اهمیت مناظره و آداب و آفات آن
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مناظره

فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ اولئِکَ هُمْ اولُوا اْلأَلْبابِ. (زمر (39): 17 و 18)

پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند؛ اینان‏اند که خدایشان راه نموده و اینان‏اند همان خردمندان.

اهمیت مناظره و گفتگو بر کسى پوشیده نیست. با توجه به آیات قرآن کریم، خداوند در امر آفرینش و هدایت انسان با ملائکه و آدمیان متناسب با موقعیت و شرایط آنان گفتگو کرد و نظر آنان را جویا شد .

البته اگر نیک بنگریم ، گفتگوى خداوند با فرشتگان و آدمیان را مى‏توان از نوع گفتگوهاى ارشادى، تعلیمى و هدایت‏گرایانه دانست.

پس ناگفته نماند اخلاق گفتگو و آداب مناظره و جدل از دوران آفرینش انسان بوده و بعد از آن، همواره مورد توجه اندیشمندان مختلف بوده است.

دانشمندان علم اخلاق مناظره را به ‏عنوان یکى از راه‏هاى کشف حقیقت و دست‏یابى به واقعیت معرفى کردند چرا که مناظره با اهدافی چون حق خواهی و روشنگری صورت می گیرد . چون گاهى هدف از مناظره، صرفاً غلبه بر طرف مقابل و به کرسى نشاندن سخنِ باطل و نادرست و غیر مستدل خود است؛ که این یکى از بزرگ‏ترین و خطرناک‏ترین رذایل اخلاقى است.

از آنجا که در کشور ما مناظره تقریبا جا افتاده ومعمولا هر هفته در صدا و سیما راجع به موضوعات مختلف بر گزار می شود ؛ما در این نوشتار برانیم به برخى از آداب و آفات مناظره بپردازیم . امید است مقبول افتد .

آداب اخلاقى مناظره‏

هر چیزی در عالم برای به فعلیت رسیدنش دارای آداب خاصی است؛ و مناظره هم از این امر مستثنی نیست که بدین شرح می باشد :

تأکید بر نکات مشترک‏

افرادی مى‏توانند به مناظره و گفتگو بپردازند که مشترکاتى با یکدیگر داشته باشند وگرنه اگر بر سر هیچ مسئله‏اى با یکدیگر توافق نداشته باشند، هرگز امکان برقرارى گفتگو میان آنان نخواهد بود. بنابراین،به نظر مى‏رسد بهتر است گفتگو بر اساس زمینه‏هاى مشترک آغاز شود.

 فهم موضوع‏

یکى دیگر از شرایط تحقق یک مناظره سازنده و سودمند این است که طرفین مناظره نسبت به موضوع بحث و همه ابعاد و جوانب آن آگاهى کافى داشته باشند. آگاهى پیشین طرفین از موضوع بحث، موجب مى‏شود، دقیقاً بدانند که در صدد اثبات یا نفى چه چیزى هستند

قرآن کریم،  در آیه 66 سوره آل عمران کسانى را که بدون اطلاع از موضوع بحث و حقیقت مسئله به مجادله و بحث مى‏پردازند، به شدت مذمت کرده است:

هان، شما [اهل کتاب‏] همانان هستید که در باره آنچه نسبت به آن دانشى‏داشتید محاجه کردید؛ پس چرا در مورد چیزى که بدان دانشى‏ندارید محاجه مى‏کنید؟ با آنکه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید.

 صراحت‏

 از دیگر آداب اخلاقى مناظره، «صراحت بیان» و پرهیز از تکلّف و تعارف در گفتار و دورى‏کردن‏ از به کار بردن سخنان کنایه‏آمیز و چندپهلو و مبهم است. در یک مناظره حق‏طلبانه و حق‏خواهانه، هرگز نباید از کلمات و سخنانى استفاده شود که تاب تفاسیر متعدد و متنوعى را دارند. مخصوصاً در مواردى که «پاى مصالح اساسى انسان و اجتماع در میان باشد، ناگزیر باید با صراحت سخن گفت تا از تفسیرها و تحلیل‏هاى دلخواهانه و نادرست که منطبق بر منافع گروهى یا شخصى است، جلوگیرى شود.»

 توجه به گفته و نه گوینده‏

از جمله آداب اخلاقى مناظره و گفتگو که رعایت آن موجب مى‏شود تا مناظره از مسیر درست خارج نشود، این است که طرفین در بحث و گفتگوى خود همواره باید به بررسى ادله و مستندات یکدیگر بپردازند و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه‏اى چون انگیزه‏خوانى و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن، در روند گفتگو اخلال ایجاد کنند. به تعبیر دیگر، ادب گفتگو اقتضا مى‏کند که «گفته» و «انگیخته» مورد بررسى و قضاوت قرار گیرد و نه «گوینده» و «انگیزه».

امیرمؤمنان علیه السلام مى‏فرمایند: «به گفته بنگر و نه به گوینده»[1]

بهترین شاهد این حقیقت است.

آن امام بزرگوار در سخن حکیمانه دیگرى مى‏فرماید:

حضرت عیسى علیه السلام نیز به پیروان خود چنین توصیه مى‏کند:

حق را از اهل باطل بگیرید؛ اما باطل را از اهل حق نگیرید؛ ناقدان سخن باشید.[2]

 استدلال‏طلبى و حق‏محورى‏

یکى دیگر از شرایط تحقق گفتگوى سازنده و مناظره سودمند، این است که طرفین گفتگو حقیقتاً قصد پیروى از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند. هیچ یک از طرفین نباید به هر قیمتى، در صدد اثبات سخن خود باشد، بلکه هر دو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند، و هرگاه هر کدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید. و هرگز خطاهاى معرفتى و علمى خود را با خطاهاى اخلاقى نپوشاند.

ملایمت‏

یکى دیگر از نکات مهم و تأثیرگذار، که همواره در هر مناظره حق‏طلبانه‏اى باید مورد توجه قرار گیرد، «ملایمت» و نرمى در گفتار و کردار است. کسى که داراى سخن و مدعایى منطقى و مستدل است، چه حاجتى به جار و جنجال و خشونت و تندى دارد؟ سلاح منطق و استدلال متقن، به مراتب، برنده‏تر و کاراتر از سلاح خشم و غضب است. اصولًا اولین آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار، نصیب خود فرد مى‏شود.

 امیرمؤمنان علیه السلام، در این‏باره مى‏فرماید:

«و با او سخنى نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد»[3]

 آفات اخلاقى مناظره‏

عالمان بزرگ اخلاق، آفات اخلاقى بسیارى براى مناظره و گفتگوهاى علمى برشمرده‏اند. ما در ایننوشتار، در باره دو آفت اخلاقى بزرگ که مى‏توانند روند مناظره را به کلى مختل نماید و در آیات و روایات نیز مورد تحذیر و نکوهش قرار گرفته‏اند، اجمالا بیان می کنیم :

 شخصیت‏ زدگى‏

یکى از آفات و آسیب‏هاى اخلاقى مناظره‏ها و گفتگوهاى علمى، این است که به جاى ذکر دلیل و بیان استدلال براى نظر خود، شخصیت پیشینیان را محور قرار دهیم، و به جاى برخورد منطقى با استدلال‏هاى طرف مقابل، به تقلید کورکورانه از گذشتگان و سنت جاهلانه آنان بپردازیم.

در قرآن کریم آیات متعددى در نهى از شخصیت‏زدگى و تقلید علمى کورکورانه آمده است.

و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر [ش‏] بیایید»، مى‏گویند:

«آنچه پدران خود را بر آن یافته‏ایم ما را بس است» آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى ‏دانسته و هدایت نیافته بودند؟

گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یکسان است. این جز شیوه پیشینیان نیست. و ما عذاب نخواهیم شد.» (بقره( 2): 170 )

مراء یا جدالگرى‏

یکى دیگر از بدترین و مخرّب‏ترین آفت‏هاى مناظره‏ها و گفتگوهاى علمى، «جدال و مراء» است.

تعریف اصطلاحى آن عبارت است از «پیکار لفظى و ستیزه در کلام، براى چیره‏شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او»[4]

کسى که داراى روحیه مراء و جدال است، همواره در پى به کرسى‏نشاندن سخن خود است، هرچند باطل بودن آن براى او آشکار شود. مراء کننده، در حقیقت خبر از خودخواهى، غرور، تکبر و خودپسندى خویشتن مى‏دهد. او با رفتارش در برابر حق موضع‏گیرى کرده و خود را در زمره اهل‏باطل و حق‏ستیزان قرار داده است.

امام على علیه السلام در نکوهش مراء و ستیزه‏جویى علمى مى‏فرماید:

از مراء و دشمنى در گفتار بپرهیزید؛ چراکه این‏دو، دل‏ها را نسبت به برادران بیمار مى‏کند و دورویى و نفاق بر روى آنها مى‏روید.[5]

منبع : آیین زندگی ، احمد حسین شریفی با کمی تصرف


[1] -  اغررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 355 .

[2] - محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 14، ص 96 .

[3] -   محسن فیض کاشانى، محجة البیضاء ج 1، ص 108- 102

[4] -  همان

[5] -  اصول الکافى، ج 2، ص 330 .