فلسفه آزادى:
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فلسفه آزادی ،آزادی پدیده ای ،نظریه ی فروید راجع به آزادی

آزادى کلى به این معنى صحیح است که نباید مانع بروز استعدادهاى بشر شد؛ دیگر به این معنى صحیح است که بسیارى چیزهاست که با جبر نمى‏توان به بشر تحمیل کرد، و دیگر به این جهت است که بشر موجودى است که باید بالاختیار و در صحنه تنازع و کشمکش به کمال خود برسد؛ اما آزادى به معنى اینکه نباید مزاحم خواب بشر شد، غلط است. فروید به عنوان افتخار بزرگى براى خود مى‏گوید: «بعد از مدتها فهمیدم از کسانى هستم که مزاحم خواب بشر شده‏ام.» با اینکه در این جهت هم اشتباه کرده است اما این تهمت را به خود زده است.

تعریف آزادى:

 آنچه تا اینجا معلوم شد عبارت است از:.

الف. آزادى پدیده طبیعى نیست، از صفات واقعى انتزاعى فلسفى یا از صفات فرضى ریاضى اشیاء هم نیست، بلکه مفهومى است اعتبارى و عملى که از استعداد طبیعى موجودى براى تکامل اعتبار مى‏شود و خلاصه مفهومش این است که نباید مانعى در راه رشد استعداد طبیعى انسان به وجود آورد (نه اینکه نباید مانعى در مقابل خواسته و عقیده او ایجاد کرد.).

آیا آزادى از مختصات انسان است؟:

ب. ایجاد مانع براى رشد طبیعى یک گیاه مثل اینکه گلى را در سایه یا در محیط تنگ و کوچک از لحاظ فضا قرار دهیم کار ناپسند و تجاوز به حق هست اما چون مقرون به شعور از طرف گل نیست، ظلم نیست و در حیوان اگر مستلزم ایذاء باشد ظلم است و الّا نه. اما به مصرف انسان رساندن گیاه یا حیوان به هیچ نحو ظلم نیست. پس این بحث که در نمره 2 طرح شد [که‏] آیا آزادى از مختصات انسان است یا نه، به این صورت باید حل شود که معنى آزادى لزوم عدم ایجاد مانع است؛ این لزوم درباره انسان صادق است فقط و درباره گیاه به هیچ نحو صادق نیست هرچند گیاه هم داراى حقوقى است، و درباره حیوان فقط آنجا که موجب اذیت در کار باشد نباید ایجاد اذیت و آزار کرد ولى این‏ معنى غیر از آزادى مصطلح است، پس آزادى از مختصات انسان است.

                        یادداشت‏ها، ج‏1، ص: 77