مختصری از زندگینامه حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم کریمی (زاهدخلوت نشین )
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آیت الله شیخ عبدالکریم کریمی ،زندگینامه ،آوج

 

اَلعُلماءُ باقونَ مابَقی الدَّهرِ

شرح مختصری اززندگی وحالات حضرت آیت اله شیخ عبدالکریم کریمی(رحمت الله علیه)

 

ولادت وتحصیلات

           آیت اله شیخ عبدالکریم کریمی(ره) درسال 1279هجری شمسی درخانواده ای روحانی درشهرآوج دیده به جهان گشود.بخشی ازتحصیلات مقدماتی رانزد پدربزرگوارشان آموخت.پس ازفوت پدرعزیزش


باسرپرستی مادرگرامی به همراه سایربرادران تحصیلات مقدماتی ومکتب خانه ای رادرزادگاه خودبه پایان برد.بعدازپایان این دوره هابه همراه برادربزرگوارش آیت اله حبیب اله کریمی(رحمت الله علیه)درحوزه های علمیّه ی همدان وقزوین تحصیلات خودرا پی گرفتند.سپس جهت تکمیل اندوخته ها وآموخته های علمی ودینی به شهرمقدس قم عزیمت نمودند.دراین مرکزعلمی ودینی ازمحضراستادان گرانمایه ای همچون آیات عظام : بروجردی،اراکی،گلپایگانی،ونجفی(رحمت اله علیهم)بهره مندگردیدندومدتی نیزباحضرت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) همدرس بودند.پس ازتکمیل   درس های خارج فقه واصول واحکام به موطن خودبازگشتندوتاپایان عمرشریف 96سالگی درشهرآوج وروستاهای اطراف آن ازجمله :خروسدره،پروان،هرایین،سلطان بلاغ و...به ترویج وتبلیغ احکام وموازین دینی پرداختند.بااین وجود   هرگزباحوزه ی مقدّس قم وعلمای اعلام بی ارتباط نبودند.ایشان نماینده ی  ویژه ی مرجع عالیقدرحضرت آیت اله العظمی گلپایگانی (رحمت الله علیه)بودندوازطرف 5تن ازمجتهدین طرازاول اجازه ی مصالحه ورسیدگی به اموردینی مردم راداشتند.

اقدامات وآثار:

  1. عزیمت به روستاهاوترویج وتبلیغ احکام وموازین دینی ورسیدگی به امورشرعی مردم.

  2. مباحثه وتدریس احکام وعلوم دینی درشهرآوج.

  3. تعمیروترمیم مساجدروستاهاازجمله :پروان ،اروان ، خروسدره ،سلطان بلاغ و....

  4. تعمیرمسجدوامام زاده محمدطاهر(ع)آوج درچندین مرحله وتولیت آن تاپایان عمرشریف.

  5. احداث ساختمان زینبیّه ی آوج.

  6. اهدای کتابخانه ی شخصی ویادداشت هابه حوزه ی علمیه ی قزوین دراواخرحیات شریف  .

  7. ثبت خاطرات وسفرنامه به صورت دست نوشته که درمنزلشان موجوداست.

  8. دست گیری ازضعفا ومستمندان باوجودسرمایه ی  اندک خود.

    خصوصیّات اخلاقی

1-به بیان احکام دینی اهمیّت بیش ازحدّی می دادندودرتمامی لحظات ومراحل زندگی ووعظ وخطابه آنرافراموش نمی کردند.

2-مراقبت وپایبندی شدیدبرانجام واجبات وترک محرّمات ازجانب خودومردم وتکیه وتاکیدبرآبادانی سرای آخرت خودومردم.

3-مراقبت فراوان درانجام فریضه ی اوّل وقت وسفارش مردم به مداومت آن بااین استدلال که حضرت ولی عصر(عج)نمازشان رااول وقت اقامه می نمایند.شاید به حرمت آن امام همام ونمازشان ،نمازمانیزموردقبول حضرت حق(جلّ جلاله) واقع شود.

4-درانجام فرایض دینی هیچ هدیه ای راازمردم قبول نمی کردند.

5-درپرداخت خمس وزکات نهایت دقّت راداشتند.حتّی جهت احتیاط خمس اجناسی راکه می خریدند شخصاً می پرداختندو این کاررا به نزدیکان نیزپیوسته شفارش می نمودند.  درخصوص هدایای مردم به مسجد وامام زاده هم مراقب بودندتاازاموال تخمیس شده باشد.

6-تحمّل سختی ها ومشکلات فراوان درزمان تحصیل که بنابه فرموده ی آن بزرگوار،مواقعی پیش می آمد بانان وپنیر،نان وهندوانه وحتّی پوست هندوانه نهاریا شام راسپری نموده ویا بدون صرف شام دربسترمی آرمیدیم.

7-حافظ کلّ قرآن بوده وگلستان سعدی رابه تشویق پدربزرگوارشان در7سالگی حفظ کرده بودند.

8-درزهدوتقوازبانزدخاصّ وعام بوده وهیچگاه نمازشبشان ترک نشد.

9- درمحل امام زاده ا ی که تولیت آنرابه عهده داشتندمزاری برای خودآماده کرده بودندوهرچندوقت یک باردرداخل آن قرارمی گرفتندوبه عبادت وخودسازی مشغول می شدند.

10-اززمان فوت خودباخبربوده وبه دوستانش یادآوری کرده بودندکه عینااتفاق افتاد.

11-بارها به ایشان امامت جمعه را پیشنهادکردندولی آن بزرگوارقبول ننمودند.

خاطرات

1-آن بزرگوارنقل می کردندکه درزمان رضاشاه ملعون حکومت باهربهانه ای درصددبرداشتن عمامه ی روحانیون بود .به همین بهانه آزمونی ترتیب داده بودندوهرکس قبول می شدمی توانست عمامه داشته باشد.بنده نیز دراین آزمون شرکت کردم ودست نوشته ای برای روخوانی به من دادند.دراین نوشته به قسمتی رسیدم که نوشته بود"میمون هادرجزیره ای نشسته بودند"دراین حین یکی ازمراقبین گفت:میمون هادرآنجاچه می کردند؟گویی  به من الهام شدکه بگو: کیف می کردند.من هم همان جواب رادادم.مراقبین گفتند: ایشان راقبول کنید.بسیارخوشحال شدم وبه این طریق توانستم عمامه ام راحفظ کنم.

2-روزی بدون اطّلاع ایشان بعدازپایان ماه مبارک رمضان عدّه ای ازنمازگزاران  آوج مبالغی راجمع آوری کرده وبه نزدایشان آوردندکه بادیدن آن بسیارناراحت شده وقبول نکردند .ولی آنان برخلاف نظرایشان به حسابشان دربانک ملی واریزنموده بودند.یکی ازمتصدیان بانک موضوع رابه فرزندشان گفته واونیزآن بزرگواررامطّلع می سازد.آن مرحوم فردموردنظررابازخواست کرده وپس ازبرداشت، مبلغ رابه وی داده وفرمودندکه باید به صاحبانش برگردانید.

این اخلاق ونمونه های عینی فراوانی ازاین دست وجودداردکه یادونام آن فقیدسعیدرادراذهان اهالی آوج زنده نگه داشته  است.

     آن فقیدسعیددر14شهریور1375در96سالگی روی درنقاب خاک کشیدندودرجواررحمت حق درآرامستان عمومی آوج آرمیدند.        خداوندغفّارروح بلندوملکوتیشان رادرروضه ی رضوان باانبیاء واولیای صالحینش هم حشرسازد.ان شاالله.   

 

                                                                                                 

مردان خداپرده ی پنداردریدند                                                                                                                                                                      یعنی همه جاغیرخداهیچ ندیدند   . 

  درپایان ازلطف فرزندگرامیشان آقای محمدمهدی کریمی که این مطالب رافراهم نموده ودراختیارمان قراردادندسپاسگزاریم.

                           منبع : http://h2011-50.persianblog.ir/post/83