ناگفته های شرم آور از زندگی پرافتخار ماندلا
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زندگی پرافتخار ماندلا ،ناگفته های شرم آور
نلسون ماندلا چهره ای شناخته شده در جهان و از احترام جهانی فراوانی برخوردار است. کمتر کسی در ایران است که نام نلسون ماندلا را به زبان نشنیده باشد مبارزات او علیه ظلم و تبیعیض زمان نزد عام و خاص است و این ویژگی است که او را در نزد مردم ایران معروف و شناخته کرده است. ماندلا جوایز و نشان های متعدد افتخار دریافت کرده که جایزه صلح نوبل از جمله آنهاست.

به گزارش”بوتیا”، «ژاکوب زوما»، رئیس جمهور آفریقای جنوبی با اعلام خبر درگذشت ماندلا گفت: او (نلسون ماندلا) الان استراحت می کند و در آرامش است. ملت ما بزرگترین فرزند خود را از دست داده است. مردم ما یک پدر را از دست داده اند.

ماندلا در 83 سالگی به سرطان پروستات مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و در سال 2004 اعلام کرد که فعالیت های عمومی خود را کاهش می دهد تا بقیه عمر خود را با خانواده و دوستان در زادگاه خود در روستا با آرامش بیشتر سپری کند.

وی را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان «مادیبا» می شناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی داده اند و بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را «مخولو» (پدربزرگ) صدا می زنند.

ماندلا سه فرزند دختر دارد، در سال 2009 سازمان ملل برای گرامیداشت وی روز تولدش را روزی جهانی اعلام کرد.

ماندلا

اما واقعا ماندلا کیست و چه شد که وی از یک چهره انقلابی به یک سازشکار با رژیم آپارتاید و صهیونیستی تبدیل شد؟


“باراک اوباما” در دیدار با خانواده “نلسون ماندلا” رهبر پیشین آفریقای جنوبی، از وی برای مبارزه با نژادپرستی تقدیر کرد؛ شبکه سلطنتی انگلیس (بی‌بی‌سی) با تمجید از این رئیس‌جمهور آفریقایی، وی را یک “رهبر انقلابی واقعی” توصیف می‌کند که هیچ‌گاه رو به افراط نیاورد. سؤال اینجاست چرا رسانه‌های غربی یک رهبر انقلابی را چنین تحسین می‌کنند و وی را اسطوره تمام انقلابیون می‌دانند؟ چرا دولتمردان غربی به ماندلا لبخند می‌زدند در حالی که همین سیاستمداران غربی، علاوه بر حمایت از دولت‌های غیردموکراتیک و مرتجع در آفریقا و جنوب غرب آسیا، عملاً توجهی به انقلابیون ندارند. مروری بر زندگی این رهبر سیاه‌پوست آفریقای جنوبی به این سؤال پاسخ می‌دهد که چرا دولتمردان آمریکایی بی‌توجه به دیگر رهبران انقلابی، از ماندلا چنین تقدیر می‌کنند.

زندگی خانوادگی

رولی هلاهلا (نلسون) ماندلا در 18 ژوئیه سال 1918 در خانواده ای روستایی در منطقه ترانسکی استان کیپ از اتحادیه آفریقا جنوبی متولد شد. پدرش گادلا ماندلا عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود، منصبی که از زمان تولد نلسون وارث آن بود و طبق قوانین قبیله تمبو، نلسون نیز باید این مقام را به ارث می برد. پدرش چهار همسر داشت که حاصل این چهار ازدواج چهار پسر و نه دختر بود. ماندلا فرزند سومین همسر گادلا ماندلا است.

نلسون ماندلا در دوران نوجوانی

در سن هفت سالگی تحصیلات دوران ابتدایی خود را زیر نظر یک معلم انگلیسی تبار مسیحی متدیست آغاز کرد. در همین مدرسه خانم معلم انگلیسی تبار ماندلا، نام “نلسون” را به یاد دریادار انگلیسی هوراسیو نلسون بر او گذارد.  ماندلا در سن نه سالگی پدرش را به علت بیماری سل از دست داد.

نلسون ماندلا تحصیلات عالی خود را در مقطع لیسانس دانشگاه فورت هار آغاز کرد اما به دلیل شرکت در اعتراضات دانشجویان از دانشگاه اخراج شد و نتوانست تحصیلات خود را به اتمام برساند.  سالها طول کشید تا وی توانست مدرک لیسانس خود را از دانشگاه آفریقای جنوبی دریافت کند؛ این جوان سیاه چهره نهایتاً در سال 1943 از دانشگاه فورت هار فارغ التحصیل شد.

زمانی که وی به محل تولدش بازگشت پادشاه از ماندلا خشمگین شد و گفت اگر وی به فورت هار بازنگردد باید مقدمات ازدواج خود و پسر عمویش جاستیس مهیا کند.  نلسون از روی ناراحتی به همراه جاستیس به ژوهانسبورگ فرار کرد و تا سال 1941 در آن ماند.


ماندلا در دوران جوانی

ماندلا در ژوهانسبورگ نگهبان معدن شد اما زمانی که کارفرما متوجه شد که وی از قلمرو نایب السلطنه گریخته او را اخراج کرد. به مدد رفاقت با فردی به نام والتر سیسلو به عنوان منشی در یک شرکت مشغول به کار شد. در حین کار تحصیلات خود را نیز به شکل مکاتبه ای با دانشگاه آفریقای جنوبی پی گرفت. به اعتراف خودش، او یک دانشجوی ضعیف بود که سرانجام در سال 1948 مجبور شد تا درسش را نیمه کاره رها کند. پس چندی دوباره تحصیلات خود را از طریق دانشگاه لندن پی گرفت که مجدداً نتوانست درسش را به تمام کند. سرانجام وی توانست در آخرین ماه های حبس خود در سال 1989 به صورت غیابی در جشن فارغ التحصیلی در کیپ تاون شرکت کند و با اتمام تحصیل خود، مدرک خود را دریافت کند.

ورود به عرصه مبارزه؛ ظهور رهبری انقلابی

آغاز فعالیت سیاسی ماندلا از زمانی است که وی به کنگره ملی آفریقا (ای.ان.سی)  ملحق می شود؛ در این برهه یعنی سال 1944 وی لیگ جوانان کنگره ملی آفریقا را تأسیس می کند. ویلیام مکس فیلمان وایتهد، سفیر فعلی جمهوری آفریقای جنوبی در تهران می گوید: «سازمان جوانان در آن زمان فکر می‌کرد که رویکرد رهبری قدیمی حزب کنگره ملی آفریقا در مبارزات محافظه‌کارانه بوده است. دولت هم تنها از منافع سفید‌پوستان حمایت می‌کرد. پس این احساس همگانی در شکل‌گیری مبارزه به شکلی که آقای ماندلا می‌خواست، به‌وجود آمد. همین احساس همگانی باعث پیروزی فلسفه ماندلا در آفریقای جنوبی شد.»

ماندلا در سال 1944 با دختر عموی “والتر سیسلو”، “اولین ماز” که یک پرستار بود ازدواج کرد. در نتیجه این ازدواج صاحب دو پسر و دو دختر شد.  با این وجود زندگی زناشویی او دیری نپایید و ماندلا در سال 1955 از همسرش جدا شد و سه سال بعد یعنی در سال 1958 ماز را طلاق داد. گرچه این ضربه بزرگی برای ماندلا بود تا جایی که سال‌های بعد نیز طمع این شکست را در کام خود احساس می کرد اما وی به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد.

نلسون به طور جدی تر فعالیت‌های ضد نژادپرستانه خود را در لیگ جوانان کنگره ملی آفریقا دنبال کرد؛ در دهه 60 کمپینی در آفریقای جنوبی شکل گرفت به نام «سرپیچی از قوانین ناعادلانه» که ماندلا از سازمان دهندگان اصلی آن بود. جنبشی فراگیر علیه قوانین ناعادلانه منجر شد که احزاب مختلفی را مانند حزب کنگره ملی آفریقا، سازمان رنگین پوستان کنگره ناتال ایندین، کنگره ترنزوال ایندین، ‌اتحادیه اصناف، سازمان‌های جتماعی مدنی، کنگره سفید‌پوستان دموکرات را در خود داشت و با تدوین منشور آزادی که شامل خواسته‌های دموکراتیک حداقل بود به بیان خواسته‌هایی از قبیل متعلق بودن آفریقای جنوبی به همه، دسترسی به منابع طبیعی برای همه و صلح و امنیت برای همه پرداخت.

در نتیجه این اقدامات وی به همراه 19 نفر دیگر از اعضا به اتهام توقف قانون کمونیسم به 9 ماه کار در اردوگاه کار سخت و به مدت دو سال تعلیق از فعالیت سیاسی محکوم شدند.

در این دو سال وی توانست تا مدرک دیپلم حقوق را افزون بر مدرک لیسانسش بگیرد. این دوره مقدمه ای شد تا ماندلا به همراه الیور تمبو، اولین شرکت حقوقی سیاه پوستان را در آفریقای جنوبی با نام “ماندلا و تمبو” تاسیس کند.  در این شرکت ماندلا و تمبو برای مقابله با آپارتاید، خدمات حقوقی به سیاهپوستانی ارائه می دادند که قادر نبودند تا از نمایندگی قانونی بهره ببرند.

در پایان سال 1952 برای به طور کامل مجوز فعالیت ماندلا لغو شد. در این دوره وی تنها می توانست به طور مخفیانه تصویب منشور آزادی مصوب 26 ژوئن 1955 کیپ تاون را نظاره گر باشد. اما این پایان محدودیت های ماندلا نبود و او در 5 دسامبر 1955 در جریان درگیری با پلیس دستگیر و در دادگاه به اتهام خیانت محاکمه شد؛ با وجود آنکه روند دادرسی او و دیگر متهمان نزدیک به 5 سال به طول انجامید، ولی در پایان وی تبرئه شد.


ماندلا در حال تمرین ورزش موردعلاقه‌اش، بوکس

سال 1960 پلیس دولت آپارتاید 69 نفر از افراد غیرمسلح را در جریان اعتراض به تصویب یک قانون، به قتل رساند. این اقدام موجب اعلام شرایط فوق العاده در کشور آفریقای جنوبی شد. به دنبال این وضعیت فعالیت کنگره ملی آفریقا و کنگره پان آفریکانیست ها نیز ممنوع شد. دولت آپارتاید کنگره ملی آفریقا را سازمانی تروریستی اعلام کرد که این موضع دولت آفریقای جنوبی از سوی برخی از دولتها همچون آمریکا و انگلیس به رسمیت شناخته شد (تنها در سال 2008 آمریکا ماندلا و کنگره ملی آفریقا را از لیست گروه های تروریستی خارج کرد).  ماندلا و دوستانش در وضعیت اضطراری دولت همچون هزاران نفر دیگر بازداشت شدند. همین دستگیری زمینه ازدواج دوباره ماندلا را فراهم آورد؛ در خلال روند محاکمه در دادگاه، وی با مددکار اجتماعی ای به نام وینی مدیکیزلا آشنا شد و با وی ازدواج کرد اما این زندگی نیز دوام نداشت چرا در سال 1996 به سرنوشت ازدواج اول ماندلا یعنی طلاق منجر شد.


ماندلا در کنار همسرش

پس از آنکه ماندلا و همکارانش در دادگاه موسوم به خیانت تبرئه شدند، فعالیت زیرزمینی خود را برای طراحی یک اعتصاب ملی در روزهای 29، 30 و 31 مارس آغاز کردند. در ماه ژوئن از وی خواسته شد تا رهبری مبارزات مسلحانه را نیز بر عهده گیرد و شاخه تحت عنوان “نیزه ملت” را تشکیل دهد. از این رو ماندلا در 11 ژانویه 1962 با نام مستعار مخفیانه از آفریقای جنوبی خارج شد. ماندلا به سراسر آفریقا سفر کرد و با رهبران آفریقایی ملاقات کرد؛ برای جلب حمایت از مبارزات مسلحانه عازم کشور انگلیس شد. او آموزش نظامی را در مراکش و اتیوپی فراگرفت و در جولای 1962 به کشورش بازگشت. در مسیر بازگشت به آفریقای جنوبی ماندلا در ایست بازرسی پلیس به دام افتاد.  برخی اسناد نشان می دهد که آژانس مرکزی امنیت آمریکا (سیا) به پلیس آفریقای جنوبی مکان ماندلا را اطلاع داده بود.


پرچم نمادین کنگره ملی آفریقا؛ حزب مخالف نظام آپارتاید

دادگاه آفریقای جنوبی، ماندلا را به ترک غیرقانونی کشور و تحریک کارگران به اعتصاب متهم کرد. در یازده ژوئن 1964 نلسون ماندلا و هفت متهم دیگر از جمله دنیس گلدبرگ به حبس ابد محکوم شدند. نظام آپارتاید، گلدبرگ سفید پوست را به زندانی در پرتوریا فرستاد اما دیگران و از جمله ماندلا به جزیره روبن منتقل شدند. وی در این دوران مادر و پسر بزرگش را از دست داد، درحالی که به دلیل محکومیت حق شرکت در مراسم خاکسپاری این دو را نداشت. نلسون در سال 1982 به زندانی در کیپ تاون منتقل شد؛ سه سال بعد برای جراحی پروستات از زندان مرخص شد؛ وزیر دادگستری وقت کوبی کوتسی در بیمارستان به ملاقات او رفت اما ماندلا مجدد به زندان بازگردانده شد. در سال 1988 نیز به دلیل بیماری سل تحت درمان قرار گرفت و در دسامبر همان سال به خانه ای در نزدیکی زندان ویکتور ورستر منتقل شد.

ورود به صحنه سیاست و غلتیدن در دام سازش

سال‌ها بعد ماندلا آغازگر مذاکرات میان دولت نژادپرست آفریقای جنوبی و کنگره ملی آفریقا بود. او 9 روز بعد از رفع محرومیت فعالیت کنگره ملی آفریقا در 11 فوریه 1990 از زندان آزاد شد؛ در این دوره دولت آپارتاید به ماندلا پیشنهاد کرد که در صورتی که از اقدامات خشونت آمیز دست بردارد آزاد خواهد شد که این درخواست مشروط مورد قبول ماندلا واقع نشد.

نلسون ماندلا در سال 1991 در جریان تلاش برای پایان دادن به حکومت اقلیت سفیدپوست، به عنوان رئیس کنگره ملی آفریقا انتخاب شد و جای دوست بیمارش الیور تمبو را گرفت. سه سال بعد وی به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنژادپرست آفریقای جنوبی انتخاب شد.  دوران ریاست‌جمهوری ماندلا از مه 1994 آغاز شد و تا ژوئن 1999 ادامه یافت  و طی این مدت رهبری انتقال فرمانروایی از اقلیت سفیدپوست به اکثریت را برعهده داشت. در 80 سالگی خود با گراکا ماچل بیوه رئیس‌جمهور سابق موزامبیک، به عنوان سومین همسرش ازدواج کرد.

حضور ماندلا در صحنه سیاست با انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور آفریقای جنوبی بر عملکرد این رهبر انقلابی تاثیر شگرفی گذاشت. همچنانکه تا پیش از به قدرت رسیدن ماندلا، کنگره ملی آفریقا و شخص ماندلا روابط نزدیکی با سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) داشته‌اند اما بعدها وی ضمن مواضع دوگانه و محافظه کارانه در قبال رژیم صهیونیستی، نسبت به قوم یهود همدردی نیز می‌کرد.


ماندلا در کنار شیمون پرز، نخست‌وزیر رژیم نژادپرست صهیونیستی
عزر وایزمن؛ نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی در آغوش ماندلا

همچنین در جریان تلاش غرب برای تداوم روند سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی، وی در مقام حمایت از این رژیم نژادپرست چنین گفت: «اگر دولت‌های عربی، اسرائیل را در داخل مرزهای امن به رسمیت نشناسند، من نمی توانم خروج اسرائیل را تصور کنم.»

ماندلا: اگر دولت‌های عربی، اسرائیل را در داخل مرزهای امن به رسمیت نشناسند
من نمی‌توانم خروج اسرائیل را تصور کنم!

ماندلا از مواضع نخست وزیر سابق رژیم آپارتاید اسرائیل نیز حمایت کرد. وی در تأیید سخن “ایهود باراک” مبنی بر آنچه وی صلح کامل با سوریه می خواند گفت: «اسرائیل در ازای اراضی حق دارد تا از سوی اعراب به رسمیت شناخته شود!»

ماندلا در کنار رئیس جمهور اسبق آمریکا بیل کلینتون

تساهل و همزیستی زیاده از حد ماندلا در این دوران، دولت آمریکا و انگلیس را به طمع انداخت تا در جهت حفظ منافع خود از مواضع دموکراتیک ماندلا حمایت کنند. آمریکا و انگلیس که تا دهه 1990 از رژیم ضدبشری آفریقای جنوبی حمایت‌های اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای می‌کردند، به مرور تغییر جهت دادند و از ماندلا به عنوان طرفدار صلح و حقوق بشر استقبال کردند و در اعطای جوائز و نشان‌های مختلف به ماندلا، واقعا دست و دل‌بازی نشان دادند.


ماندلا در لباس فراماسونری شوالیه‌های مالتا که ملکه انگلیس از سران آن است

ماندلا علاوه بر دریافت جایزه نوبل، نشان لیاقت و نشان «سنت جان» را از ملکه «الیزابت دوم» و نشان «آزادی» را از «جرج بوش» پسر دریافت کرد. این تحسین ها و تمجیدها به خوبی حرکت ماندلا را در مسیر دلخواه غرب نشان می دهد: عدم چالش با رژیم صهیونیستی، تلاش برای پیگیری روند صلح اعراب و اسرائیل، همکاری با دولتهای انگلیس و آمریکا.

ماندلا در کنار جرج بوش برای دریافت نشان آزادی از وی

همین امر موجب شده تا دولت آمریکا با همراهی امپراتوری رسانه ای انگلیس، در تلاش برای محو چهره رهبران انقلابی حقیقی همچون حضرت امام خمینی(ره)، نمونه بدلی و جعلی شخصیت‌های سازشکاری چون ماندلا را به عنوان نماد آزادیخواهی و انقلابی گری معرفی نمایند.

دیدار دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس با ماندلا
تمجید اوباما، رئیس جمهور آمریکا از ماندلا با حضور در زندان محل حبس وی

تقدیر باراک اوباما و دیدار وی از خانواده ماندلا، دیدار نخست وزیر انگلیس، دیوید کامرون و وزیر امورخارجه آمریکا با ماندلا نشان می‌دهد که این دولت‌ها سعی دارند تا ماندلایی غیر انقلابی و سازشکار را اسطوره ملت‌های آزادی‌خواه نشان دهند.

در پایان باید به این نکته ظریف اشاره کرد که افکار عمومی و رسانه‌های داخلی باید مراقب باشند که هرچند مواضع ضدنژادپرستی و انقلابی نلسون ماندلا علیه رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی در دوران جوانی وی،‌ قابل تمجید و الگوبرداری برای انقلابیون است اما حمایت دولت‌های استکباری از او و چرخش موضع وی در دوران کهولت به سود بزرگترین رژیم آپارتاید و نژادپرست تاریخ و عضویتش در کلوپ‌های ماسونی، مایه سرافکندگی او در مقابل انقلابیون جهان در اواخر عمر شده بود و باید این بخش از مواضع وی را با مواضع انقلابی وی در دوران جوانی تفکیک کرد و با در نظر گرفتن یک کرونولوژی منطقی و هوشمندانه، به مواضع او نگریست.

http://khabarfarsi.com/ext/7428512