ارزش گریه ‏از ترس خدا
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ارزش گریه ‏از ترس خدا


از حضرت ابى عبد اللَّه روایت شده خدا بحضرت عیسى وحى فرستاد که اى عیسى از ترس من گریه کن دل خود را خاشع بدنت را خاضع گردان و دیدگانت را سرمه حزن و اندوه بکش در آن هنگام که مردمان بیخبر خنده میکنند بر فراز قبرستان بایست و مردگان را با صداى بلند بگو که منهم بشما ملحق میشوم شاید از آنان پند بگیرى .


و نیز خدا بحضرت موسى وحى فرستاد که اى موسى زینتى ندارند زینت‏کنندگان که براى من در دنیا بهتر از پارسائى باشد و کسى بمن نزدیک نمى‏شود مگر بوسیله ورع از ترس من و کسى نمیتواند مانند اشک ریختن از خوف من مرا عبادت کند موسى عرضکرد خدایا پاداش آنان چیست در مقابل این اعمال؟ خطاب رسید اما آنان که زینتشان پارسائیست همانا بهشتم را بر آنان مباح میکنم آنان که بواسطه ورع و پرهیز از حرام بمن نزدیک میشوند آنان را در بهشت‏ها داخل میکنم و کسى را شریکشان نمى‏کنم، اما گریه‏کنندگان از خوف من آنان را بازجوئى نمى‏کنم چنانچه مردم دیگر را روز قیامت بازجوئى میکنم‏.
رسول خدا بحضرت امیر المؤمنین فرمود: که یا على بر تو باد با شک ریختن از ترس خدا زیرا که خدا بشماره‏ى هر دانه‏ى اشک تو خانه‏اى در بهشت برایت میسازد و فرمود: اگر گریه‏کننده‏اى در میان جمعیتى باشد خدا بواسطه‏ى او بر تمام آن مردم رحم میکند.
و حضرت فرموده: براى هر چیزى کیل و وزنى است مگر گریه کردن زیرا که اشک دریاى آتش را خاموش مى‏کند.روایت شده که یکى از پیامبران بر سنگى میگذشت دید آب زیادى از آن میجوشد پیامبر در شگفت شد پس از خدا درخواست کرد که آن سنگ را به سخن آورد سنگ بنطق آمد پیغمبر از او پرسید با این کوچکى اندام چقدر آب از تو مى‏جوشد سنگ در پاسخ گفت این آبها اشک حزن و اندوه است زیرا که شنیدم از خداى تعالى که میفرماید: آتشى که آتش‏گیره‏اش مردمان و سنگها باشند من مى‏ترسم از همان سنگها که آتشگیره‏ى جهنم است باشم.
پس پیغمبر از خدا خواست آن سنگ آتشگیره‏ى جهنم نشود خدا او را پاسخ داد که پذیرفته شده پیغمبر او را مژده داد بعد او را واگذاشت و رفت پس مدتى برگشت باز دید از آن سنگ آب میجوشد پیغمبر پرسید مگر خدا ترا ایمن نگردانید سنگ عرضکرد چرا آن گریه‏ى حزن و اندوه بود این گریه گریه‏ى سرور و شادمانیست.
و روایت شده که یحیى بن زکریا آنقدر گریه کرد که اشک بر گونه‏هایش اثر گذاشت مادرش چیزى از نمد درست کرد و بگونه‏هایش‏ بست تا اشگ بر صورتش اثر نگذارد و بر بالاى آن نمد جارى شود.
پیغمبر اکرم فرمود: هر مؤمنى که باندازه بال مگسى اشک از چشمش بیرون آید و بگونه‏اش برسد خدا آتش دوزخ را بر او حرام گرداند.
و فرمود: سه چشم است که آتش را نمى‏بینند چشمى که از خوف خدا گریه کند و چشمى که بیدار بماند در اطاعت پروردگار و چشمى که از نامحرم پوشیده شود.
و فرمود هیچ قطره آبى در پیشگاه خدا دوست‏تر از قطره‏ى اشکى که از ترس و بیم خدا ریخته شود و از قطره‏ى خونى که در راه خدا ریخته شود نیست و هر بنده‏اى که از خوف خدا گریه کند خدا او را از جام رحمتش سیرآب کند و او را در بهشت شادان و خندان کند و خدا بواسطه‏ى او رحم کند بر تمام اطرافیان فامیلش اگر چه شماره‏ى آنها به بیست هزار برسد و هر چشمى که اشک در آن دوران زند خدا بدنش را بر آتش دوزخ حرام گرداند سختى و ذلت باو نرسد اگر بنده‏اى در میان قومى اشک بریزد خدا بواسطه گریه‏ى او تمام آن مردم را نجات عنایت فرماید.
و فرمود: گریه‏ى از خوف خدا کلید رحمت پروردگار و علامت قبولى اعمال و اجابت دعاست و فرمود: هر گاه بنده گریه کند از خوف خدا گناهانش مانند برگ درختان میریزد پس بجا میماند مانند روزى که از مادر بدنیا آمده.
إرشاد القلوب ، ج‏1، ص:231  -  237  با کمی تصرف