[وصیت نامه آسمانى و شروط آن‏]
ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: وصیت نامه آسمانی ،لشکر اسامه ،تخلف صحابه ،یا علی تو

موقعى که امر (رحلت) پیغمبر صلى اللّه علیه و آله نزدیک گردید خداى حکیم نامه عهد و پیمانى را از آسمان بر آن حضرت نازل کرد، آن نامه را جبرئیل با عده‏اى از ملائکه امین خدا براى رسول اللّه آورد، جبرئیل گفت: یا رسول اللّه این افرادى را که در نزد تو نشسته‏اند غیر از وصى خود همه را از مجلس خود خارج کن! تا وصى تو وصیتنامه را از ما بگیرد و ما را بر آن شاهد بگیرد.

رسول خدا صلى اللّه علیه و آله کلیه آن افرادى را که در خانه در حضور آن حضرت بودند غیر از على و زهراء و حسنین علیهم السّلام امر بخروج کرد.

آنگاه جبرئیل علیه السّلام گفت: یا رسول اللّه! خداى سبحان تو را سلام میرساند و میفرماید: این نامه‏اى است که من با تو عهد و شرط کردم و ملائکه خود را براى تو شاهد گرفتم و خود من از لحاظ شهادت کافى هستم، اعضاء رسول اللّه به لرزه افتاد و گفت: خدا خود سلام و سلامتى از او است و سلامتى بسوى او بر میگردد، خدا راست میگوید وصیتنامه را بمن بده جبرئیل آن وصیتنامه را برسول اللّه صلى اللّه علیه و آله داد.

آنگاه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آن وصیتنامه را بعلى بن أبی طالب علیه السّلام داد و او را امر کرد تا آن را قرائت نماید، فرمود: این عهدنامه و امانت‏نامه پروردگار من است که براى من فرستاده است و من هم آن را بتو رسانیدم و وظیفه خود را ادا کردم، على علیه السّلام گفت: پدر و مادرم فداى تو باد من هم به تبلیغ و نصیحت و صدق قول تو شهادت میدهم،گوش، چشم، گوشت و خون من بصدق مقاله تو شاهدند.

رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله فرمود: یا على تو وصیت مرا از من قبول کردى و ضمانت دادى که براى خدا و من باین وصیت عمل کنى؟؟ على علیه السّلام گفت: آرى، من ضامن این وصیّت خواهم بود، خدا یار و پشتیبان من خواهد بود.

از جمله شرطهائى که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله در متن آن وصیتنامه با على بن أبی طالب علیه السّلام کرد این بود: 1- دوستى کردن با دوستان خدا 2- دشمنى کردن با دشمنان خدا و بیزار بودن از آنان 3- بر ظلم و ستم صبر کردن 4- غیظ و غضب را فرو بردن 5- گرفته شدن حق تو از تو 6- از بین رفتن خمس تو 7- هتک احترام تو 8- خضاب شدن ریش تو از خون تازه سرت. على علیه السّلام گفت: قبول کردم، راضى شدم و لو اینکه هتک حرمت من بشود، سنن و احکام تعطیل شوند، قرآن پاره گردد، کعبه خراب گردد، ریش من بخون سرم خضاب شود، در مقابل این امور براى رضاى خدا صبر مینمایم.

آنگاه رسول صلى اللّه علیه و آله جبرئیل و میکائیل و ملائکه مقرّبین را بر على بن أبی طالب علیه السّلام شاهد گرفت. بعد از آن پیغمبر خدا صلى اللّه علیه و آله فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را خواست و آنان را نظیر على علیه السّلام از آن حوادث آگاه کرد و آنچه را که براى على شرح داده بود براى آنان نیز شرح داد و آنان هم مثل على علیه السّلام قبول کردند و آن وصیتنامه بمهرهاى طلائى که آتش بآنها نرسیده بود مهر گردید و به امیر المؤمنین على علیه السّلام پرداخته شد.

در آن وصیتنامه سنّتهاى خدا و سنّتهاى رسول اللّه و مخالفت بااشخاصى که (احکام خدا را) تغییر و تبدیل دهند نوشته شده بود و جزئیات جمیع امور و حوادثى که بعد از رسول اکرم اتفاق افتاد در آن وصیتنامه مرقوم بود. متن آن وصیتنامه معنى این آیه است:

إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى‏ وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ‏ «1».

[تخلف صحابه از لشکر اسامه‏]

بعد از آن رسول عزیز اسلام مریض شد و لشکرى از اصحاب خود با اسامة بن زید براى جنگ (با دشمن) تشکیل داد ولى صحابه از اسامة بن زید متابعت نکرده کاهلى کردند و در خانه نشسته با امر رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله درباره خارج شدن بطرف دشمن مخالفت کردند و با امیر خود بیرون نرفتند. همین‏که وقت قبض روح شدن پیغمبر خدا در رسید على علیه السّلام را خواست و لباس خود را بصورت خود انداخت و با امیر المؤمنین راجع بآنچه که شده و تا قیامت خواهد شد براز گفتن پرداخت. آنگاه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله جمیع امانتهاى پیمبران علیهم السّلام را با نور و حکمت خداى جهان بعلى بن أبی طالب علیه السّلام تسلیم کرد و از دنیا رفت‏ «2».

______________________________
(1) سوره یس، آیه (11) یعنى حقا که ما مردگان را زنده مینمائیم و پیش فرستاده و اثرهاى آنان را مى‏نویسیم و هر چیزى را در (وصیتنامه) امام واضح و معلوم ضبط کردیم- مترجم.

(2) مترجم گوید: هیچ‏یک از انبیائى که قبل از پیغمبر اسلام (ص) از دنیا رفتند و ما شرح حال آنان را تا کنون در این کتاب مطالعه کردیم بدون وصیت و بدون تعیین وصى از دنیا نرفتند، پس چگونه عقل باور میکند که پیغمبر عظیم الشأن اسلام بدون تعیین وصى و بدون وصیت از دنیا رفته باشد؟؟!!.

ترجمه إثبات الوصیة ،متن،ص:224 -  226