دستورهای مادرى به دختر خود زمان فرستادن به خانه بخت
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دستورهای مادری ،دختر - بخت ،شوهر ،زنان - مردان

این دستورهای مادرى است که به دختر خود هنگامى که مى خواستند او را نزد شوهرش ببرند.
صاحب کتاب (ریاض الانس ) در کتاب خود مى نویسند:
دخترى را از عرب شوهر دادند چون خواستند او را نزد شوهر برند مادرش نزد او آمد و گفت :
بدان اى دختر من ، اگر دخترى از شوهر بى نیاز بود هر آینه تو از همه زنان بى نیازتر بودى از شوهر، لکن زنان از براى مردان خلق شده اند چنانکه مردان از براى زنان مخلوق گشته اند، اى دخترک من همانا تو از آشیانه خود مفارقت کرده و بسوى آشیانه کسى مى روى که نمى شناسى او را، و بسوى قرینى حرکت مى کنى که تا حال با او الفت نگرفته اى ، پس یادگیر از من ده خصلت (دستور) را که باعث بلندى درجه و شرف تو گردد نزد شوهرت (او همیشه تو را دوست مى دارد):


اول : آنکه در خانه شوهرت به قناعت رفتار کنى که قناعت سبب راحت دل است .
دوم : آنکه حرف شوهر خود را بشنو و امر او را اطاعت کن ، چه سمع و طاعت زن براى شوهر سبب خوشنودى پروردگار عزوجل است .
سوم : آنکه پیوسته در صدد باش که موضعى را که شوهر در تو نظر مى کند قبیح و زشت نباشد.
چهارم : آنکه خود را خوشبو کن خصوصا آن موضعى که شوهر مى بوید که مبادا بینى او بوى کریه و بد بشنود.
پنجم : آنکه تعهد کن از او در وقت طعام ، پس هنگامى که گرسنه مى شود طعام را زود حاضر کن که حرارت گرسنگى او را از جا بدر کند.
ششم : آنکه هنگام خواب او ساکن باش و حرکت صدا مکن که ببریدن خواب سبب غضب او خواهد شد.
هفتم : آنکه خانه و مال او را حفظ کن .
هشتم : آنکه خشم و خویشان او را پیوسته مراعات کن که این کار از محاسن تدبیر است .
نهم : آنکه راز او را(هرگز) فاش مکن .
دهم : آنکه نافرمانى مکن او را وگرنه سینه او از خشم و کینه تو پرخواهد شد.
و پس از همه این خصال وصیت مى کنم ترا هنگامى که شوهرت دلش ‍ مقروح و سینه اش مجروح است تو از خود دور کن این صفت را، و نیز هنگامى که خوشحال و خرم است از خود دور کن غم و غصه را که باعث کدورت عیش و برطرف شدن خرمى او مى شود و پیوسته او را گرامى دار، و با او موافقت کن ، و اختیار کن خوشنودى او را، و میل او را بر میل خود (ترجیح ) ده و در سختى و تنگى روزگار صبر کن و بساز والله معکل (خدا با توست ).
       (بارک الله بر این مادر که توصیه هاى خوبى به دخترش ‍ کرد) .