امام على علیه السلام و جانشینى‏ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم‏
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: اخی و وصیَی ،جانشینی پیامبر ،عقیده اهل سنت ،مرجعیت علمی اهل بیت ( ع )

«شخصیّتى که به اعتراف همگان (موافقان و مخالفانش، دوستان و دشمنانش) عالم‏ترین، آگاه‏ترین و فاضل‏ترین شخص بعد از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است، وى شایستگى خلافت و جانشینى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم را دارد؛ نه غیر او» بدین جهت پیامبر گرامى اسلام این دو مطلب (مرجعیّت علمى و خلافت) را در قسمتى از خطبه غرّاء و پرمحتواى غدیر کنار هم نهاده و فرموده است:

مَعاشِرَ النَّاسِ! هذا اخى وَ وَصِیِّى وَ واعى عِلْمى وَ خَلیفَتى‏ «1»

اى توده‏هاى مردم! این (على بن أبی طالب) برادر، وصى، نگهدارنده تمام علوم من و جانشین من است!

تأمّل و تفکّر در ویژگى‏هاى چهارگانه فوق حقایق فراوانى را براى طالبان حقیقت روشن مى‏کند:

1- «أخى»: اگر شخصى نسبت به بزرگتر از خویش قصد ابراز احترام داشته باشد از او تعبیر به «پدر» مى‏کند، و هرگاه قصد ابراز عاطفه نسبت به کوچکتر از خویش کند از تعبیر «فرزندم» استفاده مى‏کند، و نسبت به شخصى که او را همطراز خویش مى‏داند جمله «برادرم» را به کار مى‏برد؛ زیرا اخوّت و برادرى معنوى به معنى نزدیکترین ارتباط میان دو شخص بر اساس مساوات است؛ بنابراین، تعبیر به «برادرم» حاوى حقیقت بزرگى است و آن این که على علیه السلام همطراز پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، یا شخصیّت او نزدیک به شخصیّت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم است؛ و به تعبیر دیگر، جمله «أخى» بیانگر همان چیزى است که در آیه مباهله «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ...» آمده است.

2- «وصیّى»: طبق عقیده اهل سنّت پیامبران چیزى از خویش به ارث نمى‏گذاشتند؛ بنابراین، حضرت على علیه السلام وصىّ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مورد اموال آن حضرت نبود، و مى‏دانیم که پیامبر اسلام به هنگام وفات فرزندى غیر از بانوى بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهراء علیها السلام، نداشت تا على علیه السلام وصىّ فرزندان پیامبر باشد؛ بنابراین، على علیه السلام وصىّ پیامبر در مورد مسائل مربوط به دین بود. آرى، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم براى تکمیل کارهاى نبوّت و ادامه راهش، حضرت على را وصىّ خود قرار داد.

3- «واعى علمى»: «وعى» بر وزن «سعى»، آن‏گونه که اهل لغت گفته‏اند، به معنى نگهدارى چیزى در قلب است. یعنى بر روى چیزى اندیشه کند و در دل جاى دهد و آن را چراغ راه زندگى خویش قرار دهد. بنابراین، على علیه السلام تمام علوم پیامبر

______________________________
(1) الغدیر، جلد 3، صفحه 117.

را با تمام وجود و دقّت فراگرفته و آن را در اختیار داشته و چراغ راه زندگى تمام مسلمانان قرار داده است.

آیا با وجود چنین شخصیّت ممتازى، دیگران صلاحیّت خلافت را خواهند داشت؟!

4- «و خلیفتى علىّ من آمن بى»: پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم با این جمله، که در حقیقت نتیجه منطقى جملات سه‏گانه پیشین است، بهانه را از همه بهانه‏جویان سلب مى‏کند و با صریح‏ترین عبارات، خلافت و جانشینى حضرت على علیه السلام را به تمام جهانیان اعلام مى‏دارد. حضرت به جمله‏ «خلیفتى» اکتفا نمى‏کند، تا انسان‏هاى اسیر هوى و هوس نگویند: «منظور پیامبر سرپرستى خانواده و همسرانش بوده، نه خلافت بر تمام مسلمانان» بلکه با بهترین و روشن‏ترین عبارت‏ها، امامت و خلافت على و فرزندانش را بر تمام مسلمانان تا دامنه قیامت اعلان مى‏کند.

نتیجه این که، هر چند تأکید بر مرجعیّت علمى اهل البیت علیهم السلام و در رأس آن‏ها امام على علیه السلام لازم و ضرورى است، ولى جدا کردن آن از مسأله امامت و خلافت، اشتباه بزرگ و خطرناکى است و توابع بسیار بدى دارد، که هیچ کسى به آن ملتزم نمى‏شود.

                                                           «و آخر دعوانا ان الحمد للّه ربّ العالمین

                                                آیات ولایت در قرآن، ص:463 -  464