انتظار ما از دین‏
ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انتظار از دین ،دود دماغ ،خدا سوار بر ملائکه ،خدا از آفرینش آدم پشیمان است

ما از دین و دستورهاى آن از نظر عقل سه انتظار داریم:

1. معرّفى خدا و راه معرفت به او و پرستش ذات ذوالجلال ؛

2. بیان کردن قواعد و قوانینى که مکمّل انسانیّت و ملکات فاضله باشد؛

3. تنظیم و ابلاغ موازینى که ضامن توافق و سازگارى صحیح بین افراد و اجتماع باشد.

با نظرى دقیق و خالى از تعصّب به دیگر کتب مذهبى و سنجش آن کتب با قرآن مجید، درک خواهیم کرد که آنچه قرآن نسبت به این سه اصل بزرگ- که قوام دیانتى ما را

تشکیل مى‏دهد- بیان داشته، اقوَم و استوارترین راه است. در حقیقت، قرآن، راهى را به انسان نشان مى‏دهد که در نظر عقل و در واقع، بهترین راه است.

اصل نخست:

معرّفى خدا و راه معرفت به او و پرستش ذات ذوالجلال او

قرآن را با کتب محرّف دیگر قیاس مى‏کنیم: آیا کتابى‏که خدا را این اندازه محدود و ناقص به حساب آورد که آدم را پشت درخت‏ها نبیند و یا با یعقوب از شب تا صبح کشتى بگیرد و مانند آن، قابل اطمینان است؟ و آیا خدایى که این‏گونه معرفى شود، لیاقت پرستش دارد؟ «1»

آیا خدایى که از آفرینش آدم در زمین پشیمان شود و در دل خود محزون گردد، لایق حمد و سپاس است؟ «2»

آیا خدایى که بر ملائکه سوار شود و دود از دماغش خارج گردد، مستحق اطاعت است؟ «3» و صدها اباطیل دیگر.

بدیهى است که ما به یارى قرآن مجید- کتاب آسمانى‏اى که حتّى یک کلمه‏ى آن هم کم نشده و زیادى نپذیرفته- این موهومات را به دور مى‏ریزیم و چنین خداى ناقص و محدود و نادان را نادیده مى‏گیریم و به خداى قادر متعال و علیمى که «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْ‏ء» «4»

 توجّه مى‏کنیم؛ همین قرآن که ضامن بقایش، ذات ذوالجلال او مى‏باشد، او را چنین معرفى مى‏کند:

 «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ* لَمْ‏یَلِدْ وَ لَمْ‏یُولَدْ* وَ لَمْ‏یَکُن لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ» «5»

 

ما روى نیاز را به سوى کسى متوجه مى‏کنیم که از همه‏ى جهات، یگانه است. ذات او مستجمع جمیع کمالات و مبرّا از هر عیب و نقصى است. ما به پروردگارى معتقدیم که قائم و غنىّ بالذّات است؛ توالد و تناسل، شریک و همسر گرفتن در پیشگاه احدیّت او

__________________________________________________

 (1). تورات، سفر تکوین، باب 32، آیه‏ى 124      (2). همان، سفر پیدایش، باب 6، آیه‏ى 6

 (3). همان، کتاب دوم سموئیل، باب 22، آیه‏ى 9      (4). «چیزى همانند او نیست.» (شورى/ 11)

 (5). «بگو: حق این است که خدا یکتا و یگانه است؛ خدا تنها بى‏نیازى است که نیازها بدو برند. نزاده و زاده نشده است و هیچ کس مر او را همتا و همانند نبوده و نباشد.» (توحید/ 1- 4)

راه ندارد؛ زیرا تمام این‏ها از صفات مخلوق است.

ما به هدایت قرآن مجید، متعبّد پروردگارى هستیم که حضرت عیسى- که مسیحیانِ گمراه، او را پسر خدا مى‏دانند- زبان به عبودیّت او در گهواره مى‏گشاید و مى‏گوید:

 «إِنِّى عَبْدُاللَّهِ ءَات- نِىَ الْکِتبَ» «1»

آرى ما به خدایى معتقدیم که عقول خردمندان بر آن صحه مى‏نهد و مقابل تصوّرش به عجز خود معترف است.

اصل دوم:

بیان قواعد و قوانینى که مکمّل انسانیت و ملکات فاضله باشد.

براى تبیین این اصل، فقط به یک قاعده‏ى کوچک اسلامى- که اساسش قرآن است- توجه مى‏کنیم. به هدایت عقلى، مشخّص است که در زندگى، ظلم، قبیح و مورد ظلم واقع شدن هم ناصحیح است؛ هر دو زشت و نادرست است.

آیا کتابى‏که مى‏گوید: «کسى که سیلى به‏گونه‏ى راست تو زد، طرف دیگر را هم برگردان [تا سیلى بزند] «2»» این دستور عملى است؟ و یا اصلًا پیروان این کتابِ محرّف، بدان پاى‏بند و عامل‏اند؟

آیا از نظر عقل، صحیح است که انسان، همیشه در جنگ و جدال باشد و قتل نفس کند و غوغا و آشوب به‏پا کند؟ بدیهى است که این کار هم عملى و هم ممدوح نیست.

فقط قرآن است که باید اعلام کند تا جهان برپاست، حکومت، استقرار داشته باشد و با صداى بلند در گوش جهانیان، طنین‏افکن باشد که «لَاتَظْلِمُونَ وَلَاتُظْلَمُونَ؛ «3»

 نه ستم کنید و نه مورد ستم قرار بگیرید.»

اصل سوم‏

: تنظیم و ابلاغ موازینى که ضامن توافق و سازگارى صحیح بین افراد و اجتماع باشد.

ما در ارتباط با افراد دیگر از دارا بودن یکى از سه نوع رابطه، ناگزیر هستیم؛ زیرا ممکن است با آن‏ها ارتباط و خویشاوندى نداشته، فقط در انسانیّت با آنان شرکت داشته‏

__________________________________________________

 (1). مریم/ 30

 (2). «من لطمک على خدّک الایمن، فاعرض له الاخر.» (الکتاب المقدّس (انجیل متّى)، 5/ 39. ص 50)

 (3). بقره/ 279

  باشیم و ممکن است در انسانیّت شرکت داشته باشیم و ارتباط هم داشته باشیم و نیز ممکن است که در انسانیّت شریک باشیم، ارتباط هم داشته باشیم و رابطه‏ى خویشاوندى هم بین ما حاکم باشد.

قرآن مجید درباره‏ى هر یک از این سه دسته، گفتار عامى دارد که اگر واقعاً آن‏گونه که در قرآن است و خدا خواسته، عملى شود، تمام این آدم‏کشى‏ها، جنگ‏ها، نزاع‏ها و کدورت‏ها از بین مى‏رود و دنیا، سراسر گلستان مى‏شود.

قرآن مى‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإِحْسنِ و إیتاىِ ذِى الْقُرْبَى‏» «1»

درباره‏ى دسته‏ى اوّل با عدل، عدالت و دادگرى رفتار کنیم و نسبت به دسته‏ى دوم، نیکوکارى را فراموش نکنیم و از دادن حقّ خویشاوندان خوددارى نکنیم.

این است مفهوم جمله‏ى: «إِنَّ هذَا القُرءَانَ یَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصلحتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» «اسراء / 9»

این قرآن، در عین حال که مردم را به استوارترین راه، هدایت و راهنمایى مى‏کند و آنان را از ضلالت و گمراهى مى‏رهاند به مردمى که ایمان بیاورند و کارى که مرضىّ خداى متعال است انجام دهند، بشارت مى‏دهد که مقابل اعمال شایسته‏ى خود، پاداش بزرگى دریافت خواهند نمود.

 «وَ أَنَّ الَّذِینَ لَایُؤْمِنُونَ بِالأَخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا» «اسراء /  10»

این جمله و آیه‏ى شریفه را مى‏توانیم دو تفسیر کنیم:

1. بشارت مى‏دهد به افراد با ایمان که براى آن‏هایى که به روز قیامت ایمان ندارند، عذابى دردناک مهیّا شده است.

2. در عین حال که قرآن نسبت به افراد با ایمان بشارت‏دهنده است، نسبت به افراد بى‏ایمان که اعتقادى به روز جزا ندارند، ترساننده است.

از امام صادق علیه السلام درباره‏ى «إِنَّ هذَا القُرءَان یَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ» روایت شده است که‏

__________________________________________________

 (1). «همانا خدا به داد و نیکوکارى و دادن [حقّ‏] خویشاوند- صله‏ى رحم و نیکى کردن به خویشان- فرمان مى‏دهد.» (نحل/ 90)

 فرمود: مقصود از «لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ»، نفس امام است؛ یعنى این‏که قرآن مردم را به سوى امام دعوت مى‏کند. «1»

با توجه به کلام الهى که مى‏فرماید: «أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى‏الأَمْرِ مِنْکُمْ» «2»

 و با توجه به کلام پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم که فرمود: «إنّى تارکٌ فِیکُمُ الثَقَلَیْنِ کِتابَ‏اللّهِ وَ عِتْرَتِى» «3»

 تفسیر این قسمت، روشن مى‏شود.

__________________________________________________

 (1). ابن یزید عن ابن ابى عمیر عن ابراهیم بن عبد الحمید عن موسى النمیرى عن علاء بن سیابة عن ابی‏عبداللَّه علیه السلام فى قول اللَّه تعالى: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ» قال: «یهدى الى الامام.» (بحارالانوار، ج 24، ص 144، ح 12)

 (2). «خداى را فرمان برید و پیامبر و صاحبان امر را که از شمایند، فرمان برید.» (نساء/ 59)

  (3). بحارالأنوار، ج 2، ص 100، ح 59؛ ص 226، ح 3

  وَ یَدْعُ الإِنسنُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کَانَ الإِنسنُ عَجُولًا «اسراء /  11»

ترجمه: انسان همان‏گونه که به خوبى دعا مى‏کند [از روى جهل و نادانى‏] به بدى هم دعا مى‏کند؛ [چون نادان است، دعا مى‏کند؛ اما نتیجه‏ى دعایش براى او بد است‏] و [طبیعتِ‏] بشر شتابکار است.

تفسیر:    آیه درباره‏ى بى‏خبرى و جهالت انسان نسبت به مصالح و مفاسد کارهاست. بشرى که از ساعتِ آینده‏ى زندگى خود اطّلاعى ندارد، نمى‏تواند درباره‏ى آن تصمیم نیکى اتّخاذ کند؛ فقط باید خود را به ذات بزرگوارى وابسته بداند که همه چیز از اوست و علمش به همه چیز احاطه دارد.

                                                       جرعه اى از زلال قرآن، ج‏1، ص:38 -  42