[چرا نوزاد هنگام تولد فاقد عقل و قوه تشخیص است؟]
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: [چرا نوزاد هنگام تولد فاقد عقل ؟ ،دانا و عاقل متولد ؟ ،احتیاج پدر و مادر ،شنیع‏تر و قبیح‏تر از همه‏

امام  صادق علیه السّلام فرمود : اگر فرزند، دانا و عاقل متولد مى‏شد، هر آینه دنیا در نظرش بسیار غریب مى‏نمود و حیران مى‏ماند به جهت آن که بناگاه امرى چند مى‏دید که نمى‏دانست، و وارد مى‏شد بر او غرایبى که مانند آنها مشاهده نکرده بود از اختلاف صور عالم و مرغان و چهار پایان و غیر آنها و ساعت به ساعت و روز به روز.

و عبرت بگیر براى این، از حال کسى که او را اسیر کنند و از شهرى به شهرى برند و او عاقل باشد مانند واله و حیران او را وحشتى مى‏باشد با آن که اوضاع شبیه به آنها را بسیار دیده است و کسى را که در کودکى و نادانى اسیر کنند سخن و ادب زودتر مى‏آموزد از کسى که در دانائى و بزرگى او را اسیر کنند.

و ایضا اگر عاقل متولد شود، مذلّتى در خود خواهد یافت از آن که نتواند به راه رفتن و او را بر دوش گیرند و در خرقه‏ها پیچند و در گهواره خوابانند و بر رویش جامه افکنند، و حال آن که ناچار است براى او این امور براى رقّت بدن و رطوبتى که در اعضاى او است در هنگام متولد شدن.

و ایضا اگر دانا و کامل متولد مى‏شد، آن شیرینى و وقعى که کودکان را در دلها مى‏باشد او را نخواهد بود لهذا اول که به دنیا مى‏آید نادان و غافل است از آنچه اهل دنیا در آن هستند و اشیاء را ملاقات مى‏کند با ذهن ضعیفى و معرفت ناقص و روز به روز اندک اندک در دیدن هر چیز و ورود هر حال معرفتش زیاد مى‏شود، و به امور غریبه الفت مى‏گیرد، و بر احوال مختلف معتاد مى‏شود، و به تدریج از حد تأمل و حیرت به مرتبه مى‏رسد که به عقل خود تصرّف و تدبیر و چاره امور معاش خود مى‏کند و عبرت مى‏گیرد از احوالى که مشاهده مى‏نماید و به سهو و غفلت مبتلا گردد و به طاعت و معصیت مکلّف مى‏شود.

و ایضا اگر در حین ولادت عقلش کامل و اعضایش قوى مى‏بود و در کار خود مستقل مى‏بود، حلاوت تربیت اولاد زایل مى‏شد و مصلحتى که پدر و مادر را در تربیت فرزندان هست به عمل نمى‏آمد.

و حکمتى که در این تربیت است که بعد از احتیاج پدر و مادر به تربیت ایشان مکافات حقوق آباء و امّهات بکنند برطرف مى‏شد، و پدران و فرزندان به یک دیگر الفت نمى‏گرفتند زیرا که فرزندان از تربیت و محافظت ایشان مستغنى مى‏بودند، پس در همان ساعت که از مادر متولد مى‏شدند از ایشان جدا مى‏شدند، و کسى پدر و مادر خود را نمى‏شناخت و نمى‏توانست احتراز کرد از نکاح و خواستگارى مادر و خواهر و محرمان خود و کمتر قباحتى بلکه شنیع‏تر و قبیح‏تر از همه‏

آنست که اگر با عقل از شکم مادر بیرون آید خواهد دید چیزى که حلال و نیکو نیست دیدن آن، یعنى عورت مادر. آیا نمى‏بینى چگونه هر امرى از امور خلقت را باز داشته با نهایت صواب و حکمت و خالى گردانیده خورد و بزرگ امور خود را از شوائب خطا و زلل.

ترجمه توحید المفضل، ص:64 -  65