به جایى دیگر باید رسید ( 4 )
ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: به جایى دیگر باید رسید ( 4 )

پسرم، بدان!
42 آدمى که بر مرکب زمان سوار است، بر مرکب روزها و شب‏ها،
حتى وقتى خودش خیال مى‏کند ایستاده است، مرکب زمان، دارد او را پیش مى‏برد،
43 همان وقتى که خیال مى‏کند جایى ساکن شده و استراحت مى‏کند، دارد رو به پایان، جلو مى‏رود.
44 پس مطمئن باش که به آرزویت نمى‏رسى و بیش از اندازه مقرر، عمر نمى‏کنى.
45 که تو در همان جاده‏اى هستى که آدم‏هاى پیش از تو رفته‏اند.
46 پس در جست‏وجوى مال و منال دنیا، آرام و بى‏حرص باش و
وقت خرج کردنش هم سنجیده و زیبا عمل کن.
47 خیلى پیش آمده که افزون‏طلبى‏ها، همه مال را بر باد داده است.
48 این طور نیست که هر که بیفتد پى مال و منال، به آن برسد
49 یا هر کس خیلى پى آن نباشد، محروم بماند.
50 روحت را بالاتر از این بدان که آلوده پستى و فرومایگى شود؛
حتى اگر از این مسیر، به آرزوهایت برسى (کرامت روحت را معامله نکن).
51 هیچ کالایى، هم‏قیمت با آن چه از روح و وجود تو کم مى‏شود، نیست.
52 بنده کس دیگرى نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.
(آرزوهایت فقط با پستى و فرومایگى به دست مى‏آیند؟)
53 چه جور خیرى است؛ خیرى که فقط از مسیر شر مى‏شود به آن رسید؟
54 چه جور آسایشى است؛ آسایشى که فقط از مسیرى سخت مى‏شود به آن رسید؟
55 نکند مرکب‏هاى طمع، تند و شتابان، تو را تا چشمه‏هاى هلاکت ببرند.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه