خروج‏ سفیانى‏ و فرورفتگى در زمین‏
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سپاه سفیانی ،بیدا ،عذراء ،روانه حضرت مهدی به کوفه

(1) همچنین از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: سفیانى سرخ و زرد و کبود است هیچ‏گاه خدا را نپرستیده و اصلا مکه و مدینه را ندیده است. از امام زین العابدین (ع) نقل شده است که فرمود: سفیانى از تبار عتبة بن ابى سفیان است. او چون ظاهر شود مهدى مخفى گردد، آنگاه مهدى پس از وى ظهور مى‏کند. از عمار بن یاسر نقل است که گفت: چون دیدید شامیان بر فرزند ابو سفیان اتفاق کردند به مکه روید (زیرا مهدى از آنجا ظهور مى‏کند) و در شام سه پرچم به اهتزاز درمى‏آید که هر یک خواهان حکومت هستند. پرچم سفیانى، پرچم اصهب و پرچم ابقع. آنگاه سفیانى اصهب و ابقع را مى‏کشد.

 (2) امام صادق (ع) فرمود: سفیانى پس از ظهورش بر کور الخمس (نواحى پنج‏گانه) مسلط مى‏شود، زنى را حامله مى‏کند و آنگاه مى‏گوید: «استغفر الله شترى حامله شد.» در روایت دیگرى از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: او نه ماه، مانند ایام آبستنى زن، حکومت مى‏کند. و در روایت دیگرى از همان امام (ع) آمده است که چون نواحى پنج‏گانه شام یعنى دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین به دست سفیانى افتاد، در آن هنگام منتظر فرج باشید. گفتم: آیا نه ماه در آنجا حکومت مى‏کند؟ فرمود: خیر بلکه هشت ماه تمام، نه یک روز زیادتر، حکومت مى‏کند. و از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: از آغاز خروج سفیانى تا پایان کارش پانزده ماه به طول مى‏انجامد. از این مدت شش ماه را در جنگ و ستیز سپرى مى‏کند و نه ماه تمام نه یک روز بیشتر، بر نواحى پنج‏گانه مسلط مى‏شود. با این حدیث میان پانزده ماه و نه ماه را مى‏توان جمع کرد. علامه مجلسى برخى از اخبار مربوط به مدت حکومت سفیانى را، حمل بر تقیه کرده است. زیرا در روایات آنان از این نکته سخن به میان آمده است.

 (3) از پیامبر (ص) روایت شده است که فرمود: سپس سپاه سفیانى به شام روى مى‏آورند.

درفش هدایت از کوفه برون مى‏آید و به دنبال سپاه سفیانى مى‏روند و آنان را مى‏کشند. اما هیچ کس از این امر آگاه نمى‏شود و آنان اسیران و غنایم را وامى‏گذارند. (اما سپاهى که سفیانى به مدینه مى‏فرستد) اینان در آن شهر یکى را مى‏کشند و خاندان محمد را، از کوچک و بزرگ، مى‏گیرند و حبس مى‏کنند و سه شبانه روز به غارت مدینه مى‏پردازند. مهدى (ع) در آن هنگام در مدینه است اما او از آنجا به سوى مکه بیرون مى‏رود و همچون موسى ترسان و نگران است. در روایتى است که عده‏اى از اولاد على (ع) از مدینه به طرف مکه مى‏گریزند و در آنجا به صاحب الامر (ع) ملحق مى‏شوند. این خبر به امیر سپاه سفیانى مى‏رسد. وى سپاهى را به تعقیب آن حضرت گسیل مى‏دارد اما پیدایش نمى‏کنند. سپاه در بیداء، اردو مى‏زنند (بیداء یعنى بیابان، جایى است میان مکه و مدینه و در روایات از آن بسیار نام برده شده است) پس بانگ‏زننده‏اى از آسمان ندا دهد: اى بیداء این قوم را فرو بر. تمام سپاه در دل زمین فرو مى‏روند و جز یک تن کسى از آن سپاه باقى نمى‏ماند (و در روایتى دیگر آمده‏

است) که جز سه نفر از آنان باقى نمى‏مانند که اینان هم وقتى در بیداء بودند خداوند صورتهایشان را به پشت بر مى‏گرداند و اینان از سگند. و در روایتى از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمود: خداوند جبرئیل را مى‏فرستد و مى‏فرماید: اى جبرئیل برو و اینان را نابود کن. پس جبرئیل ضربه‏اى با پا بر آنان زند که خداوند به واسطه همان ضربه آنان را در کام زمین فرو برد و از آنان جز دو مرد از جهینه باقى نمانند. از این رو آگهى درست و یقین‏آور این واقعه به جهینه رسد، و این همان سخن خداوند تعالى است که فرمود: «و اگر مى‏دیدند هنگامى که به سختى مبتلا شدند «1» ...» ثعلبى این روایت را در تفسیر خود آورده است.

(4) مؤلف کشاف، زمخشرى، روایت کند که این آیه نیز درباره فرو بردن بیداء فرود آمده است. طبرسى هم از امام زین العابدین (ع) نقل کرده است که فرمود: این سپاه بیداء است که از زیر پاهایشان گرفته مى‏شوند. على بن ابراهیم در تفسیر خود از ابو جعفر (ع) درباره این سخن خداى تعالى که فرموده است: وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ‏. «2» نقل کرده است که گفت:

از زیر پاهایشان زمین آنان را فرو مى‏برد و درباره سخن خداوند که فرموده است: قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ‏. «3» فرمود: آن دجال و صیحه است یا از زیر پاهایتان و آن فرو بردن زمین است و قائم (ع) در آن روز در مکه است پس خداوند یارانش را به او مى‏رساند و آنان و سیصد و چند مرد هستند. (و بنابر روایتى) سیصد و سیزده نفر مانند شمار جنگجویان بدر. آنان با وى در میان رکن و مقام بیعت مى‏کنند آنگاه مهدى همراه با آنان از مکه برون مى‏رود پس منادى اسم و کار او را بانگ مى‏زند، آن هم از آسمان تا همه مردم زمین بشنوند سپس مهدى به کوفه مى‏آید و دیرى در آنجا مى‏پاید تا بر آن شهر مسلط مى‏شود سپس از آنجا به سوى شام حرکت مى‏کند. و در روایتى است که از کوفه بیرون مى‏رود تا به عذراء «4» فرود مى‏آید. و سفیانى در آن روز در وادى رمله است تا آنکه دو سپاه با یکدیگر رو به رو مى‏شوند این روز، روز ابدال است. مردمى از شیعه آل محمد (ص) که با سفیانى بودند بیرون مى‏آیند و گروهى نیز که در سپاه آل محمد (ص) هستند به سفیانى ملحق مى‏شوند. در آن روز سفیانى و همراهانش کشته مى‏شوند. تیره روز در آن وقت کسى است که از گرفتن یک سگ به عنوان غنیمت بازماند سپس مهدى به کوفه روى مى‏آورد و در آنجا مسکن مى‏گزیند.

______________________________
(1) سباء/ 51: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ فَزِعُوا.

(2) سباء/ 51.

(3) انعام/ 65.

(4) شاید روستایى است که در شرق دمشق است و مرج عذراء را بدان منسوب مى‏کنند. (مؤلف).

سیره معصومان ،ج‏6،ص: 373 -  375