[زن در جاهلیت و اسلام]
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: زن در جاهلیت و اسلام ،ابتدائی ترین حقوق ،معبد سالوس ،مرد و زن

زن در طول تاریخ پرفرازونشیب بشریت زندگى دردآلود و پرماجرایى را پشت سر گذاشته است، او در برخى جوامع به عنوان یک شخصیت غیر مستقل در تمام زمینه‌هاى اجتماعى، سیاسى و اقتصادى شناخته مى‌شد، و با او غالباً به صورت یک کالا و نه به عنوان یک انسان رفتار مى‌شد، همان کارى که امروز در میان برخى جوامع خصوصاً کشورهاى متمدن و پیشرفته مشاهده مى‌شود که چنان زن را تحقیر نموده و شخصیت او را در هم شکسته‌اند که چون عروسک بى‌اراده‌اى تنها براى خاموش کردن آتش شهوت یا براى تبلیغ کالاهاى مصرفى آنان کاربرد دارد.

در محیط پیدایش اسلام قبل از ظهور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نیز وضعیت زن بسیار دلخراش بود و از او با وضع ننگین و رسوایى بهره‌بردارى مى‌شد، او از خود هیچ اراده و اختیارى نداشت، به گونه‌اى که گاهى جهت امرار معاش صاحب خود در معرض کرایه قرار مى‌گرفت.

عرب جاهلى زن را از ابتدایى‌ترین حقوق انسانى محروم کرده بود و حتى حق زندگى و حیات را از او گرفته و به واسطۀ دورى از تمدن و فقر شدید دچار خشونت عجیبى شده و دختران را مایۀ ننگ دانسته و آنها را زنده‌به‌گور مى‌کرد، براى زن حقى از ارث قائل نبود و زنان متعددى را به همسرى خود برمى‌گزید و به سادگى آنها را طلاق مى‌داد، فرزند را منتسب به مرد مى‌کرد و مادر را فقط ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنین به حساب مى‌آورد.

کس چو زن، اندر سیاهى قرنها منزل نکرد

 

کس چو زن، در معبد سالوس «1» قربانى نبود

در عدالتخانۀ انصاف، زن شاهد نداشت

 

در دبستان فضیلت، زن دبستانى نبود

دادخواهى‌هاى زن مى‌مانْد عُمرى بى‌جواب

 

آشکارا بود این بیداد، پنهانى نبود «2»

با ظهور اسلام و تعلیمات ویژۀ آن زندگى زن وارد مرحلۀ جدیدى گردید، در این دوره او از کلیۀ حقوق فردى و اجتماعى برخوردار شد، و همانند وظایفى که بر دوشش بود از حقوق و مزایا بهره‌مند گردید. «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ» «3» یعنى: «و براى زنان حقوقى همانند آنچه بر عهدۀ آنهاست قرار داده شده.» و در کلیۀ حقوق اقتصادى استقلال پیدا کرد و صاحب دسترنج خویش شد: «لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ» «4» یعنى: «براى زنان از آنچه به دست آورده‌اند بهره و نصیب است.» و مانند مردان به اندازۀ سهم خویش از آنچه پدر و مادر و سایر بستگان از خود باقى مى‌گذاشتند صاحب ارث گردید: «وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمّٰا تَرَکَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ» «5» یعنى: «براى زنان از آنچه پدر و مادر یا بستگان به ارث گذاشته‌اند بهره و نصیب است».

در دین اسلام دختر به عنوان مایۀ رحمت الهى معرفى شد، و شخص پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آن قدر به دخترش فاطمه علیها السلام احترام مى‌گذاشت که باعث تعجب مردم مى‌شد، دست دخترش را مى‌بوسید، و به هنگام مسافرت با آخرین فردى که خداحافظى مى‌نمود فاطمه علیها السلام بود و به هنگام بازگشت از سفر نیز نخستین کسى را‌

______________________________
(1)- حیله‌گر.       (2)- پروین اعتصامى، دیوان شعر، سرودۀ 118، ص 406.

(3)- سورۀ بقره (2): آیۀ 228.     (4)- سورۀ نساء (4): آیۀ 32.    (5)- همان، آیۀ 7.

که دیدار مى‌کرد فاطمه علیها السلام بود، و این خود احیا کنندۀ شخصیت زن بود.

بالاتر از آن اسلام زن را همانند مرد برخوردار از روح کامل انسانى و اراده و اختیار دانست و در مسیر تکامل که هدف اصلى خلقت انسان است او را در کنار مرد در یک صف قرار داد و برنامه‌هاى تربیتى، اخلاقى و عملى را براى او لازم کرد.

در این آئین هر یک از زن و مرد مى‌توانند با اجراى برنامه‌هاى معیّن شده به تکامل مادى و معنوى دست یافته و به زندگى و حیات سراسر آرامش و پاک گام نهند؛ آیات زیر بیانگر این مدعاست:

1- «هر کسى از مرد و زن کار نیکى انجام دهد در حالى که ایمان به خدا دارد، به او زندگانى خوش و با سعادت ارزانى داشته و پاداشى بسیار بهتر از عمل نیکى که انجام داده به او عطا مى‌کنیم». «1»‌

2- «هر کس از مرد و زن عمل صالحى به جا آورد در صورتى که با ایمان باشند، آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بى‌حساب برخوردار گردند». «2»‌

3- «همانا تمامى مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت، و مردان و زنان راستگوى، و مردان و زنان صابر و بردبار، و مردان و زنان خداترس و خاشع، و مردان و زنان خیرخواه و فقیرنواز، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان عفیف و پاکدامن و با حفاظ، و مردان و زنانى که بسیار به یاد خدا هستند خداوند براى همۀ آنها مغفرت و پاداشى بزرگ آماده کرده است». «3»‌

چنانچه در برنامه‌هاى کیفرى خود نیز زن و مرد متخلف را در یک ردیف قرار داده و چنین مى‌گوید:

4- «زن زنا کار و مرد زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز دربارۀ آنان در دین خدا ترحم روا مدارید». «4»‌

______________________________
(1)- سورۀ نحل (16): آیۀ 97.      (2)- سورۀ غافر (40): آیۀ 40.

(3)- سورۀ احزاب (33): آیۀ 35.     (4)- سورۀ نور (24): آیۀ 2.

5- «دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر اعمالشان قطع نمائید». «1»‌

از نظر اسلام زنان نیز مانند مردان مى‌توانند در صحنه‌هاى اجتماعى، فرهنگى و سیاسى حضور یافته و با تشکیل احزاب و دستجات از حقوق خود و سایرین دفاع نموده و در جهت تقویت پایه‌هاى فرهنگى و اقتصادى جامعه تلاش نموده و از ارزشهاى والاى انسانى حمایت و دفاع نمایند.

حضور برخى از زنان در صدر اسلام در پاره‌اى از فعالیتهاى اجتماعى و اقتصادى و نیز در جبهه‌هاى نبرد براى مداوا و پرستارى از مجروحین و همچنین رفتار حضرت فاطمۀ زهرا علیها السلام و حرکت ایشان براى احیاى ارزشهاى از دست رفته شاهد گویایى بر این مطلب است. بعد از رحلت رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم وقتى که خلیفۀ وقت و برخى دیگر تصمیم گرفتند مانع از رسیدن فدک به حضرت زهرا علیها السلام شوند و این خبر به آن حضرت رسید، روسرى خود را بر سر پیچید و عبا یا پیراهن عربى بلندى که تمام بدن وى را مى‌پوشاند بر تن نمود و به همراهى جمعى از زنان که هم‌فکر و هماهنگ با آن حضرت بودند و گروهى از زنهاى خویشاوند به طرف مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم حرکت کرد. به گونه‌اى که آن حضرت در حال راه رفتن در اثر شتاب و عجله براى رسیدن به مسجد و نیز به خاطر بلندى چادر یا پیراهن پاى خود را روى آن مى‌گذاشتند، ولى با وقار و متانتى حرکت مى‌کردند که از راه رفتن رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم هیچ کم نداشت، تا این که بر أبو بکر که دورش را عدۀ زیادى از مهاجرین و انصار و سایر مسلمانان گرفته بودند وارد شد، پس میان آن حضرت و مردم پرده‌اى نصب شد، آنگاه حضرت نشست و چنان نالۀ جانسوزى سر داد که باعث گریۀ حاضرین گردید و مجلس ناآرام و متشنج شد، وقتى مردم آرام شدند حضرت سخنرانى خود را با حمد و سپاس خداوند متعال و درود بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آغاز نمودند آنگاه مطالب بسیار شیوا و پرمحتوایى را در بیان برخى از معارف دینى‌

______________________________
(1)- سورۀ مائده (5): آیۀ 38.

بیان کرده و جانفشانى‌هاى حضرت على علیه السلام در راه اسلام را گوشزد نموده و از فتنه‌اى که مسلمانان به آن گرفتار شده بودند ابراز تأسف و ناراحتى کرده سپس به دفاع از حق خود پرداختند.

معارف و احکام بانوان، ص: 206 -  209‌