خروج دابة الارض و دجال‏ و دخان و فرود آمدن عیسى (ع) و طلوع خورشید از سمت مغرب‏
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خروج دابه الارض ،دجَال و دخان ،فرود آمدن حضرت عیسی ( ع ) ،خروج قائم ( عج )

(1 )در تفسیر على بن ابراهیم از امام باقر (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه «همانا خداوند تواناست بر اینکه آیتى فرو فرستد» «1» فرمود: خداوند در آخر الزمان این آیتها را به تو

______________________________
(1) انعام/ 37: إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى‏ أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً.

مى‏نمایاند. از جمله این آیتهاست دابة الارض و دجال و فرود آمدن عیسى بن مریم و طلوع خورشید از مغرب.

( 2 ) همچنین آن حضرت در تفسیر آیه «و بگو او تواناست بر اینکه عذابى از بالایتان بر شما فرستد» فرمود: آن دجال و صیحه است «یا از زیر پاهایتان» یعنى فرو رفتن زمین «یا شما را جامه پراکندگى بپوشاند» و آن اختلاف در دین و طعن برخى از شما بر برخى دیگر است «و بچشاند سختى بعضى را بر بعضى دیگر از شما» «82» یعنى یکدیگر را بکشید و تمام این حوادث میان اهل قبله (مسلمانان) به وقوع خواهد پیوست.

( 3 ) شیخ طوسى در غیبت به سند خود از امیر مؤمنان (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده است که فرمود: ده چیز است که پیش از قیام قائم گزیرى از وقوع آنها نیست: سفیانى، دجال، دخان، دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسى، فرو رفتن زمین در جزیرة العرب و آتشى که از قعر عدن بیرون مى‏آید و مردم را به سوى محشر سوق مى‏دهد.

(4) صدوق در اکمال الدین به سند خود از امام باقر (ع) در ضمن نقل حدیثى روایت کرده است که فرمود: و روح الله عیسى بن مریم (ع) فرود مى‏آید و پشت قائم نماز مى‏گزارد ...

(5) همچنین در همان کتاب مذکور از امیر مؤمنان (ع) نقل شده است که فرمود: علامت خروج دجال آن هنگام است که مردم نماز را بمیرانند و نشانه‏هاى ناهموار دیگرى را ذکر کرد. پس اصبغ بن نباته برخاست و گفت: اى امیر مؤمنان دجال کیست؟ امام (ع) فرمود: او صائد بن صید است از شهرى که آن را اصفهان مى‏خوانند و از قریه‏اى که معروف به «یهودیه» است بیرون مى‏آید. او چشم راست ندارد و چشم دیگرش در پیشانى اوست. و همچون ستاره صبح مى‏درخشد. چیزى در چشم اوست که گویى آمیخته به خون است در پیشانى وى نوشته است: «این شخص کافر است». هر شخص باسواد و بى‏سوادى آن را مى‏خواند. داخل دریاها مى‏شود و آفتاب با او مى‏گردد در برابرش کوهى از دود است و پشت سر او کوه سفیدى است که مردم آن را غذا مى‏بینند وى در روزگار قحطى مى‏آید و بر الاغ سفید (یا سبزه‏اى) سوار است یک گام الاغش یک میل راه است از هیچ آبى نمى‏گذرد مگر آنکه تا روز قیامت خشکیده مى‏شود ... با صداى بلند خود چنان ندا مى‏دهد که از مشرب تا مغرب، جن و انس و شیاطین صداى او را مى‏شنوند مى‏گوید: «اى دوستان من بیایید به سویم. منم آن کسى که بشر را آفریدم و اندام آنها را معتدل ساختم و هر چیز را اندازه و مقدارى تعیین کردم و همه را هدایت کردم منم آن پروردگار بزرگ شما.» دجال دشمن خدا دروغ مى‏گوید او یک‏

______________________________
(82) انعام/ 65: قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ‏.

چشم دارد، غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود حال آنکه خداوند شما نه یک چشمى است و نه غذا مى‏خورد و نه در بازارها راه مى‏رود و نه فنا مى‏پذیرد.

(6) بدانید که بیشتر پیروان او در آن روز، اولاد زنا هستند و چیز سبزى بر سر و دوش دارند.

خداوند او را در شام در تلى معروف به «تل افیق‏ «83»» در حالى که سه ساعت از روز جمعه سپرى شده به دست شخصى که عیسى بن مریم پشت سر او نماز مى‏گزارد (مهدى)، مى‏کشد.

(7) در مجلس چهاردهم چنین آمده است که مهدى بر دجال پیروز مى‏شود و او را بر کناسه کوفه به دار مى‏آویزد. جمع میان مضمون این دو روایت بدین ترتیب امکان‏پذیر است که مهدى، او را در تل افیق مى‏کشد و جنازه‏اش را بر کناسه کوفه مى‏آویزد. (و الله اعلم) سپس امیر مؤمنان (ع) فرمود: هشدارید که پس از این واقعه بزرگى روى خواهد داد. پرسش شد:

این واقعه چیست اى امیر مؤمنان؟ فرمود: خروج دابة الارض از طرف صفاست. انگشترى سلیمان و عصاى موسى با اوست. آن انگشترى بر سیماى هر مؤمنى که گذارده شود، نوشته مى‏شود: «این مؤمن حقیقى است» و بر سیماى هر کافرى که گذاشته مى‏شود، نوشته مى‏شود: «این کافر حقیقى است». تا آنجا که مؤمن چون کافر را ببیند، مى‏گوید: «واى بر تو اى کافر» و کافر چون مؤمن را ببیند، مى‏گوید: «خوشا به حال تو اى مؤمن من هم دوست داشتم امروز مانند تو مى‏بودم و رستگار مى‏شدم». سپس دابه سر خود را بالا مى‏آورد و کسانى که در میان مشرق و مغربند پس از طلوع خورشید از طرف مغرب، به اذن خدا عز و جل او را مى‏بینند. در آن هنگام توبه برداشته مى‏شود. نه توبه‏اى پذیرفته مى‏شود و نه عملى به بالا مى‏رود و اگر کسى پیش از این ایمان نیاورده باشد یا در حال ایمانش خیرى حاصل نکرده، ایمانش در این لحظه سودى به حال او نخواهد بخشید ...

سیره معصومان ،ج‏6،ص:401 -  402