برخى از پندهاى الهى به عیسى بن مریم علیهم السّلام‏
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: برخى از پندهاى الهى به عیسى بن مریم علیهم السّلام‏

على بن اسباط از ائمه علیهم السّلام نقل مى‏کند که فرموده‏اند:

از جمله پندهاى خداوند به عیسى علیه السّلام است که:

اى عیسى! منم پروردگارت و پروردگار پدرانت. نام من یکى است و من یگانه‏ام، و در آفریدن هر آفریده‏اى یکتایم، و همه چیز ساخت من است و به من باز مى‏گردد.


اى عیسى! تو به فرمان من مسیح شدى و تو با اذن من از گل، مرغ مى‏آفرینى و با سخن من، مرده را زنده مى‏کنى، پس به من گرایش یاب و از من بهراس و هرگز در برابر من پناهگاهى نمى‏یابى مگر خود من.

اى عیسى! من چونان مهربان و خیرخواه به تو سفارش مى‏کنم تا دوستى من به تو ثابت گردد و شادیم را بجویى. تو در سالخوردگى مبارک باشى و در خردسالى مبارک بودى.

هر جا هستى من گواهى مى‏دهم که تو بنده من و کنیززاده من هستى. مرا براى خود کافى بدان و یاد مرا براى روز رستخیزت داشته باش، و با انجام نوافل به من نزدیکى بجوى و بر من توکّل کن تا تو را کفایت کنم و بر جز من توکل مکن تا من ترک یارى تو کنم.

اى عیسى! بر بلا شکیبایى کن و به قضا و قدر خشنود باش و شادى مرا در خود جستجو کن، زیرا شادى من آن است که فرمانم برند و در برابر من سرکشى نکنند.

اى عیسى! یاد مرا با زبانت زنده کن و دوستیم را در دل داشته باش.

اى عیسى! در لحظات غفلت بیدار باش و به دقّت بر من قضاوت کن.

اى عیسى! راغب و راهب باش و دلت را با ترس بمیران.

اى عیسى! در شب به دنبال کسب شادى من باش و روز را براى نیازى که به من دارى تشنه سپرى کن.

اى عیسى! تا توانى در کار خیر رقابت کن تا به هر کجا روى آورى اهل خیرت شناسند.

اى عیسى! در میان بندگانم با خیرخواهى من حکم کن و با دادگرى من در میان آنها قیام کن. پس من به تو دادم درمان درد دلها را از بیمارى شیطان.

اى عیسى! همنشین هر فریب خورده‏اى مگرد.

اى عیسى! به حق مى‏گویم: کسى به من ایمان نیاورد مگر آنکه در برابر من خاشع شد و در برابر من خاشع نشد مگر آنکه به پاداش من امید برد، پس گواهى مى‏دهم چنین کسى تا آن گاه که تبدیل و تغییرى در سنّت من پدید نیاورده از کیفر من در امان خواهد بود.

اى عیسى زاده بتول باکره! بر خود گریه کن چونان کسى که از خانواده خود وداع مى‏کند و کسى که دنیا را دشمن مى‏دارد و آن را به اهلش وامى‏گذارد و همه گرایش وى به چیزى است که نزد خداى اوست.

اى عیسى! با این حال سخن به ملایمت بگو و سلام را آشکار ساز، و آن گاه که همه نیکان را در خواب دیدى از ترس معاد و زمین لرزه‏هاى سخت و هراسهاى روز رستخیز، آنجا که نه خانواده سود بخشد و نه فرزند و نه مال، دیده بیدار دار.

اى عیسى! آن گاه که انسانهاى بى‏عار مى‏خندند تو سرمه غم به دیده کش.

اى عیسى! فروتن باش و شکیبا، پس خوشا به حال تو، اگر آن به تو رسد که به شکیبایان وعده داده شده است.

اى عیسى! روز به روز از دنیا رخت برکش و آن بچش که مزه‏اش از میان رفته. به حق مى‏گویم که تو فرزند لحظه و روز خود هستى، پس دنیا را با یک لقمه نان بگذران و به زبر و خشن آن بسنده کن، تو مى‏دانى به کجا مى‏روى و هر چه از این دنیا بگیرى به حساب تو نوشته شود و منظور گردد که چگونه آن را تباه کردى.

اى عیسى! تو مسئولى، به ناتوان رحم کن آن گونه که من به تو رحم مى‏کنم، و یتیم را مرنجان.

اى عیسى! در خلوت بر خود گریه کن و به سوى نمازگاه گام بردار، و شیرینى گفتار خود را با یاد من به گوشم رسان، چه، من به تو خوب کرده‏ام.

اى عیسى! چه بسا امتى را که به گناهان گذشته‏اش نابود کردم در حالى که تو را از آن گناهان نگاه داشتم.

اى عیسى! به ناتوان مهر ورز و دیده کم بینت را به آسمان برآور و مرا بخوان که من به تو نزدیکم، مرا جز به زارى مخوان و یک دل باش که هر گاه مرا چنین بخوانى پاسخت گویم.

اى عیسى! من دنیا را به عنوان پاداش کسانى که پیش از تو بودند برنگزیدم، چنان که آن را کیفر کسانى نگرفتم که از آنها انتقام خواهم گرفت.

اى عیسى! تو از میان مى‏روى و من مى‏مانم، روزى تو از من است و هنگام مرگ تو نزد من، و بازگشت تو به سوى من، و حساب تو با من است، پس از من بخواه و از دیگرى نه، تا خواست تو نیکو باشد و پاسخ از من.

اى عیسى! چه بسیارند آدمیان و چه اندکند شکیبایان، درخت، بسیار است اما درخت خوب اندک، پس درختى تو را نفریبد مگر اینکه میوه آن را بچشى.

اى عیسى! کسى که با عصیان تمرّد من مى‏کند تو را نفریبد؛ او که روزى مرا مى‏خورد و جز مرا مى‏پرستد و هنگام سختى مرا مى‏خواند و من به او پاسخ مى‏دهم و باز به عملکرد پیشین خود باز مى‏گردد و بر من مى‏شورد یا خود را در معرض خشم من قرار مى‏دهد. پس به خودم سوگند خورده‏ام که او را چنان سخت مؤاخذه کنم که از آن رهایى نیابد و در برابر من به پناهگاهى دست نیازد، از آسمان و زمین من به کجا مى‏تواند بگریزد.

اى عیسى! به ستمگران بنى اسرائیل بگو مرا نخوانید در حالى که حرام در دامان دارید و بت در خانه، که من سوگند خورده‏ام هر که مرا بخواند اجابت کنم و اجابت اینان به آن‏ است که لعنتشان فرستم تا متفرّق و پاره پاره گردند.

اى عیسى! تا چند من همى بپایم و خوش بخواهم و مردم در غفلت بمانند و باز نگردند؟ سخنانى از دهانشان بیرون مى‏آید که دلهایشان آن را نمى‏شنود. خود را در معرض خشم من قرار مى‏دهند و نزدیکى مرا به مؤمنان خوش دارند.

اى عیسى! باید که زبانت، در پنهان و پیدا یکى باشد، و نیز دلت و دیده‏ات، و دل و زبانت را از محرّمات درهم پیچ و چشمت را از آنچه خیرى در آن نیست فرو بند، چه بسا بیننده‏اى که نگاهى در دل او شهوت بکارد و او را به آبشخورهاى نابودى فرود آرد.

اى عیسى! دل رحم و مهرورز باش و چنان باش که مى‏خواهى بندگان خدا براى تو باشند. مرگ و جدایى خویشان را بسیار یاد آور، و به بازى، دل مبند که بازى صاحب خود را تباه کند، و غفلت مکن که غافل از من دور است، و مرا با کارهاى شایسته یاد کن تا تو را یاد کنم.

اى عیسى! پس از گناه به درگاه من توبه کن و به خاطر من یاد کن آنهایى را که بسیار توبه مى‏کنند و به من ایمان آور، و به خاطر من به مؤمنان نزدیک شو و فرمانشان ده تا مرا با تو بخوانند. بپرهیز از نفرین ستم رسیده که من به خود سوگند خورده‏ام که درى از آسمان را، براى اجابت او بگشایم و اجابتش کنم گرچه براى مدّتى.

اى عیسى! بدان که دوست بد، سرایت کند و همنشین بد، نابودى آرد و ببین با که همنشینى مى‏کنى و براى خود از مؤمنان برادرانى برگزین.

اى عیسى! به سوى من بازگرد که بر من بزرگ نیاید که گناه کسى را ببخشم و من ارحم الرّاحمین هستم. براى خود تا از عمر خود مهلت دارى کار کن پیش از آنکه دیگرى به کارت نیاید. مرا بپرست براى روزى که چونان هزار سال است از آنچه شماره کنید و در آن روز حسنه را چند برابر پاداش دهم و در آن روز سیّئه، صاحب خود را گرفتار کند، پس خود را در دوران مهلت آماده ساز و در کار نیک رقابت کن، چه بسا مجلسى که اهل آن از آن برخیزند و خود را از دوزخ پناه داده باشند.

اى عیسى! از جهان فانى گسلنده روى برتاب و بر منزل آنهایى گام نه که پیش از تو زیسته‏اند و آنها را بخوان و با آنها مناجات کن، آیا احساس مى‏کنى یکى از ایشان هستى؟

و پند خود را از آنها بگیر، و بدان که به زودى به آنها خواهى پیوست.

اى عیسى! به کسى که با سرکشى تمرّد من کرده تملّق مى‏کند بگو، چشم به راه کیفر من باشد و نابودى مرا انتظار کشد و به زودى با نابودشدگان ربوده مى‏شود، خوشا به حالت اى زاده مریم و باز هم خوشا به حالت اگر تربیت خدایت را فراگیرى که از مهرورزى بر تو رحم مى‏گیرد و از کرم خود به تو تنعّم آغازد و در سختیها با توست.

اى عیسى! او را سرکش مکن که سرکشى او بر تو روا نیست. من به تو سفارش کردم چنان که به پیشینیان تو سفارش کردم و من خود بر آن از گواهانم.

اى عیسى! هیچ آفریده‏اى را همچون نعمت دینم گرامى نداشتم و نعمتى چون مهر خویش بدو ندادم.

اى عیسى! اعضاى آشکار خود را با آب بشوى و آنچه را در اندرون دارى با کردار نیک پاک کن، چه تو به درگاه من باز گرداننده‏اى.

اى عیسى! آنچه به تو دادم نعمتى است شایان و بدون کدورت، و از تو وامى خواستم که اندوخته‏اى باشد براى خودت، پس اگر از آن دریغ‏ورزى از نابودشوندگان باشى.

اى عیسى! خود را به دیندارى و دوستى با مستمندان بیاراى و آرام بر زمین گام نه، و بر هر قطعه از زمین نماز بگزار که پاک است.

اى عیسى! آستین بالا زن و آماده شو که هر آنچه آمدنى است نزدیک باشد و کتاب مرا بخوان در حالى که پاکى و صداى غم آلود خود را به گوش من رسانى.

اى عیسى! لذتى که نپاید، دل بستن را نشاید و زندگى که برافتد، نیک و دلپسند نیفتد.

اى زاده مریم! اگر دیده تو ببیند آنچه را براى اولیاى شایسته خود فراهم کرده‏ام، دلت آب شود و جانت از شوق دست‏یابى بدان، در پیکر نگنجد. خانه‏اى همچون خانه آخرت نیست. در آن جا پاکان همسایه یک دیگرند و فرشته‏هاى مقرّب بر آنها درآیند و آنان باشند که روز رستاخیز از هر گونه هراسى در آسایش‏اند. خانه‏اى است که نعمت آن دگرگونى نپذیرد و از کف متنعّمان برون نرود، اى زاده مریم! براى به چنگ آوردن آن با همگنان به‏

رقابت برخیز، زیرا آن آرمان نهایى آرزومندان است. منظرى زیبا دارد. خوشا به حال تو اى زاده مریم! اگر در آن جا همراه کسانى باشى که براى آن کوشیده‏اند، و همراه پدرت آدم و ابراهیم در جنّات نعیم باشى و براى آن جایگزینى نخواهى و از آن نقل مکان نجویى، و چنین خواهم کرد با پرهیزکاران.

اى عیسى! به سوى من بگریز با هر که از آتش شرربار و پر لهیب و غلّ و زنجیر و عقوبت مى‏گریزد. هرگز نسیم خوش در آن در نیابد و غم از آن برون نرود، چونان قطعه‏اى از شب تار است که هر که از آن نجات یابد کامیاب است، و هرگز کسى که از نابودشوندگان باشد از آن نجات نیابد. آن جا سراى زورگویان و سرکشان ستم پیشه و هر بدخلق خشن و هر متکبّرى است که به خود نازد.

اى عیسى! بد خانه‏اى است براى کسى که بدان گراید و بد قرارگاهى است سراى ستم پیشگان. همانا من، تو را از خودت بر حذر مى‏دارم تا به من آگاه باشى.

اى عیسى! در هر جا هستى مرا در نظر داشته باش و گواهى ده که من تو را آفریدم و تو بنده من هستى و بدان که من به تو صورت بخشیدم و به زمین فرود آوردم.

اى عیسى! دو زبان یک دهان را نشایند و دو دل در یک سینه جاى نگیرند و چنین است خاطرها.

اى عیسى! هیچ نافرمانى را بیدار مکن و هیچ بازیگرى را آگاه مساز، و خود را از پستان شهوتها بگیر و دورى کن از هر شهوتى که تو را از من دور سازد، و بدان که تو براى من همچون رسول امینى، پس از من بر حذر باش. بدان که دنیایت سرانجام تو را به من رساند و من با علم خود تو را مؤاخذه خواهم کرد. پس هر گاه مرا یاد مى‏کنى خود را خوار شمار و چون نام مرا بر زبان جارى سازى در دل، از من بهراس، و هنگام خواب غافلان تو بیدار باش.

اى عیسى! این است خیرخواهى و اندرز من به تو، پس آن را از من بستان که من خداى جهانیانم.

اى عیسى! هر گاه بنده‏ام در کنار من شکیبایى ورزد، پاداش کردار او با من باشد،

و هر گاه مرا بخواند نزد او خواهم بود، و من بسان انتقام‏گیرنده براى هر سرکشى بسنده هستم، ستم پیشگان از من به کجاى گریزند.

اى عیسى! کلام نیکو دار و هر جا هستى دانا و دانش پژوه باش.

اى عیسى! حسنات را به درگاه من روان کن و براى من انجام ده تا نام تو نزد من برده شود، و به سفارش من چنگ در زن که در آن است درمان دلها.

اى عیسى! اگر حیله ورزیدى از حیله من در امان مباش و در خلوتگاههاى دنیا، یادم را از صفحه خاطر مزداى.

اى عیسى! از خود براى بازگشت به درگاه من حساب کش تا به پاداش کسانى رسى که براى من کار کردند. پاداش آنها داده مى‏شود و من بهترین پاداش دهنده هستم.

اى عیسى! به سخن من پدید آى. مریم تو را با فرمان من که به سوى او فرستاده شد و روحم را بدو رسانید زایید و آن جبرئیل امین بود که از فرشته‏هاى من است، تا آنکه تو بر زمین همچون موجود زنده‏اى به پا خاستى و گام برداشتى و اینها همه در علم گذشته من بود.

اى عیسى! زکریّا بسان پدر توست و عهده‏دار مادر تو، آن گاه که در محراب بر سر او [مادر تو] مى‏رفت و در برابر او روزى را فراهم شده مى‏دید. و یحیى مانند توست که من آفریدمش و او را به مادر کهنسالش بخشیدم، بى‏هیچ نیرویى که در او بود، و من خواستم با این خلقت، سلطنت خود را به او بنمایانم و به وجود تو قدرت نمایى کنم. محبوبترین شما نزد من فرمان‏برترین شماست و نیز آنکه بیش از دیگر از من بهراسد.

اى عیسى! بیدار باش و از رحمتم نومید مگرد، و به همراه هر که مرا تسبیح مى‏گوید تسبیح گوى، و با سخن پاکیزه مرا تقدیس کن.

اى عیسى! چگونه بندگانم به من کافر باشند در حالى که لگام آنها در دست من است و در زمین رفت و آمد مى‏کنند و نعمت مرا نادیده مى‏گیرند و با دشمن من دوستى مى‏ورزند و چنین باشد که کافران نابود شوند.

اى عیسى! همانا دنیا زندانى بدبو و متعفن است و خوشى آن همان است که مى‏بینى،

جبّاران بر سر آن یک دیگر را سر مى‏برند. بپرهیز از دنیا که همه نعمتهایش از میان مى‏رود و نعمتش بسیار اندک باشد.

اى عیسى! مرا نزد بالش خود بجوى تا همان جا بیابى، و با دوستى و مهر مرا بخوان که من از همه شنواها شنونده‏ترم و اجابت مى‏کنم دعاى کسانى را که مرا بخوانند.

اى عیسى! از من بترس و بنده‏هایم را از من بترسان، شاید گنهکاران از آنچه مى‏کنند دست کشند و آنان به هلاکت نرسند مگر از سر آگاهى.

اى عیسى! از من بترس، همچون ترس از درندگان و مرگى که بدان خواهى رسید و من اینها همه را آفریدم، پس از من بترس.

اى عیسى! همانا سلطنت از من و به دست من است و منم پادشاه حقیقى، اگر مرا فرمان برى به فردوست برم و در بر نیکان نشانمت.

اى عیسى! هر گاه من بر تو خشم گیرم خشنودى هر که از تو خشنود باشد سودت نرساند، و اگر من از تو خشنود باشم خشم همه خشمگینان به تو زیان نرساند.

اى عیسى! در پیش خود مرا یاد کن تا در پیش خودم یادت کنم، و در میان همگان یادم کن تا در میان همگانى یادت کنم که از گروه آدمیان بهتر باشند.

اى عیسى! مرا بخوان همچون کسى که غمگنانه در حال غرق شدن است و دادرسى هم ندارد.

اى عیسى! به من به دروغ سوگند مخور تا عرشم از خشم نلرزد. دنیا مهلتى کم دارد و تمنّایى فراوان، و نزد من سرایى است بهتر از آنچه شما گرد مى‏آورید.

اى عیسى! چه خواهید کرد هنگامى که من براى شما کارنامه‏اى بیرون آورم که به حق سخن مى‏گوید و شما خود گواهى به رازهاى پنهانتان دهید و اعمالى که در انجامشان گام برداشته‏اید.

اى عیسى! به ستمگران بنى اسرائیل بگو که چهره‏هایتان را شستید ولى دلهاتان را آلودید، آیا به من فریفته شده‏اید یا بر من جسارت ورزیده‏اید؟ براى اهل دنیا عطر به خود مى‏زنید و درون شما نزد من چونان مردارى است گندیده و بدبو، گویا شما مردگانى بیش نیستید.

اى عیسى! به آنها بگو ناخن از کسب حرام بچینید و به هنگام شنیدن دشنام کر باشید و از دل به من روى آوردید که من صورتهاى شما را نمى‏خواهم.

اى عیسى! به کار نیک شاد باش که مرا پسند است، و بر کار بد گریه کن که زشت و بدنماست، و آنچه دوست ندارى با تو کنند با دیگران مکن، و اگر کسى به گونه راستت سیلى نواخت گونه چپ خود را پیش آر، و تا توانى به دوستى من نزدیکى جو و از نادانها روى گردان.

اى عیسى! براى نیکوکاران فروتنى کن و در عملکردشان با ایشان شریک شو، و گواه آنان باش، و به ستمگران بنى اسرائیل بگو: اى یاران بدکردارى و همنشینان آن! اگر دست نکشید من شما را به میمون و خوک مسخ خواهم کرد.

اى عیسى! به ستم پیشگان بنى اسرائیل بگو: حکمت از بیم من مى‏گیرید و شما با خنده، یاوه مى‏سرایید. آیا از من برات آزادى براى شما رسیده یا از من امان نامه‏اى دریافت کرده‏اید؟ یا خود را در معرض کیفر من قرار مى‏دهید؟ به خودم سوگند از شما نمونه‏اى سازم براى گذشتگان.

اى زاده مریم بکر بتول! به تو سفارش مى‏کنم سرور پیامبران و محبوب خودم را که همان احمد است و شتر سرخ مو و چهره ماه گونه دارد، تابنده است به نور قرآن، دل پاک است و با هیبت، آزرمخو و کرامت‏جوست، چه، اوست رحمت جهانیان و سرور آدمیزادگان. روزى که مرا ملاقات کند گرامى‏ترین پیشتازان است به درگاه من و نزدیکترین رسولان به آستان من، عرب است و امین و حسابرس دین من، و در راه من شکیباست، و با دست خود از دین من در برابر مشرکان جهاد مى‏کند. سفارش من این است که خبر آمدن او را به بنى اسرائیل بده و فرمانشان ده تا او را تصدیق کنند و بدو ایمان آورند و پیرویش کنند و یاریش رسانند. عیسى عرض کرد: بار الها! نامش چیست تا من او را خشنود سازم که خشنودى از آن توست؟ خداوند فرمود: او محمّد رسول خداست بر همه مردم، و شفاعتش از همه پذیرفته‏تر خواهد بود، خوشا به حال چنین پیامبرى‏ و خوشا به حال امتش اگر مرا در حالى دیدار کنند که در راه او قرار دارند. زمینیان او را مى‏ستایند و آسمانیان براى او طلب آمرزش مى‏کنند، درستکار است و خجسته و پاک و پاکیزه. او بهترین باقیماندگان است نزد من، و هر گاه در آخر الزّمان بیاید آسمان دهانه گشاید و زمین شکوفه‏هاى خود را بیرون نماید تا برکت را ببینند، و من بر هر چه او دست نهد برکت دهم. همسر فراوان دارد و فرزند اندک، و جایگاه او در مکّه، همان جایى است که ابراهیم اساس آن را نهاد.

اى عیسى! دین او یگانه‏پرستى است و قبله‏اش یمانى سو، او از حزب من است و من به همراه او، خوشا به حال او و باز هم خوشا به حال او. کوثر و مقام اکبر در فردوس برین از آن اوست که در آن ارجمندترین زنده‏ها و شهیدان راه خدا زندگى کنند. حوضى بزرگتر از مکه دارد و تا برآمدن خورشید پر از نوشیدنیهاى در بسته و بى‏آلایش است، و در آن جامهایى است چونان ستارگان آسمان و تنگهایى به نرمى کلوخهاى روى زمین، گواراست، و هر نوشیدنى در آن است و مزه همه میوه‏هاى بهشتى را دارد، هر که از آن جرعه‏اى نوشد دیگر تشنه نگردد، و این بخشى است که من به او دادم و برتریى که به او ارمغان کردم تا آنکه مدّتى پس از تو برانگیخته مى‏شود. پنهانش یا پیدایش یکى است و نیز گفتارش با کردارش، به مردم چیزى نمى‏گوید مگر آنکه نخست خود آن را انجام دهد.

دینش جهاد است در سختى و آسانى، کشورها در برابر او سر تسلیم فرود آورند، و امپراتور روم در برابر دین ابراهیم سر تسلیم فرود آورد. سر سفره نام خدا برد و سلام را آشکار گوید و در حالى نماز مى‏گزارد که مردم در خوابند، روزانه پنج بار در پى هم نماز گزارد. براى برپاکردن نماز همچون سپاهیان رزمجو، شعار بلند کند و به اللَّه اکبر نماز گشاید و با سلام به پایانش رساند، و در نماز دو پایش را بر پا دارد چنان که فرشتگان پاهاى خود را، و دل و دماغش در برابر من فروتن است، در سینه‏اش نور دارد و بر زبانش حق جارى است، و او بر حق است هر کجا که باشد او را از ریشه و اصل در میان قوم خود تنها همچون یتیمى بى‏یار بوده که هرگز او را نشناختند و به شخصیتش پى نبردند. دو چشمش مى‏خوابند و دلش بیدار است. شفاعت از آن اوست و قیامت براى امّت او برپا شود و دست‏ من روى دست آنهاست، و هر که بیعت شکند به زیان خود شکسته است، و هر که به پیمان الهى وفا کند من در وعده بهشت به او وفا خواهم کرد. تو به ستم پیشگان بنى اسرائیل دستور ده کتب او را کهنه نگیرند و سنّت او را دگرگون نسازند و به او سلام برسانند که او در جایگاه پیامبرى شأنى والا دارد.

اى عیسى! هر چه تو را به من نزدیک سازد من تو را بدان راهنمایى کنم، و هر چه تو را از من دور کند تو را از آن باز دارم، تو نیز در اندیشه خویش باش.

اى عیسى! همانا دنیا شیرین است و من تو را در آن به کار گماشتم، پس از آنچه تو را بر حذر داشتم دورى کن و از آنچه به تو بخشیدم از راه احسان برگیر.

اى عیسى! به کردار خود همچون گناهکار خطا پیشه بنگر، و در کار دیگران چونان پرورنده و صاحب اختیار منگر، در آن زاهد باش و بدان مگراى که نابود شوى.

اى عیسى! درنگ کن و بیندیش و به هر سوى زمین بنگر که سرانجام ستم پیشگان چگونه بوده است.

اى عیسى! هر شرح و بیانم براى تو اندرز است و هر سخنم براى تو درست است و منم درست و آشکارکننده و به حق مى‏گویم: اگر پس از آگاهانیدنت مرا عصیان کنى در نزد من یار و یاورى نخواهى داشت.

اى عیسى! دل خویش را با ترس رام کن و به فرودستت نگر نه به فرادستت، و بدان که بدترین خطا و گناه، دوست داشتن دنیاست، پس آن را دوست مدار که من آن را دوست نمى‏دارم.

اى عیسى! دلت را براى من پاک کن و در خلوت، بسیار به یادم آر، و بدان که شادى من در آن است که به درگاهم اظهار زبونى کنى، در انجام این مهم، زنده باش نه مرده.

اى عیسى! چیزى را شریک من مگیر و از من بر حذر باش و به تندرستى خود مغرور مشو و سرمست مگرد که دنیا چونان سایه‏اى گذراست و آنچه از آن آید همچون همان است که از آن رفته است، پس تا توانى در کارهاى نیک رقابت کن، و با حق باش، هر کجا که باشد اگر چه تکّه تکّه گردى و خوراک آتش گردى، پس بعد از یافتن آگاهى به من کفر نورز و از نادانان مباش که هر جنسى در کنار همجنس خود قرار گیرد.

اى عیسى! از دو چشمت برایم سرشک فرو ریز و دلت را برایم خاشع گردان.

اى عیسى! در هنگامه سختیها از من یارى جوى، چه، منم دادرس غمدیده‏گان و بیچاره‏ها را اجابت مى‏کنم و منم ارحم الرّاحمین.

بهشت کافى / ترجمه روضه کافى، ص: 174 - 181