چرا بحران اخلاقی در ... ؟
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بحران بد اخلاقی ،بحران اقتصادی ،بحرا ن سیاسی ،دانشجو و دانشگاه

در دنیای امروز سه بحران مهم جوامع بشری را تهدید می کند :

1 – بحرا ن سیاسی

2 – بحران اقتصادی

3 – بحران اخلاقی

اگر چه غالب دانشمندان و دولتمردان دنیا به بحران های  سیاسی و اقتصادی می اندیشند ولی اگر تفکر درستی صورت گیرد در می یابیم  که ریشه همه بحران ها در بحران اخلاقی است .


بخصوص بحران اخلاقی که مراکز علمی را در بر بگیرد و از طرف دیگر و هم متولیان اقدام به موقع و لاازم را نداشته باشند . مسلما اینگونه علم برکت خاصی نخواهد داشت . و تا حتی جامعه رو به فساد و تباهی خواهد رفت چرا که اگر در جامعه ای دانشمندان و اهل علم انحراف اخلاقی اشته باشند و فاسد شوند آن جاممعه فاسد خواهد شد .

و لذا انبیای الهی قبل از هر چیز به سراغ اصلاح اخلاق امت ها پرداختند و آن را بر هر دو بحران مقدم داشتند .

در منابع اسلامی آمده است که پیامبر اسلام (ص ) هدف از بعثت خود را تکامل اخلاق بشر خواند و چنانچه حدیث معروف ذیل بیانگر والای آن حضرت است .

 « انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » یعنی من مبعوث شدم تا اخلاق را تکامل دهم .

بنابراین بر همه اندیشمندان و دولتمردان عالم بخصوص ایران اسلامی لازم و ضروری است که تمام همت خود را صرف ارتقای سطح اخلاق در جوامع بشری و باز عرض می کنم بخصوص در مراکز علمی دانشگاهی کنند .

اگر به جای جای قرآن و روایات بنگریم می بینیم که اسلام داروی دردهای دردناک انسانی را با خود به ارمغان آورده و در بخش عظیمی از آیات و روایات به توصیه های مهم و انسان ساز اخلاقی پرداخته است .

و اما چرا در لابه لای مطالب عنوان بخصوص مراکز علمی دانشگاهی را مطرح ساختم برای روشن شدن مطلب نظر شما خوانندگان عزیز را  به چند روایت از اصول کافی جلد یک  راجع به فضیلت علم و دانشمند و دانششجو جلب ممی کنم که بدین شرح می باشد :

 1 – در حدیثی امام صادق فرمود: دانشمندان‏ وارثان‏ پیمبرانند براى اینکه پیمبران پول طلا و نقره بارث نگذارند و تنها احادیثى از احادیثشان بجاى گذارند هر که از آن احادیث برگیرد بهره بسیارى برگرفته است. پس نیکو بنگرید که این علم خود را از که میگیرید، زیرا در خاندان ما اهل بیت در هر عصر جانشینان عادلى هستند که تغییر دادن غالیان و بخود بستگى خرابکاران و بد معنى کردن نادانان را از دین برمیدارند.

2 -  در حدیثی دیگر آن حضرت به ابى حمزه فرمود: یا دانشمند باش و یا دانشجو و یا دوستدار دانشمندان و چهارمى (یعنى دشمن اهل علم) مباش که بسبب دشمنى آنها هلاک شوى.

3 - حفص گوید امام صادق علیه السلام بمن فرمود: هر که براى خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و بدیگران بیاموزد در مقامهاى بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

4 - امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: سفاهت و فریفتگى (ناآزمودگى) در دل عالم نیست.

5 - جابر جعفى گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: هیچ کس در جستجوى علم شام را صبح و صبح را شام نکند جز اینکه در دریاى رحمت پروردگار غوطه‏ور بود، و فرشتگان او را ندا دهند که اى مرحبا بزائر خدا، و در قیامت بسوى بهشت رود بمانند همان راهى که رفته بوده.

و احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد ما در اینجا به همین ها اکتفا می کنیم .

و اما سخن اینجاست که آیا فقط تنها علم آموزی کفایت می کند یا اینکه باید علم با اخلاق اسلامی عجین شود تا برکت خود را  بر بشر سرازیر کند ؟ و یا اینکه آیا لازم است فضای مراکز علمی پاک و آرام باشد و یا نه فرقی در این امر ندارد ؟

به این احادیث دقت کنید :

مثل : بد خلاقی ها ، بدپوششی و بد حجابی ها  ، بی عدالتی ها و بی تقوایی ها  و ...

حضرت آیت الله العضمی مکارم شیرازی در کتاب یک صد موضوع اخلاقی می فرماید : بدون تردید تحصیل علم ، مشکلات زیادی دارد ، ولی این مشکلات هر چه قدر هم زیاد باشد در برابر برکات حاصل از علم نا چیز است .

و اما بیچارگی انسان زمانی است که زحمت تحصیل علم و خدمت به اهل علم را بر خود هموار کرده ، ولی به دلایل بی تقوایی و بد اخلاقی و ... از برکات این علم بهره ای نمی برد .

چر که اگر  دانشجویان فقط دنبال خود علم بدون توجه به راه های کسب برکات علم باشند مصداق تعبیرات عالم بی عمل و یا تشبیه به درخت بی میوه ، ابر بی باران ، شمعی که می سوزد و اطراف خود را روشن می کند ولی خودش از بین می رود ، و یا تشبیه شده به چهار پایی که به آسیاب می بندند و دائما زحمت می کشد و طی طریق می کند ، اما چون به دور خود می گردد ، هرگز راهی را طی نمی کند و به جایی نمی رسد و مانند این تشبیهات که هر کدام بیانگر گوشه ای از سرنوشت شوم اهل علم بی عمل است .

برای اینکه این موضوع روشن شود باز رجوع می کنیم به احادیث اهل بیت عصمت و طهارت (ع ) که ( کتاب عدة الداعی ) بدین شرح می باشد :

عمل بدون علم نیز نفعى ندارد، به دلیل کلام آن حضرت که مى‏فرماید:

1 - وَ قَدْ قَالَ ص‏ مَنِ‏ ازْدَادَ عِلْماً وَ لَمْ یَزْدَدْ هُدًى لَمْ یَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا

یعنى: «کسى که علمش زیاد شود اما هدایت (و عملش) افزون نگردد، نفعى جز دورى از خدا نبرده است».

2 - «و العامل على غیر بصیرة کالسّائر على غیر طریق لا یزیده سرعة السّیر من الطّریق الّا بعدا»

. یعنى: «کسى که بدون آگاهى و بصیرت عمل مى‏نماید، مانند کسى است که بیراهه حرکت مى‏کند، هر چه سریعتر برود از راه اصلى دورتر مى‏گردد».

پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هیچ یک از آن دو نمى‏تواند بدون دیگرى روى پاى خود بایستد. هر کتابى که نوشته شد. هر سخنرانى و موعظه‏اى که گردید و هر نظریه‏اى که داده شد، حول محور این دو گوهر بوده و هست، بلکه کتب آسمانى به این خاطر نازل گردیدند و انبیا نیز به همین سبب فرستاده شده‏اند. حتى آسمانها و زمین و مخلوقاتى که بین آن دو هستند هم به همین خاطر خلق گردیده‏اند.

3 - امام صادق- علیه السّلام- فرمود:

«الخشیة میراث العلم، و العلم شعاع المعرفة و قلب الایمان، و من حرم الخشیة لا یکون عالما و ان شقّ الشّعیر بمتشابهات العلم، کما قال اللَّه تعالى: إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ».

یعنى: «هراس از پروردگار، میراث دانش است و دانش، شعاع نور معرفت و جان ایمان. آن کس که خشیت و هراس ندارد، عالم نیست اگر چه با دانسته‏هاى شبیه به علمش دانه جو را شکافد ، چون ذات اقدس الهى فرمود: در بین بندگان خدا تنها علمایند که از او هراسناکند».

و حال سوال ...

 اولا : چرا باید فضای مراکز علمی طوری باشد که طالبان علم نتوانند از برکات علم بهرمند شوند .

ثانیا : چه کسانی باید فضا را برای کسب علم با برکت فراهم کنند؟

ثالثا : اگر در کشور ما متولیان مراکز علمی و فرهنگی مشخص است چرا قدم هایی در اصلاح فضا بر نمی دارند ؟

رابعا : مقصرین این امر کیست ؟

خامسا : راستی دود بی خیالی و بی تفاوتی بعضی ها به چشم چه کسانی خواهد رفت ؟

ساسا : چرا  بحران اخلاقی جامعه و بخصوص مراکز علمی دانشگاهی را تهدید می کند  ؟

سابعا : چرا ؟ چرا ؟ و ....؟