تعدَد زوجات
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تعدَد زوجات ،زنان فراوان امام ،دروغپردازان ،در تعدد زنها اسرافى

(1) درباره زنان فراوان امام پرسشهاى زیادى مطرح است و دروغپردازان در این باره سخنهائى بگزاف گفته‏اند و این تهمت‏ها زائیده کینه و سوء ظنهائى است که افراد نادان ساخته و گفته‏اند که امام در اثر هواپرستى و هوسرانى به ازدواجهاى زیادى دست زده است و ما میدانیم که چنین افتراهائى از ساحت امام دور است و امام از پیروى غرایز شهوى مبرا است زیرا او پیشواى جوانان اهل بهشت است و قرآن مجید در عصمت و پاکى او سخن گفته است.

ما بزودى ثابت مى‏کنیم که بهتانهاى راویان دروغگوى، سراسر باطل و دروغ و از هر جهت آلوده به تردیدها و ناروائیهاى کاذبانه است و در اینجا ناگزیریم این گفتار را مورد بررسى و تحلیل و تحقیق قرار دهیم و شرح مختصرى درباره آنها بیان داریم.

بعضى از دانشمندان این خبرها را درست میدانند ولى از جنبه اسلامى اشکالى براى آن نمى‏بینند و برخى دیگر این اخبار را دروغ و مجعول میدانند و بهتر است که ما دلایل هر دو گروه را بررسى کنیم، آنهائى که این خبرها را درست میدانند بدین گونه استدلال مى‏کنند:

1- از لحاظ شریعت اسلامى مانعى براى تعدد زوجات‏ نیست و اسلام چنین کارى را جایز دانسته است و این سخن از منجى عالم بشریت که مردم را به ازدیاد فرزند تحریض میفرمود مشهور است که گفت (زن بگیرید و فرزند بیاورید تا من بتعداد فراوان شما حتى بکودکان سقط شده بر دیگر امت‏ها مباهات کنم) و سفیان ثورى‏

گفت (در تعدد زنها اسرافى نیست) (1) و خلیفه دوم گفت (من زن مى‏گیرم ولى حرصى در زناشوئى ندارم و با آنها مى‏آمیزم ولى شهوتى در این مورد ندارم) به او گفتند پس چرا زن میگیرى؟ گفت براى آنکه پیروان فراوانى براى پیامبر بیاورم. بگفته تاریخ مغیرة بن شعبه هزار زن گرفت‏ «1» و امیر المؤمنین (ع) چهار زن و نوزده فرزند داشت‏ «2». این شیوه مربوط به اسلام بود اما پیش از اسلام، گویند که سلیمان بن داود هفتصد زن آزاد و سیصد کنیز داشت و پدرش داود یکصد زن آزاد و سیصد کنیز گرفته بود در این صورت زیادى زن در شریعت اسلامى مانعى ندارد و نمیتوان امام را در این باره سرزنش کرد.

2- امام از آن جهت زنان فراوانى گرفت تا وابستگان زیادى پیدا کند و قدرت و حشمت یابد و در برابر بنى امیه که براى نابودى بنى هاشم و در هم شکستن قدرت آنها تلاش مى‏کنند نیروئى بیابد.

3- پدرهاى دختران، خودشان دختران خود را به امام عرضه مى‏داشتند و اصرار میکردند که امام آنها را بگیرد تا بدین وسیله شرافتى را دریابند و به فرزند پیامبر که سبط اکبر و پیشواى جوانان بهشت است تقرب جویند، آنها مى‏دیدند ابو بکر که از مردم عادى عرب بود وقتى که دخترش عایشه را به پیامبر داد بمقام و شرفى بزرگ رسید و مقام والائى در میان مسلمانان پیدا کرد، آنها هم دخترانشان را به امام پیشنهاد مى‏کردند تا بافتخار خویشاوندى پیامبر نائل شوند. این دلایل کسانى بود که کثرت زنان امام را توجیه میکردند، کسانى هم که این مسأله را نفى میکردند چنین دلیل مى‏آوردند:

زندگانى حسن بن على(ع) ،ج‏2،ص:552