آسیب شناسی محتوایی و شکلی در عزاداری
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آسیب شناسی محتوایی و شکلی در عزاداری

پیش گفتار

متنی که ملاحظه می‏فرمایید، متن سخنرانی اینجانب در مجلس خبرگان رهبری است که به پیشنهاد کمیسیون‏ سیاسی ـ اجتماعی مجلس خبرگان و تصویب هیأت‏رئیسه آن مجلس ایراد شده است. این سخنرانی از چند ویژگی برخوردار بود:

1. علاوه بر مطالعات قبلی، برای این سخنرانی حدود چهل ساعت مطالعه نمودم.

2. با چهار تن از مراجع عظام تقلید و نیز هیأت‏رئیسه محترم خبرگان و برخی از خبرگان در رابطه با مباحث‏مطروحه مشورت و رایزنی کردم.

3. سخنرانی تماماً مستند بود هم آیات و روایات و هم فتاوی مراجع عظام.

4. در این سخنرانی تنها به بیان مشکل اکتفاء نشده، در حد توان راهکار هم ارائه شده است.

5. در جمع فرهیختگان برجسته، دین شناسان بزرگ کشور اعضای محترم خبرگان رهبری ایراد شد.


6. به شدت مورد استقبال اعضاء محترم آن مجلس قرار گرفت هم در جلسه و هم بعد از آن اینجانب را مورد لطف قرار دادند و برخی این سخنرانی را مصادیق بارز احیاء امر اهلبیت(ع) نامیدند.

7. هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری این سخنرانی را غیرمحرمانه اعلام کرد و دستور انتشار آن را داد.

با این همه به صراحت می‏گویم این سخنرانی کاستیهای فراوانی دارد که باید برطرف گردد این در حقیقت گامی‏در مسیر آسیب زدائی در مراسم دینی است. باید همه دست به دست هم دهیم تا این مجالس و محافل دینی تریبون‏گسترده اسلام ناب شده و از این کانال حقایق دینی منتشر شود.(آن چنان که بحمدالله بسیاری از مجالس ما این چنین‏است.) پیش از آنکه به مطالعه این سخنرانی بپردازید تذکر چند نکته را لازم می‏دانم:

1. درست است محور این سخنرانی مراسم عزاداری است لیکن آسیب‌ها عام است، آسیب‌هایی است مربوط به‏همه مجالس دینی چه عزاداریها چه مراسم جشن و چه مراسم دیگر.

2. روی سخن در این سخنرانی آسیبها است، قشر خاصی به عنوان آسیب رسان معرفی نشده‏اند ممکن است‏این آسیبها توسط برخی از خطباء یا برخی از مداحان یا برخی از برنامه سازان صدا و سیما باشند. این را بدین‌جهت‏متذکر شدم که مطمئنم کسانی فردای انتشار این سخنرانی، آنرا سخنرانی علیه مداحان تلقی کنند(آنچنانکه بدنبال‏گزارش سخنرانی خبرگان برخی از روزنامه‏ها چنین تیتر زدند که البته با تذکر اینجانب روز بعد اصلاح کردند).

این برداشت را از سخنرانی‏ام غلط و نادرست می‏دانم، گرچه در جای جای این سخنرانی تلاش کرده‏ام حساب‏مداحان مخلص و ارزشی را از غیر آن‏ها جدا کنم ولی در این مقدمه هم تأکید می‏کنم بهیچوجه محور نقد در این‏سخنرانی فقط مداحان نیستند، اگر نقدی هست عام است و اگر ستایش هم هست عام است. اینجانب از نزدیک ‏بسیاری از مداحان ارزشی را می‏شناسم و تلاش مخلصانه آن‏ها را در جهت احیاء مکتب سیدالشهداء ـ ع ـ و احیاءارزشهای انقلاب ارج می‏نهم و بر این باورم که بیش از همگان مداحان مخلص ارزشی از این آسیبها رنج برده و به شدت ‏از حضور نااهلان در این کسوت محترم ناراحتند.

3. در پایان بار دیگر تأکید می‏کنم که محافل و مجالس دینی تریبونهای گسترده مذهب است که باید هر روز بیش‏از گذشته با نشاطتر و با کیفیت بالاتر برگزار گردد و بخصوص مراسمی که مربوط به اهلبیت علیهم السلام است چه‏عزاداریها، چه شادیها، در این سخنرانی بر این نکته تکیه داشتم که نباید بگونه‏ای انتقاد کنیم که خدای ناکرده اصل‏عزاداری زیر سؤال رفته یا خطبای ارزشی و مداحان مخلص زیر سؤال روند. و از این عزیزان نیز می‏خواهم که این‏آسیبها را جدی بگیرند و کمک کننده تا آسیب زدائی شده و این مجالس نورانی آنچنان که برای آسمانیان‏درخشندگی دارد برای زمینیان نیز روشنگر باشد انشاءالله.

اینک این شما و این متن سخنرانی‏.

والسلام علیکم و رحمة الله

سید احمد خاتمی 21/6/84

 7 شعبان 1426

الف. جایگاه مراسم عزاداری‏

عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیاء خدا امری است که ریشه در قران و سیره نبوی(ص) وسیره امامان(ع) دارد. این عزاداری‏ها مصداق مودت اهل بیت(ع) است.( شورا، آیه 23)مصداق تعظیم شعائر الهی است.( حج/32) مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است( نساء/48) و در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و بویژه حمزه سیدالشهداء عزا گرفت وترغیب به عزاداری بر حضرت کرد نیز درسوگ شهادت حضرت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن‏رواحه عزا گرفت. برپائی مجلس عزا را عیب نمی‏دانست و با آن برخورد نمی‏کرد راوی گوید: یکی از بستگان پیامبراکرم (ص) از دنیا رفت، زن‌ها جمع شدند و مجلس عزا برای او برپا کردند عمر برخاست آنها را از این‏کار نهی کرد و آنها را طرد نمود پیامر(ص) فرمود: عمر، رهایشان کن که چشم‏گریان و قلب مصیبت دیده و داغ تازه‏است.( سنن ابن ماجه، ج‏481/ 1) شنیدنی است که پیامبر اکرم(ص) برای امام حسین(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت.( مقتل خوارزمی، ج‏1، ص‏88) در منزل ام سلمه در دوره کودکی برای امام حسین مجلس عزا گرفت.( مجمع الزوائد هیثمی، ج‏9، ص‏189) در منزل عائشه برای حضرت امام حسین(ع) مجلس عزا گرفت.( مقتل خوارزمی، ج‏1، ص‏159) در خانه امام علی(ع) برای حضرت عزا گرفت.( مقتل خوارزمی، ج‏2، ص‏167) بنابراین اگر بگوئیم بنیانگذار عزاداری بر سید و سالار شهیدان حضرت نبی اکرم(ص) امامان(ع) بوده است‏سخنی بگزاف نگفته‏ایم.( در این زمینه ر.ک: سیرتنا و سنتنا سیره نبینا از مرحوم علامه امینی و کتاب اقناع اللائم از مرحوم سید محسن امین. 10. کامل الزیارات، ص‏174)

در سیره امامان(ع) هم برنامه‏ای که هرگز در هیچ شرائطی ترک نشد برپائی عزا بر سالار شهیدان امام حسین(ع)بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع) تا زنده بود در هر مجلس از داغ حسین می‏گفت و در حقیقت مجلس عزا برپامی‏کرد. امام باقر(ع) هم در شرائط سخت و خفقانی دستور می‏داد روز عاشورا عزای امام حسین را بر پا کند. مالک جهنی می‏گوید امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه برای امام حسین گریه کنند و اهل خانه را دستور به‏گریه بر حضرت می‏کرد.(10) همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) داشتند آنها بر این امر اصرار داشتند که از رهگذرعزاداری و برپائی عزای سالار شهیدان چراغ پرفروز نهضت حسینی روشن بماند که ماند.

مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام عزیز شدند.بر این اساس است که احیا گر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر حضرت امام خمینی_ ره _ بیشترین تأکیدها رابر برپائی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند: ملت ما قدر این مجالس را بدانند مجالسی است که زنده نگه می‏داردملت‌ها را ( قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی.) ملت ما را این مجالس حفظ کرده بیخود نبود که رضاخان مأمورین ساواک رضا خان تمام مجالس عزا را قدغن‏کردند.( همان) مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام می‏گرفت و بیشتر از او حفظ کنید.( همان) مجالس سوگواری ائمه اطهار(ع) را باید حفظ کنید اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که بایدحفظ شود.

باتوجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده‏ در جهت تخریب و تحریف آن داشته باشند. در برهه‏ای از زمان که عباسی‏ها قدرت‏مند بودند در پی تخریب عزای‏سالار شهیدان بودند که عزاداران را دستگیر می‏کردند، شکنجه و اعدام می‏کردند و در برهه‏ای که قدرت مقابله‏ نداشتند، در پی تحریف آن بودند تا جلوی تأثیر گذاری این سنت مبارک را بگیرند. با توجه به تأثیر ژرف فرهنگ ‏عاشورا در پیروزی و تدام انقلاب اسلامی، دشمنان قسم خورده اسلام این بار در پی تحریف این فرهنگ برآمدند تاتأثیر آفرینی آنرا کم‏رنگ کنند. گزارش ذیل هشداری است برای همه آنان که در این رابطه تأثیر گذارند هم بانیان محترم‏هم خطباء محترم و هم مداحان محترم:

نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا

اخیراً کتابی به نام نقشه‏ای برای جدائی مکاتب الهی در آمریکا انتشار یافته که در آن گفتگوی مفصلی با دکترمایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا انجام شده است او در این زمینه می‏گوید بعد از مدتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تأثیرگذار بوده است ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند دراین گردهم آئی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه‏ریزیهایی داشته باشیم به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه درسه مرحله به‏ترتیب زیر انجام شد... پس از نظر سنجیها وجمع آوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم متوجه‏شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت می‏باشد... این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که بطورمستقیم نمی‏توان با مذهب شیعه رودر رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم ما بجای ضرب المثل انگلیسی اختلاف بیانداز حکومت کن از سیاست اختلاف بیاندازد نابود کن استفاده کردیم و درهمین راستا برنامه ریزیهای گسترده‏ای را برای سیاستهای بلند مدت خود طرح کردیم حمایت از افرادی که بامذهب‏شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه‏ای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام‏جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گسترده‏ای راعلیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند.

یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می‏کردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‏طلبی بود که هر ساله‏شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه‏می دارند ما تصمیم گرفتیم با حمایتهای مالی از برخی سخنرانان ومداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید و بنیانهای شیعه وفرهنگ شهادت‏طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آن به وجود آوریم به گونه‏ای که شیعه یک گروه‏جاهل و خرافاتی در نظر آید. در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمع آوری شده و بوسیله مداحان‏و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما می‏باشند تضعیف کرده وآنان رابه دست خود شیعیان ودیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب‏ بزنیم.(روزنامه جمهوری اسلامی 5/3/83)

امام راحل پیشگام آسیب زدایی‏

لذاست که آسیب‏شناسی این مجالس و آسیب زدائی از آنها بزرگ ترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. ازکلمات امام راحل عظیم‏الشأن استفاده می‏شود که آن امام عزیز با فراستی که در مؤمن است از حدود 60 سال پیش به‏این نکته هم توجه داشته‏اند: باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند باید این سنتها را حفظ کنید البته‏اگر چنانچه ناروائی بوده است سابق ودست اشخاصی بی اطلاع از مسائل اسلام بوده آنها یکقدری تصفیه شود لکن‏عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند.( کشف الاسرار، ص‏173)

در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا می‏شود بگوئیم‏. ما و هیچیک از دینداران نمی‏گوئیم که با این اسم هر کسی هر کاری می‏کند خوب است چه بسا علمای بزرگ ودانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود ازآن جلوگیری کردند چنانچه همه می‏دانیم که در بیست‏چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیه‏خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیین و دانشمندان دیگر هم چیزهایی‏راکه بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و می‏کنند.(کشف الاسرار، ص‏141) بنابراین خدمت بزرگ درمقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان شناسایی آسیب‌ها و تلاش در جهت آسیب‏زدایی است روز چهارشنبه 9/6/84 گذشته در محضر آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی بودم صریح عبارت ایشان این‏بود که اگر این آسیب‌هایی که در برخی مجالس عزاداری هست ادامه یابد من بر اصل کیان تشیع احساس خطر می‏کنم.شبیه این اظهار نظر را آیت‌الله العظمی مکارم داشتند و فرمودند اگر این روند ادامه یابد بیم آن می‏رود که روند مجالس‏عزاداری بدست کسانی بیفتد که اصلاً اهلیت ندارند.

افراط و تفریط در عرصه آسیب‌ها

پیش از آنکه در عرصه بحث از آسیب‌ها شویم تذکر یک نکته را ضروری میدانم و آن اینکه: در عرصه مقابله با آسیب‌ها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. این دونظریه عبارتند از:

یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلاً نباید در این عرصه وارد شد بگذاریم مردم هر کاری‏ می‏کنند بکنند به هر شکلی که می‏خواهند عزاداری کنند اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل‏عزاداری آسیب می‏بیند پس چرا دست به ابروی عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدائی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده وشاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیاء مکتب سالار شهیدان(ع) ما نمی‏توانیم در این‏عرصه بی تفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری گناه و معصیت صورت پذیرد.

نظریه دوم که نظریه تفریطی می‏دانیم این است که به گونه‏ای از عزاداریها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم ازاصل برپایی آن دلسرد شوند. بگونه‏ای از مداحها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیرسؤال روند. بحمدالله در جمع‏مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه می‏خوانند هم با مطالعه و هم مراقب‏اند از حدود شرع خارج نشوند من‏ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمی‏دانم. نباید بگونه‏ای از خطبا انتقاد کنیم که‏تر وخشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلام‏اند نیز آسیب ببینند. اینهم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپایی عزای حسینی واهل بیت(ع) تأکید داشته باشیم از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم در عین حال رسالت روشنگری خود رادر عرصه عزاداریها همانند دیگر عرصه‏ها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجلس عظیم سخن از آسیب‌ها داریم. هرگزدر صدد تخریب عزاداریها، خطبا و مداحان مخلص نیستیم بلکه در پی آنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد.

ب. آسیب‌ها

آسیب‌هایی که در این عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است یکی آسیب محتوائی است ودیگر آسیب شکلی‏است اما آسیب‌های محتوایی عبارتند از:

آسیب‌های محتوایی

 1. طرح یکجانبه سیمای معصومین‏

طرح یکجانبه سیمای پیامبر (ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهل بیت(ع) و تنها جنبه قداست وملکوتی امامان را مطرح کردن و بس توضیح آنکه پیامبر و امامان دو جنبه دارند یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه‏معصوم‏اند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه مُلکی و زمینی قل انما انا بشر مثلکم ما بایددر مجالس اهل بیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تأکید بر بعد دوم داشته باشیم آنها الگوی زندگی‏اند جنبه‌هایی الگوئی‏زندگی اهل بیت مطرح شود اینست که سازنده است از مناقب اهل بیت بگوئیم از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی‏بامردم گره گشایی از کار مردم، زهد، شجاعت و... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابراز محبت به اهل بیت(ع) رامقدمه برای عمل می‏دانند. در آیه‏ای می‏خوانیم: قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی. بگو بر این رسالت از شما اجری نمی‏خواهم جز مودت‏قربی_ خمسه طیبه طاهره _ (سوره شوری، 23) در آیه دیگر می‏خوانیم: قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله. اجری که خواستم به نفع شماست‏اجرم بر خداست.(سوره سبأ، 47) در آیه سوم می‏خوانیم: قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا. بگو اجری بر رسالت ازشما نمی‏خواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیاید.( سوره فرقان، 57) از مجموع سه آیه استفاده می‏شود مودت هم‏جهت راه‏یابی به سوی خداوند است. این از قرآن در روایات هم فراوان بر الگو بودن اهل بیت(ع) تأکید شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمود اهل بیت من فارق بین حق و باطلند اینها امامانی‏اند که باید به آنها اقتدا کرد.(اهل البیت فی الکتاب و السنه)

عن مولینا امیرالمؤمنین(ع) انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن‏یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فتضلوا ولاتتاخروا عنهم فتهلکوا.( نهج البلاغه، خطبه 97) مولی علی(ع) فرمود به اهل بیت پیامبرتان بنگرید از آن سو که گام بر می‏دارند بروید قدم جای قدمشان‏بگذارید آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی‏برند و به پستی و هلاکت باز نمی‏گردانند اگر سکوت کردند سکوت‏کنید اگر قیام کردند قیام کنید از آنها پیشی نگیرید. که گمراه می‏شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می‏گردید.

عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بیتی منکم مکان الرأس من الجسد و مکان العینین من الرأس فان الجسد لایهتدی الا بالرأس و لا یهتدی الرأس الا بالعینین.( اهل البیت فی الکتاب و السنه، ص‏101 به نقل از کشف الغمه، ج‏2، ص‏35. امالی طوسی، 482، کفایه الاثر، ص‏111.) پیامبر اسلام (ص) فرمود اهل بیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دو چشم از سر همانا جسد جز باسر راه بجائی نمی‏برد هدایت سر هم با چشمها است.

آنچه که بسی مایه تأسف است آن است که اخیراً در برخی از مجالس حتی از بعد ملکوتی امامان و مناقب‏معنوی آنان گفته نمی‏شود و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت است همان که مورد نقد مقام معظم‏رهبری هم قرار گرفت: چیزدیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح‏ها و تمجیدهای‏بی معناست که گاهی هم مضر است فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت می‏شود بنا کنند از چشم و ابروی‏آن بزرگوار تعریف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ دردنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای‏قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‏آورد معارف شیعه در اوج اعتلاست...ارزش اباالفضل‏العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست به آب نخوردن‏اوست در عین تشنگی و بر لب آب بدون اینکه شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.(مجله هیأت ماهنامه تخصصی هیأت رزمندگان اسلام شماره 9، ص‏5 و ص‏6) بنگرید به نمونه‏هایی از این سست مطرح کردن‌ها:

همه هستیم و مدیون چشماتم می‏دونی‏

ازهمان روز ازل مست نگاتم می‏دونی‏

کار چشماش دلبریه‏

قد و بالای قشنگش عجب محشریه‏

سیاهه چشات جزیره دله‏

هر کس از نسل تواه چه خوشگله‏

از نگاه تو محبت می‏باره‏

مردی از مردونگیت کم میاره‏

با این‌که من خوب می‏دونم آدمی بی اصل و نسبم‏

بده اجازه‏ای خدا عشقمو نقاشی کنم‏

خوب می‏شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می‏زنم‏

نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می‏زنم‏

به روی صفحه می‏کشم پیشانی بلند شو

ابروهای کمونی شو صورت آسمونی‏شو

تا که به چشماش می‏رسم کشیدنش چه مشکله‏

آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله‏

آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشمهای آنچنانی ارزش است یا فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها؟و...

امامان که این همه تأکید برعزاداری داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند که عزاداریها باید جهت روشنگرانه‏افشاگرانه هدایت‏گرانه داشته باشد برای این کار عملاً از شعرای متعهد و ارزش آنروز که نقش مداحها و مرثیه خوانهای‏امروز را داشتند تجلیلها و تکریمها می‏کردند.

چرا امامان از کمیت اینهمه تجلیل کردند؟ چراامام سجاد(ع) به کمیت می‏گوید که ما از پاداش کار تو و اشعار تو عاجریم خدا خودش به تو پاداش دهد.( الغدیر، ج‏2، ص‏295) امام صادق(ع) می‏فرماید: خدایا گناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش وآنقدر به او بده تا راضی شود. این بدان دلیل است که شاعر متعهد و ارزشی است قصیده‌هاشمیات 578 بیتی او تمام‏معرفی اهل بیت، فجایع بنی امیه حکومت عدل اسلامی است.در پایان شعرش می‏گوید:

الیکم ذوی آل النبی تطلعت‏

توازع من قلبی ظماء و البب‏

فانی عن الامر الذی تکرهونه‏

بقولی و فعلی مااستطعت لا جنب‏

اعضای تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوی شما خاندان پاک پیغمبر نظاره گر است.

پس من نسبت به آنچه شما دوست ندارید ما گفتار و رفتار خویش تا آنجا که در توان من است از آن‏دوری‏می‏جویم. او آنچنان شیفته اهل بیت است که فرزندش می‏گویدبه هنگام شهادت سه بار اللهم آل محمد(ص) گفت و به‏دیدار خدا رفت.( الغدیر، ج‏2، ص‏307، الانمانی، ج‏17، ص‏43) و نیز تجلیلی که از دیگر شاعران اهل بیت همانند فرزدق دعبل، حمیری ومانند آن داشته‏اند همگی در این راستا بوداهل بیت مجلس عزائی رامی پسندند که در آن احیاء امر اهل بیت و مکتبشان باشد. مجالس عزای این چنینی بود که انقلاب آفرین و مبدء قیام پانزدهم خرداد شد که مبدء انقلاب بزرگ اسلامی‏است. عاشورای سال 1342 که دو روز بعد امام دستگیر شد و حوادث پانزدهم خرداد پیش آمد نوحه این بود.

گفت عزیز فاطمه‏

نیست ز مرگز واهمه‏

تا به تنم توان بود

زیر ستم نمی‏روم‏

ننگ حیات و ذلتش‏

عزت مرگ و لذتش‏

من ز یزید بی پدر

ظلم و ستم نمی‏کشم‏

شعر رائج عزای انقلابی این بود که‏

بزرگ فلسفه قتل شاه دین حسین این است‏

که مرگز سرخ به از زندگی ننگین است‏

نه ظلم کن به کسی نه بزیر ظلم رو

که این مرام حسین است و منطق دین است‏

یا شعر زنده و حماسی شاعر معاصر آقای بهجتی‏

اندر آنجا که باطل امیر است‏

اندر آنجا که حق سر بزیر است‏

اندر آنجا که دین و مروت‏

پایمال و زبون واسیر است‏

راستی زندگی ناگوار است‏

مرگ بالاترین افتخار است‏

اندر آنجا که از فرط بیداد

نیست مظلوم را تاب فریاد

اندر آنجا که ظالم بمستی‏

برسر خلق می‏تازد آزاد

مهر بر لب نهادن گناه است‏

خامشی بدترین اشتباه است‏

این اساس مرام حسین‏است‏

روح و رمز قیام حسین است‏

یا که آزادگی یا شهادت‏

حاصلی از پیام حسین است‏

شیعه او هم اینسان غیور است‏

تا ابد از زبونی بدور است‏

شیعه و تن به بیداد دادن؟

شیعه و مهر بر لب نهادن؟

شیعه و خفتن و آرمیدن؟

شیعه و در مذلت فتادن؟

شیوه شیعه هرگز نه اینست‏

شیعه نبود هر آنکس چنین است‏

زان شهید سرازدست داده‏

زان فداکار در خون فتاده‏

جاودان آید این بانگ پرشور

لا اری الموت الا سعاده‏

آری آزاد مردان بکوشند

برستمگر چو طوفان خروشند

شور عالم ز نام حسین است‏

مستی جان ز جام حسین است‏

هر کجا نهضتی حق پسند است‏

ریشه‏اش از قیام حسین است‏

او بخون این سخن کرد ترسیم‏

پیش ظالم نگردید تسلیم‏

هم اکنون هم اگر بخواهیم احیا گر عزاداری راستین و عاشورایی باشیم باید در مجالس عزاداری هم از مقامات‏ملکوتی امامان بگوئیم وهم از مقامات مُلکی آنان! باید از جنبه الگوئی و اسوه بودن آنها بگوئیم و نباید به صرف ابرازعشق اکتفاء نمائیم.

2. غلو

آسیب دیگر طرح مسائل غلوآمیز در عزاداریهاست حسین اللهی شدن! زینب اللهی شدن! و از این رهگذر خودرا مقدس جلوه دادن . قرآن کریم از غلو نهی می‏کند. یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم و لا تقولوا علی الله الا الحق.( سوره نساء، آیه 171) ای اهل کتاب غلو در دین نکنید و بر خدا جزحق نگوئید. قل یااهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم.( سوره مائده، آیه 77) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر (ص) فرمود: ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین.(مسند احمد بن حنبل) از غلو در دین بپرهیزیدگذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غلات داشتند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: اللهم انی بری‏ء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً و لاتنتصر منهم احداً.( بحارالانوار، ج‏25، ص‏284) خدایا من از غلات بیزارم همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچکدام‏از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولی علی(ع) بودند سوزاند.( بحارالانوار، ج‏18، ص‏552 مستدرک الوسائل، ج‏18، ص‏17) امام صادق(ع) فرمود: احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله یصغرون عظمه الله ویدع ون الربوبیه لعبادالله والله ان الغلاه اشر من الیهود و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا.(بحارالانوار، ج‏25، ص‏266) از جوانان خود از شر غلات برحذر باشید مباد آنها را فاسد کنند همانند غلات بدترین بندگان خدا هستندعظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدائی برای بندگان خدا دارند بخدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری ومجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: لعن الله الغلاه... لا تقاعدوهم و لا تصادقوهم و ابرأء منهم برئ الله منهم.( اهل البیت فی الکتاب و السنه) خدا غلات را لعنت کند... همنشین اینها نشوید طرح دوستی با آنها نریزید همانگونه که خداوند از آنها برائت‏جسته شما هم برائت بجوئید.

در رابطه با غلات چهار کتاب زیرخواندنی است.

1. الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تألیف سامی العزیزی؛

2. شبهه الغلو عنه الشیعه تألیف دکتر عبدالرسول غفار؛

3. پژوهشی در باره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تألیف اسکندر اسفندیاری؛

4. غالیان کاوشی در جریانها و بر آیندها تألیف نعمت الله صفری فروشانی.

با این همه انزجاری که ما از اهل بیت(ع) از غلات می‏بینیم متأسفانه می‏بینیم که همچنان در برخی از عزاداریها بازنمونه‏هایی از غلو مطرح می‏شود که تأثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته ودارد و سبب می‏شود چهره شیعه‏که پیوسته چهره‏ای دین مدار منطقی بوده، چهره‏ای تحریف شده و نادرست معرفی گردد.

3. دروغ‏

عرضه دروغ در این عرصه‏ها آفت دیگر این مجالس است ما معتقد نیستیم که هدف وسیله راتوجه کنندچون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. این دردی است که صد سال قبل مرحوم محدث نوری در لؤلؤومرجان از آن نالیده و به نحو مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته‏اند و نمونه‌هایی هم آورده‏اندشهید مطهری در باره این کتاب می‏گوید که من خیال نمی‏کنم در هیچ کتابی در باره دروغ به طور کلی به اندازه‏ای که دراین کتاب بحث شده است بحث شده باشد چنین کتابی شاید در دنبا وجود نداشته باشد.(مجموعه آثار، ج‏17، ص‏613.)

نقظ چند نکته در اینجا گفتنی است:

1. برخی مطالبی که در رابطه با سالار شهیدان گفته می‏شود دروغ بودنش بین است مثل آنکه گفته می‏شود طول‏نیزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و یا عدد کسانی که با امام حسین جنگیدند 000/600 نفر سواره بودند، یک‏میلیون پیاده! و یا 000/800 نفر امام حسین 000/300 نفر آنها را کشت! حضرت عباس 000/ 25 نفر آنها را در حالی‏که نص تاریخی مورد اعتماد می‏گوید عدد لشکر یزید 000/30 یا 000/80 یا 000/100 بیشتر نبوده است و عدد کسانی که سید الشهدا کشته 1800 نفر بوده‏اند... برخی مطالب است که دروغ بودنش بین نیست ما باید در برابرمطالب دروغ بین موضع داشته باشیم اما دروغ غیر بین را باید تأمل کرد.

2. باید توجه داشت پرورش روضه یعنی متن را محور قراردادن و همان را توضیح دادن دروغ نیست آنچنانکه‏زبان حال هم اگر وهن‏آمیز نباشد دروغ نیست.

3. ملاک صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نیست چه بسا مطلبی که در منابع دست‏دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که درمنابع‏دست اول هست و دروغ است بهر حال دروغ از آفات همیشه مجالس عزا بوده است لیکن حرف این است فراوانندکسانیکه می‏خواهند روضه درست بخوانند ولیکن منبع مورد اعتماد ندارد منابعی مثل نفس المهموم، لهوف و...بخشی از روضه‏های راست است نه همه آنها.

در اینجا، جا دارد که از حوزه‏های علمیه گله کنیم که آیا این همه که از روضه‏های دروغ می‏نالید آیا گامی درجهت تدوین روضه‏های درست برداشته‏اید؟ سوگوارانه بایدگفت نه فراوانند جوانهای متدین می‏گویند ما می‏خواهیم ‏روضه درست و صحیح بخوانیم شما کتاب به ما معرفی کنید ولی متأسفانه کار نشده است. به هر حال دروغ همیشه حرام است بویژه آنجا که با آن مقدسات هتک شود. مسوغات کذب در فقه ما روشن‏است: یکی در مقام ضرورت است الدین اکره و قلبه مطمئن بالایمان و دیگر جهت اصلاح بین مردم المصلح لیس‏بکذاب. هیچ نداریم که گریاندن مردم برای اهل بیت(ع) هم از مسوغات کذب است!

4. مطالب ذلت آمیز

طرح مطالب ذلت‏آمیز، تعبیرهایی همچون زینب مضطرو... امام زین العابدین بیمار و... که ذلت از ساحت‏مقدس اهل بیت(ع) بدور است. که: و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین(سوره منافقون، آیه 8) حسینی که نه تنها خودش نماد عزت است حتی به بازماندگان خویش هم تأکید بر حفظ عزت دارد: یا اخیه انی‏اقسمت علیک فابرئ قسمی لا تشفّی علی حبیبا و لا تخمشی علی وجهاً و لا تدعی علی بالویل و الثبور اذا اناهلکت.(ارشاد مفید 260. 259. تاریخ طبری، ج‏4، ص‏318 و ص‏319) خواهرم ترا قسم می‏دهم که پس از من گریبان چاک مزن سیلی بر صورت مزن و بر من واژه‏های وای ونابودی را به کار مبر.آنوقت با اینهمه تأکید کسی بیاید بگوید:پس ازآنکه عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را به سوی امام حسین فرستاد تا باآن حضرت بجنگد _ چون انبوه‏سپاهیان عمر سعد را دید و فهمید که با یاران اندکش توان مقابله با آنها را ندارد _ به عمربن سعد گفت یکی از سه‏پیشنهاد مرا بپذیر:

1. رهایم کن از همان راهی که آمدم برگردم!

2. یا بگذار بروم به مرز و سر حدات ترک و با آن‏ها بجنگم!

3. و یا مرا پیش یزید ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بیعت کنم تا او خودش در باره من حکم کند!

عمر بن سعد این سه پیشنهاد را از طرف حسین(ع) به ابن زیاد گزارش داد اما ابن زیاد هیچکدام را قبول نکرد وبه عمر سعد نوشت حسین بیش از این دو راه ندارد یا باید زیر فرمان من در آید و به حکم من تسلیم شود و یا کشته‏شود! این قطعاً دروغ است ذلت است و با ساحت مقدس سید الشهدا(ع) سازگاری ندارد گرچه آن را ابن قتیبه دینوری، ابوالفرج اصفهانی، ابن عساکر دمشقی ابن اثیر جزری ومانند آنها نقل کرده‏اند.

5. طرح سست معارف اسلامی‏

مطرح کردن سست معارف اسلامی و ورود خواب در عرصه معارف و یا ملاقاتهای دروغین. اعتقادی که باخواب درست شود با خواب هم می‏رود. در کجای معارف اسلامی داریم که اهل بیت(ع) کسی را با خواب و رؤیاهدایت کرده باشند، در کجای سیره اهل بیت ملاقات با ولی الله الاعظم به این ابتذالی درآمده است که هم اینک درکتابها نوشته و در جلسات گفته می‏شود. آقائی در کتابش می‏نویسد: عیال اینجانب مکرر شرفیاب حضور امام زمان‏رسیده! و یا آدرس امام زمان_ عج _ این است!! اینها نه تنها خدمت به امام زمان_ عج _ نیست بلکه ضربه به این اعتقادمقدس است که بیش از 350 آیه قرآن تأویل به آن شده و دهها دلیل محکم و متقن دارد. مرحوم علامه سید مهدی‏بحرالعلوم که ازاعاظم علمای امامیه است می‏گوید در زمان غیبت کبری برای بعضی از حاملین اسرار و علمای ابرارتوفیق تشرف حاصل و به دیدار امام نائل می‏شوند ولی چون مأمور به کتمان دیدارند حکم خدا را در پوشش اجماع‏ابراز می‏دارند.(عوائد الایام، ص‏700) شیخ انصاری این نظر را پذیرفته و فرموده، در غایت ندرت است(رسائل شیخ انصاری) حصول آن را برای او حدی من العلما قبول‏کرده است.(کفایه الاصول، ج‏2، ص‏70) آیت‌الله العظمی وحید خراسانی بارها فرمودند ملاقات در غیبت کبری به دو صورت واقع می‏شود؛ 1. ملاقات‏در حال اختیار؛ 2. ملاقات در حال اضطرار. ملاقات در حال اختیار منحصر به افرادی نظیر سید بن طاووس است که‏احیاناً امام را دیده و شناخته و از او کسب فیض کرده‏اند اما ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادی است که در حال‏گرفتاری شدید به ذیل عنایت امام توسل می‏شوند و امام خود یا توسط افرادی که دارند از او دستگیری می‏نمایند و نیزفرمودند آنها که در اثر لیاقت و شایستگی به فیض دیدار موفق می‏شوند به کسی نمی‏گویند.

این مدعیان در طلبش بی خبرانند

آن را که خبر شد خبری باز نیامد

از مراجع عظام تقلید چنین سؤال شده است:برخی از افراد در جلسات یا عزاداری ادعای ارتباط با معصومین خصوصاً امام زمان(عج) کرده و بدینوسیله‏ضمن استفاده‏های مادی از احساسات دینی مردم سوء استفاده می‏نمایند و اینگونه مسائل در جلسات مختلف‏خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدیاد است با توجه به ادعای ارتباط با معصومین و واسطه بودن آنان و برخی تبعات‏اخلاقی که موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دینی می‏شود مستدعی است نظر مبارک را در باره شرکت دراین جلسات و هرگونه تقویت وترویج این افراد بیان فرمایید؟

آیت‌الله العظمی صافی چنین پاسخ داده‏اند: ادعای ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه‏الشریف در زمان غیبت دروغ است و شرکت در مجالسی که چنین ادعاها میشود حرام است و مؤمنین باید بی اساس‏بودن چنین ادعا را برای مردم بیان کنند که گمراه نشوند.

آیت‌الله العظمی سیستانی: این افراد دروغگو و دجالند و در صورتیکه امکان هدایت آنها نباشد باید مردم رامتوجه نموده تااز آنان دوری کنند.

آیت‌الله العظمی تبریزی: این مطالب اساس ندارد و تقویت و ترویج این امور موجب وهن مذهب و جایز نیست‏مؤمنین باید با شرکت نکردن در این مجالس و تذکر دادن به افراد کاری کنند که این مجالس از بی رونقی تعطیل شود.(مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید)

6- خواب و مکاشفه‏

خواب و مکاشفه برای خود بیننده حجت نیست تا چه رسد دیگران و از خواب بدتر مکاشفاتی است که‏بعضی‏ها مدعی آنند مرحوم ملا احمد نراقی که از اساتید شیخ انصاری است میفرماید بعضی از علمای امامیه قول وفعل معصوم که در خواب صادر شود حجت دانسته‏اند اما اکثریت قریب به اتفاق علماء بر خلاف این قول مشی‏نموده‏اند. درروایت حسنه ابراهیم بن‌هاشم وارد شده که امام صادق(ع) در جواب سائلی که افسانه خواب ابی بن کعب‏سؤال نموده فرمود ان دین الله اعز ان یری فی النوم. دین خدا عزیزتر از آن است که در خواب دیده شود. سرانجام می‏فرماید آنچه مسلم است حجیت کلام معصوم در بیداری است و وضع عادی نه در خواب و رؤیا وروایات دیگر را هم توجیه کرده و سرانجام قول مشهور _ عدم حجیت _ را پذیرفته است. اینجانب بر این باورم خواب‏شخص معصوم حجت است نیازی نیست که معصوم شاهدی در بیداری بر آن بیابد زیرا که شیطان را راهی برمعصومین نیست. مرحوم میرزای قمی نیز در کتاب قوانین مسئله را طرح و حجیت آنرا مردود دانسته است. ممکن است رؤیا صادقه باشد ولی حجت شرعی ندارد. به هر حال ورود خواب، مکاشفات در عرصه معارف اسلامی به عنوان یک مبنا موجب طرح سست معارف‏اسلامی شده و اگر خواب مقدس شد چون راهی برای اثبات و نفی آن نیست حربه‏ای می‏شود بدست شیادان که از این‏رهگذر دروغهای خود را جابیاندازند. در پایان عرض می‏کنم من منکر برخی از ملاقاتهای راستین که از ناحیه بزرگان‏بیان می‏شود و نیز مکاشفات صادقانه نیستم لکن معتقدم که اینها نباید مبنا قرار گیرد.

7- جدایی دین از سیاست‏

جدایی دین از سیاست برخی می‏خواهند چنین وا نمود کنند که آنها ولایتی‏تر از مسئولان نظامند. درمجالس عزاداری می‏گویند ما می‏خواهیم گریه کنیم کاری به سیاست نداریم. در حالی که خود معصومین را ما ساسهالعباد سیاستمداران خلق می‏خوانیم کان فی بنی اسرائیل یسوسهم انبیاءهم انبیاء سیاستمداران بنی‏اسرائیل بودند.در یک سو لائیک‏ها، سکولارها دم از جدائی دین از سیاست می‏زنند و از یک سو متحجرین در پی جدائی دین ازسیاست‏اند. و این دو گروه در حقیقت دو تیغه یک قیچی هستند که اسلام ناب محمدی(ص) را قیچی می‏کنند.

لازم به ذکر است نمی‏گوئیم مجالس مذهبی ما همانند کانونهای حزبی محل جار و جنجالهای سیاسی باشد، امااینکه در رابطه با اصل نظام اسلامی بی تفاوت باشند این آسیب جدی است. نظامی که با رنجهای بسیار بدست آمده‏است. جلسات عزاداری اهل بیت کاملاً سیاسی بود هم تولّی داشت و هم تبری. در شرایط آنچنانی دیدند تبری کارسختی بود اما داشتند.

7. اظهار مطالب موهن‏

اظهار مطالب موهن و تحقیر غیر مطلوب اهل بیت تحقیری که تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد دربارگاه امامان معصوم چیزی جز خواری نیست بعنوان نمونه.

هر کی می‏خواد هر چی بگه‏

من سگ کوی زینبم‏

بهشت جاودان ز تو

کران و بیکران ز تو

سلطنت جهان ز تو

من سگ کوی زینبم‏

اهل بیت ذلت را برای پیروانشان نمی‏پسندند: لا ینبغی للمؤمن ان یذل نفسه. سزاوار نیست مؤمن خود را ذلیل‏کند البته تواضع و ابراز محبت به اهل بیت ذلت نیست.

از مراجع عظام تقلید سؤال شده است: برخی مداحان شعرای نامناسب خوانده مانند من حسین اللهی‏ام یاقلاده سگ به گردن انداخته یا صدای سگ در می‏آورند وظیفه ما در برخورد با این افراد چیست آیت‌الله العظمی‏تبریزی فرمودند: مداحی و خواندن اشعار در مجالس اهل بیت(ع) باید طوری باشد که موجب وهن شیعه نباشد و بهانه‏به دست دشمنان شیعه ندهد در مجالس اهل بیت(ع) باید اشعاری خوانده شود که فضایل آن بزرگواران بیان شود ومصائب و مظلومیت آنها برای مردم گفته شود ائمه از ما نخواسته‏اند که خود را به صورت حیوان در آوریم آنچه که از ماخواسته‏اند این است که مؤمن صالح باشیم و اخلاق ما اخلاقی باشد که از آن بزرگواران رسیده است.(مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج‏4، ص‏111 و ص‏112)

اینها برخی آسیب‌های محتوایی عزاداریها و اینک می‏پردازیم به آسیب‌های شکلی:

آسیب‌های شکلی

‏ 1. استفاده از موسیقی مبتذل‏

از آسیب‌های شکلی عزاداریها، استفاده از موسیقی‏های لهوی و حرام در عزاداریهاست. برخی مداحان‏ترانه‏های طاغوتی دیروز و یا ترانه‏های لس آنجلسی امروز را گوش می‏دهند آهنگ همان آهنگ است محتوا را عوض‏می‏کنند این قطعاً حرام است نمی‏توان به بهانه انجام مستحبی مرتکب حرام شد مرحوم شیخ اعظم انصاری می‏فرمایدالاتری انه لایجوز ادخال السرور فی قلب المؤمن و اجابته بالمحرمات آیا نمی‏بینی که جایز نیست شاد کردن مؤمن واجابت دعوت او با محرمات باشد. اسلامی که می‏گوید قرآن را حق ندارید با لحن ا هل فسق بخوانید قطعاً این اسلام‏اجازه نمی‏دهد که از آهنگهای حرام در عزاداری‌ها استفاده شود. نبی اکرم (ص) فرمود: اقرأ و القرآن بالحان العرب و اصواتها و ایاکم و لحون اهل الفسق و اهل الکبائر. (وسائل الشیعه، ج‏4، باب 24 ابواب قراءه القرآن، ص‏858، ح‏1.) قرآن رابا لحن عربی بخوانید و از لحنهای اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید. و یا در بعضی عزاداریها دیده می‏شود بجای آنکه‏نوحه خوانی شود تنها آهنگ می‏نوازند و زنجیر می‏زنند اینها بی‏تردید تحریف عزاداری است و مورد رضای سالارشهیدان نیست. از مراجع عظام تقلید پرسیده شده است که: استفاده از آلات موسیقی مانند ارگ در مراسم عزاداری‏چطور است؟

مقام معظم رهبری آیت‌الله العظمی خامنه‏ای فرموده‏اند: استفاده از آلات موسیقی مناسب با عزاداری سالارشهیدان نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده برگزار شود.

آیت‌الله العظمی بهجت فرموده‏اند آنچه موجب وهن عزاداری است باید اجتناب شود. استعمال آلات موسیقی‏در عزاداری خالی از اشکال نیست.

آیت‌الله العظمی تبریزی : استفاده از آلات موسیقی در عزاداری حرام است.(مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید.)

2- اکتفا به مداحی‏

اکتفا به مداحی و سینه‏زنی دیگر آسیب مجالس عزاداری است. درست است که این شورها و عشقها وسینه‏زنی‏ها و حالها در نهایت تقویت دین است، ما به سهم خودمان خوشحالیم از اینکه ببینیم بجای اینکه جوانان درمجالس گناه باشند در این مجالس حضور یابند. لیکن سخن این است که اگر این شورها با شعور گره نخورد، ماندگارنخواهد بود. لیکن متأسفانه در برخی مجالس تنها اکتفا، به مداحی است و این آسیب پذیری آنگاه عمق بیشتری پیدامی‏کند که ملاحظه کنیم کم کم مجالس فاتحه هم باین سمت و سو می‏رود که تنها مداح دعوت می‏کند در حالی که این‏مجالس از فرصتهای مناسب توجه دادن مردم به دین و قیامت است اهل بیت(ع) می‏پسندیدند که مجالسی که بنام آنهاشکل می‏گیرد مجالس محتوائی باشد. حضرت امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد بصری فرمود: بلغنی ان قوماً یأتونه یعنی الحسین من نواحی الکوفه و ناساً غیرهم و نساء، یندبنه و ذلک فی النصف من شعبان‏فمن بین قارء یقرء. _ محتمل است یعنی قرآن می‏خوانند و محتمل است که کتاب می‏خوانند _ اخبار مناقب _ و قاص‏یقص و نادب یندب و قائل یقول المراثی فقلت له نعم جعلت فداک قد شهدت بعض ما تصف فقال الحمد الله الذی‏جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی علینا و جعل عدونا من یطعن علیهم من قرابتنا او من غیرهم یهددونهم ویقبحون ما یصنعون.(کامل الزیارات، باب 108، ح‏1، با تصحیح علامه امینی) به من گزارش دادند که زن و مرد نیمه شعبان به زیارت امام حسین(ع) می‏آیند قرآن می‏خوانند _ کتاب مناقب‏می‏خوانند قصه‏های اهل بیت را می‏گویند، روضه خوانی و مرثیه سرائی دارند گفتند آری فدایت شوم در برخی از این‏مراسم من بوده‏ام حضرت فرمود سپاس خدای را که در بین مردم کسانی را قرار داد که ما را مدح می‏کند برای ما مرثیه‏می‏خوانند و از دشمنان ما کسانی از نزدیکان و غیر نزدیکان ما کسانی را قرار داد که تهدید کنند آنها را و رفتار زشتشان راتضییع نمایند. شهید مطهری گوید: معلوم می‏شود فلسفه این کار گریستن به تهدید دشمن و تقبیح کار آنهاست. مجالس عزاداری در طول تاریخ منشأ روشنگری ره‏یابی به حقیقت بوده است خطیبان خطابه می‏خواندند ومرثیه سرایان مرثیه سرائی حداکثر ثوابش ثواب ذکر است پیامبر حلقه علم را بر حلقه ذکر ترجیح داد. در روایتی آمده‏است: و خرج رسول الله(ص) فاذا فی ا لمسجد مجلسان مجلس یتفقهون و مجلس یدعون الله تعالی و یسألونه فقال‏کلا المجلسین الی خیر امّا هؤلاء فیدعون الله و اما هؤلاء فیتعلمون و یفقهون الجاهل هؤلاء افضل بالتعلیم ارسلت ثم‏قعد معهم.(منیه المرید، ص‏106) پیامبر گرامی (ص) از منزل خارج شد به طرف مسجد آمد دید در مسجد دو مجلس است یک مجلس مجلس آموزش‏دین است و مجلس دیگر مجلس دعا فرمود هر دو مجلس خوب است اینان دعا می‏کنند و اینان آموزش می‏بینند وآموزش می‏دهند اینان افضلند که من برای تعلیم مبعوث شدم آنگاه حضرت در مجلس آموزش دین نشست.

مجالسی که در آن تعلیم و تعلم معارف دینی است بوستانهای بهشت است: عن رسول الله(ص) اذا امررتم بریاض الجنه فارتعوا قالوا یا رسول الله و ما ریاض الجنه قال حلق الذکر فان لله‏سیارات من الملائکه یطلبون حلق الذکر فاذا اتوا علیهم حفّوا بهم. (همان) پیامبر اکرم(ص) فرمود آنگاه که گذر به بوستانهای بهشت کردید بهره‏مند شوید گفتند ای رسول خدا بوستانهای‏بهشت کجاست حضرت فرمود حلقه‏های یاد خدا همانند خداوند را فرشتگان بسیاری است که به دنبال حلقه‏های ذکرخدا می‏گردند وقتی حلقه ذکر یافتند آنها را احاطه می‏کنند.

قال بعض العلماء حلق الذکر هی مجالس الحلال و الحرام کیف تشتری و تبیع و تصلی و تصوم و تنکح و تطلق وتحج و اشباه ذلک.(همان) بعضی از علماء گفته‏اند حلقه‏های ذکر مجالس حلال و حرام است چگونه بخری چگونه بفروشی نماز بخوانی، روزه بگیری، نکاح و طلاق داشته باشیم، حج انجام دهی.

اکثر مشتریان مجالس با حال مذهبی را جوانان تشکیل می‏دهد، مطلوب ائمه از جوانان تفقه در دین بوده امام‏باقر(ع) فرمود: لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لایتنفقه فی الدین لادبته.(المحاسن، ج‏1، ص‏357. میزان الحکمه، ج‏4، ص‏1401_ کلمه شباب ) اگر جوانی از جوانان شیعه را نزدم بیاورندکه آموزش دینی ندارد تحقیقاً تأدیبش می‏کنم. سخن این نیست که مداحی نباشد سخن اینست مانند گذشته هر کسی کار خودش را که خطیب برای مردم‏قرآن، حدیث، فقه بگوید مداح هم مرثیه سرائی که در این صورت که شور و شعور توأم شده نقش آفرینی می‏کند ومهم‏تر از اینها مسئله رهبری اندیشه جوانان است که باید قطعاً به دست عالمان دین شناس تحصیلکرده حوزه‏های‏علمیه باشد.

3- برخورد کاسبکارانه‏

دیگر آسیب عزاداریها برخورد کاسبکارانه با این مقوله است که از مصادیق بارز استئکال به اهل بیت(ع) است.که در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است و هر چه هم تورم بالا می‏رود با قیمتهای نجومی بالا می‏برند قیمت را! امام صادق(ع) فرمود: من اراد الحدیث لمنفعه الدنیا لم یکن له فی الاخره نصیب و من اراد به الاخره اعطاه الله‏خیر الدنیا و الاخره.( اصول کافی، ج‏1، ص‏46)آن کس که حدیث را برای منفعت دنیا بخواهد در آخرت بهره‏ای ندارد و آنکس که حدیث را برای خدا و آخرت‏بخواهد خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا خواهد کرد. حضرت امام(ع) فرمود: از راه ما _ حدیث ما، محبت ما ومانند آن _ ارتزاق نکن.(اصول کافی، ج‏2، ص‏338) یا اباالنعمان لا تستأکل بنا الناس فلا یزیدک الله بذلک الافقراً. از راه ما ارتزاق نکن که خداوند بر فقرت خواهدافزود.(امالی شیخ مفید، ص‏182) این مربوط به آنان است که برخورد کاسبکارانه با معارف، مدایح، مراثی اهل بیت(ع) دارند و همانند کالا با آن‏برخورد می‏کنند. حساب آنان که تنها برای خدا در عرصه نشر معارف و گسترش فضایل و مناقب اهل بیت تلاش‏می‏کنند و مردم از سر عشق به خاندان عصمت و طهارت به آنها هدیه می‏دهند طبق تصریح روایات معصومین از اینان‏جداست و اینان مورد نکوهش نیستند.

ج. راهکارها

برای مقابله با این آسیب‌ها توجه به چند نکته ضروری است و به دنبال آن طرح خود را در این زمینه تقدیم می‏کنم. 1. آنکه پیوسته در بیان و نقد این آسیب‌ها توجه داشته باشیم که اصل عزاداری آسیب نبیند. نباید بگونه‏ای‏انتقاد کرد که برپا کننده مجلس مداح، خطیب و مانند آن به کلی دلسرد شوند.

2. باید در رابطه با این آسیب‌ها همان شیوه‏ای را که در فقه آمده آرام و به تدریج مقابله صورت گیرد بسیاری ازاین نابسامانی‌ها با نصیحت موعظه و منطق قابل حل است نباید به گونه‏ای برخورد شود که موجب لجبازی بیشتر گردد.

3. باید این آسیب‌ها آنقدر از سوی بزرگان مطرح شود که ناهنجاری و ضد ارزش بودن اینها به صورت یک‏گفتمان و فرهنگ در آید این هم نیاز به شجاعت دارد هم آبرو دادن برای دین نباید از جوسازیها هراسید و باید به‏تکلیف عمل کرد.

در دیداری که هفته قبل با برخی از مراجع عظام تقلید داشتم نکات آموزنده‏ای از برخورد صریح بزرگان با غلو شنیدم که عبرت‏آموز است: آیت‌الله العظمی صافی فرمودند: ذاکری نزد آیت‌الله العظمی بروجردی خواند:

هذه فاطمه بنت الاسد

اقبلت تحمل لاهوت الابد

یعنی: این فاطمه بنت اسد است که خدای ابدی را با خود حمل می‏کند. آن مرحوم برخورد کرد و دیگر اجازه ادامه مداحی را باو نداد و وقتی یکی از بزرگان در این رابطه وساطت کردآقای بروجردی فرمود ما نباید از کنار غلو سطحی بگذریم بعد آن مرحوم فرمود شنیدم مداحی می‏خواند:

تو باین جمال و خوبی چه به طور جلوه آئی‏

ارنی بگو به آن کس که بگفت لن ترانی

این غلو است چرا این گونه اشعار در مداحی‌ها خوانده می‏شود. از شاگردان امام شنیدم امام در مجالس روضه خوانی بر درست خواندن مقتل و رعایت موازین بسیار مصربودند.

علماء دین پاسدار مکتبند نباید بگذارند از هیچ ناحیه‏ای مکتب آسیب ببیند، بزرگانی که سر سلسله جنبان دین‏در بلددند بر این مطلب حساس باشند اگر دیدند خطیبی غلو می‏گوید، مداحی غلو می‏گویند ملاحظات را کناربگذارند و نهی از منکر کنند، ممکن است برخی جوسازی کرده حتی آبروریزی کنند اما قطعاً خداوند جبران خواهدکرد که ان الله یدافع عن الذین آمنوا... خداوند از مؤمنان دفاع خواهد کرد.

4. باید در عرصه انتقاد هم از افراط و تفریط خودداری کنیم نمی‏توان هر روایتی که منقبتی بلند از مناقب‏اهل بیت(ع) را گفته است و در حد فهم ما نیست بلافاصله رمی به غلو کنیم. که فرمودند: نزلونا عن الربوبیته و قولوا فیناما شئتم. ما را از خدائی پایین بیاورید آنگاه هر چه در فضلمان خواستید بگویید. یا هر مطلبی که به گوشمان خورد و مادر کتابها آن را ندیده بودیم آنرا رمی به کذب کنیم که این عکس مطلوب را نتیجه می‏دهد و یا در جانب تفریط ازجوسازیها بهراسیم در مقابل غلو صریح موضع نگیریم در مقابل دروغ صریح موضع نگیریم که مبادا ما را رمی به ضدولایت کنند که ما باید مصداق الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله. آنان که رسالت الهی خودرا انجام داده و تنها از او خشیت_ خوف همراه با تعظیم _ داشته و جز از خدا از کسی دیگر خشیت ندارند، باشیم.

5. دراین رابطه طرحی در سال‏1368 خدمت مقام معظم رهبری ارسال کرده‏ام که خلاصه آن این است که بایدجریان مداحی در کشور سامان یابد این سامان باید از سوی خود مداحها باشد نه دولتی که قطعاً نتیجه نمی‏دهد به این‏ترتیب که مداحان هر استان مثلاً از هر پنجاه مداح یک نفر نماینده تعیین کنند، اینها در تهران جمع شوند مثلاً تعداد حدود پنجاه مداحی که منتخب مداحان کشورند مجمع عمومی باشند از بین خود 7 یا 9 نفر را به عنوان مجمع مرکزی‏مداحان برگزینند این مجمع عهده دار ساماندهی امر مداحی در امورذیل گردد:

1. از علما مجتهد تاریخ در حوزه بخواهند در ابواب مقتل همه معصومین درست از نادرست مشخص کنند، به‏این ترتیب که از کل مداحها بخواهند که آنچه مثلاً در رابطه با حضرت اباالفضل(ع) می‏خوانند ارسال کنند و اینها درجمع عالمان مجتهد تاریخ در حوزه ارزیابی گردد آنچه دروغ صریح است اعلام شود وآن‏چه پرورش روضه است و یاقطع به کذب آن نیست اعلام شود به این ترتیب به تدریج چه بسا به تهیه مقتل عصری می‏رسیم.

2. آموزش مداحی در کشور سامان دهند و این عرصه مقدس را از ابتذال موسیقی لهوی حفظ کنند.

3. تخلفات حرفه‏ای را معرفی کرده و خود شیوه برخورد را تبیین کنند.

4. در مناسبتهای ویژه هم شعر و هم سبک جدید مناسب را به مداحها عرضه کنند.

5. مداحان شایسته را تشویق و به رسانه‏ها اعلام کنند و به مداحان خاطی ابتدا تذکر کتبی دهند و در ادامه‏برخورد قانونی کنند. _ برخورد قانونی که خود مجمع مرکزی مداحان مشخص می‏کند _ و برخی وظائف دیگر.

جهت ساماندهی این تشکیلات برای دوره اول این انتخاب نماینده‏ای از سوی مقام معظم رهبری مدظلّه‏نظارت کنند تا افراد صالح گزینش شوند برای ادوار بعدی خود همین مجمع آیین نامه نوشته و جهت سلامت جریان‏نماینده مقام معظم رهبری فیلتر نهایی باشد.

 

این پیش نویس آن‏چیزی است که در رابطه با مداحی به نظر می‏رسد. روشن است که نظرات عزیزان می‏توانداین پیش نویس را کامل و قابل عرضه کند.