حوسین بجای حسین ( ع )
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: حوسین بجای حسین ( ع ) ،حرکت زنان با وضع نامناسب ،کوبیدن سر به در و دیوار و زمین ،لفظ «حُوُسین» به جاى «

لطفاً در مورد جلسات عزادارى به سؤالات و جواب زیر دقت کنید :

سوال :

1- سرودن و خواندن شعرهایى که در آن از الفاظى نامناسب (مثل سگ و الاغ و رقّاص و مانند آن) استفاده شده، و الفاظ مذکور را به ساحت مقدّس ائمّۀ اطهار علیهم السلام و خودشان نسبت مى‌دهند چه حکمى دارد؟

2- آیا تقلید صداى سگ، یا الاغ، یا کبوتر در موقع سینه زدن، جهت اظهار عجز در مقابل ائمّه علیهم السلام جایز است؟

3- سینه زدن و زنجیر زدن بر سینه و شانه به صورت نشسته، یا در حال ایستاده به طورى که بدن لخت باشد، و سینۀ انسان بسیار سرخ شود، یا خون بیاید، و‌ همچنین هروله کردن و بالا و پایین پریدن در هنگام سینه زدن چه حکمى دارد؟

4- آیا به کار بردن لفظ «حُوُسین» به جاى «حسین» علیه السلام جایز است؟

5- فریاد کشیدن، و کوبیدن سر به در و دیوار و زمین، در جلسات عزادارى چه حکمى دارد؟

جواب: عزادارى ائمّۀ اطهار علیهم السلام، مخصوصاً خامس آل عبا علیه السلام، از افضل قربات است، و سرودن و خواندن اشعارى که حاکى از مظلومیّت و زحمات و فداکارى آن حضرات نماید کار بسیار خوبى است؛ ولى باید از هرگونه کارى که باعث هتک حرمت آن بزرگواران مى‌شود، و موجب وهن مذهب در نظر دیگران مى‌گردد، و به بدن آسیب مى‌رساند پرهیز گردد. و تعبیراتى که در عرف توهین‌آمیز است، مانند نسبت سگ به خود دادن، یا صداى حیوانات در آوردن، هیچ کدام مناسب مجالس عزادارى نیست. و باید به همه نصیحت کنند که از این امور، که باعث وهن این مراسم بزرگ مى‌شود، و موجب ناراحتى حضرت بقیة اللّٰه مى‌گردد، پرهیز کنند.

سؤال : حرکت زنان با وضع نامناسب به دنبال هیأت‌هاى عزادارى، که موجب بروز گناهان و آلودگى‌هایى مى‌شود، چه صورتى دارد؟ براى عزادارى بانوان چه روشى را توصیه مى‌فرمایید.

جواب: عزادارى خامس آل عبا علیه السلام و سایر معصومین علیهم السلام از افضل قربات است؛ ولى مردان و زنان باید طورى رفتار کنند که آمیخته با خلاف شرع نشود.

سؤال : آیا ذاکر اهل بیت مى‌تواند براى ذکر فضائل و مصائب اهل بیت علیهم السلام اجرت طى کند؟

جواب: تعیین اجرت شرعاً اشکالى ندارد؛ ولى این کار در شأن ذاکران اهل بیت، که باید مظهر تقوا و پارسایى باشند، نیست.

         استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج‌3، ص: 177 – 178