. چنین هم شد.

4. رسول خدا (ص) براى هدایت و ارشاد مردم آمده است. مردم باید به او ایمان آورند و در مقابل امر و نهى حضرت تسلیم باشند. ضرورى است که پیغمبر (ص) در دل مسلمانان جایگاهى عالى‏رتبه داشته، آن قدر محبوب قلوب آنان باشد که جاى همه چیز از جمله مال و ثروت، فرزند و حتى خودشان را بگیرد. این نصّ قرآن کریم است که مى‏فرماید:

قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ

رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ. «1»

بگو: اگر پدران و پسران، و برادران، و زنان، و خاندان شما و اموالى که گرد آورده‏اند، و تجارتى که از کسادش بیمناکند و سراهایى را که خوش مى‏دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‏داشتنى‏تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را (به اجرا در) آورد و خداوند فاسقان را راهنمایى نمى‏کند.

امّا پس از آن که رسول خدا (ص) به ناچار به جنگ عرب رفت و آنان را شکست داد و بر همگان چیره شد و بین بسیارى از قبایل که شمارى از همسران حضرت به آنان نسبت مى‏بردند و مسلمانان و در رأس آنان، پیغمبر اکرم (ص) جنگ‏هایى به وقوع پیوست و مردمانى کشته شدند. چنان که پیش از این دیدیم مسأله ثار و خون خواهى نزد مردم عرب از اهمیت خاصى برخوردار است. آرى، بر این اساس ضرورت ایجاب مى‏کرد که راه‏هاى مختلفى را به منظور جلب قلوب آنان و ایجاد نوعى رابطه و علاقه در پیش گیرد تا همه یا لااقل شمارى از مردم عرب را به آن حضرت مرتبط سازد و بر پایه اعتماد متقابل، با وى رفتار و مواضع روشنى داشته باشند. از سوى دیگر فرصت هرگونه اقدام منفى در مقابل پیغمبر (ص) و دعوت اسلامى را از آنان سلب کند.

و آنگاه که رسول خدا (ص) توانست از نظر روانى و عقیدتى بر آنان چیره شود، در حقیقت راه را براى نابودى حقد و کینه‏هاى نهفته در قلوب عرب هموار نمود. بدین ترتیب همه با هم در راه یک هدف و یک عقیده همگام و همراه شدند.

به همین دلیل مى‏بینیم که آزار و اذیّت توان‏فرساى شمارى از همسران خود

______________________________
(1). توبه (9): 24.

را تحمل و با مشکلات و سختى‏هاى فراوان مواجه مى‏شود، امّا هرگز این رابطه را براى همیشه قطع نمى‏کند، زیرا با این همسران خود بر پایه موقعیت حاد سیاسى رفتار مى‏کند نه بر پایه جوّ خانوادگى و علقه‏هاى همسرى. «1»

5. به عنوان نمونه، چنان که به نظر مى‏رسد، ازدواج پیغمبر (ص) با حفصه یک ازدواج سیاسى بود. مى‏توان این نکته را از سخنان عمر به حفصه فهمید که وقتى با همدستى عایشه علیه رسول خدا (ص) متحد شد و حضرت از هر دو کناره‏گیرى کرد؛ مى‏خواست حفصه را براى بار دوم طلاق دهد. عمر نزد دخترش آمد و گفت:

به خدا قسم، مى‏دانم که رسول خدا (ص) تو را دوست ندارد و اگر من نبودم ترا طلاق مى‏داد. «2»

چنان که برخى عقیده دارند، رسول خدا (ص) مى‏خواست بین أبو بکر و عمر مساوات برقرار نماید و داماد هر دو باشد. «3» این سخن بدان معنى است که ازدواج با حفصه، سیاسى بود نه آن چنان که برخى مدّعى‏اند، بر پایه تمایلات جنسى سرکش.

ازدواج پیغمبر (ص) با عایشه هم چنین وضعیتى داشت. رسول خدا (ص) مى‏خواست از طریق ازدواج با وى، حمایت أبو بکر و فرزندانش را داشته باشد.

هنگامى که رسول خدا (ص) حفصه را براى بار نخست طلاق داد، عمر مشتى خاک بر سرش ریخت و گفت: پس از این خداوند به عمر و دخترش عنایت نخواهد داشت. پس رسول خدا (ص) به عمر رحم کرد و به حفصه رجوع نمود. «4»

______________________________
(1). بنگرید: حدیث الافک، 165.  (2). صحیح مسلم، 4/ 165؛ الجامع لاحکام القرآن، 18/ 190.

(3). مع المفسرین و المستشرقین فى زواج النبى (ص)، 104.   (4). اسد الغابه، 5/ 426؛ الاصابه، 4/ 273.

این موضوع شدید عمر در قبال طلاق دخترش، پیغمبر (ص) را ناچار ساخت تا دوباره به حفصه رجوع کند! عمر دخترش را به این نکته توجّه داد، آنگاه که حضرت مى‏خواست حفصه را براى بار دوم طلاق دهد؛

او ترا یک بار طلاق داد، سپس به خاطر من به تو رجوع کرد.

یا گفت: پیغمبر (ص) ترا طلاق داد و به خاطر من به تو رجوع کرد. «1»

بدین ترتیب نادرستى این سخن روشن مى‏شود که مى‏گویند: پیامبر (ص) به دستور جبرئیل که گفت: حفصه زن نمازگزار و روزه‏دارى است، «2» به او رجوع کرد! خصوصا که زن نمازگزار روزه‏دار، پیغمبر خدا (ص) را ناچار نمى‏سازد که دو بار او را طلاق دهد و سپس به خاطر پدرش به او رجوع کند!

دروغ آشکارى است که مى‏گویند: وقتى پیغمبر (ص) حفصه را طلاق داد، مردم اندوهگین شدند. عثمان بن مظعون و برادرش قدامه، دایى حفصه بر او وارد شدند. در این هنگام پیغمبر (ص) بر حفصه وارد شد و گفت: حفصه؛ جبرئیل پیش‏تر نزد من آمد و گفت: خداوند ترا سلام مى‏رساند و مى‏گوید: به حفصه رجوع کن. او زن روزه‏دار نمازگزارى است. او در بهشت همسر تو است.

یک روایت دیگر هم هست که نزدیک به همین مضمون است و چنان که ادعا مى‏کنند، رجال سند آن، رجال صحیح است. «3»

آرى، این سخن، دروغ آشکار است، زیرا عثمان بن مظعون مدّتى پیش از ازدواج پیغمبر (ص) با حفصه فوت کرد. در حالى که قضیه طلاق وى مربوط به زمانى است که مسأله‏اى بین او و ماریه قبطیه پیش آمد. مى‏دانیم ماریه در سال هفتم یا هشتم هجرت به مدینه آمد.

علاوه بر این گفتیم که از یک زن روزه‏دار نمازگزار انتظار نمى‏رود،

______________________________
(1). بنگرید: اسد الغابه، 5/ 426؛ مجمع الزوائد، 9/ 244؛ الاصابه، 4/ 273.

(2). بنگرید: اسد الغابه، 5/ 426؛ مجمع الزوائد، 9/ 244؛ الاصابه، 4/ 273.

(3). بنگرید: مجمع الزوائد، 9/ 244؛ تاریخ الخمیس، 1/ 416- 417؛ الطبقات الکبرى، 8/ 58.

به گونه‏اى با پیغمبر (ص) رفتار کند که حضرت ناچار شود دو بار او را طلاق دهد!

از سوى دیگر خردمندانه نیست که زنى که پیغمبر (ص) را اذیّت کرده، در بهشت همراه او باشد. خداوند متعال فرمود:

وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.

و کسانى که پیامبر خدا را آزار مى‏رسانند، عذابى پردرد (در پیش) خواهند داشت.

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً.

بى‏گمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرد و برایشان عذابى خفّت‏آور آماده ساخته است.

سیرت جاودانه ،ج‏2،ص :33 – 38