ادب کمالى‏
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادب کمالى ،بالاترین کمال

 


بالاترین کمال آدمى آن است که به ادب حق، مؤدّب شود، کمالات انسانى در او ظهور یابد، فطرتِ کمال‏خواهِ او به کمالِ مطلوب برسد و تا آنجا که مى‏تواند، منشأ خیرات گردد. در تعریف ادب گفته‏اند:
الأَدَبُ کلُّ رِیاضَةٍ مَحْمُودَةٍ یَتَخَرَّجُ بهَا الإِنْسَانُ فى فَضِیلَةٍ مِنَ الفَضَائِلِ‏.( المصباح المنیر، ص 9 )
ادب، ورزیدن‏هاى ستوده‏] و دگرگون کردن حالت بد نَفْس به حالت نیک [است که انسان در پى آن، صاحب یکى از فضیلت‏ها] ى اخلاقى و نَفْسى [گردد.
اگر انسان به ادب کمالى و صفاتى انسانى متصف نشود، و کمالات انسانى در او ظهورننماید و به لطافت وجودى دست نیابد، در صورت انسانى فاسق جلوه مى‏کند که از محتواى انسانى به‏دور است و از او جز تباه‏گرى، خشونت‏ورزى و خون‏ریزى، عملى برنمى‏خیزد.
عَدَمُ الأَدَب سَبَبُ کُلِّ شَرٍّ. (شرح نهج‏البلاغه، ج 20، ص 258.)
فقدان ادب سبب هر شر و بدى است.
امیرمؤمنان على (ع) بیشترین همتش بر این بود که موانع راه کسب کمالات انسانى را از پیش پاى مردمان بردارد و زمینه لازم براى رسیدن آنان به ادب کمالى را فراهم نماید؛ و این مسئله را از حقوق مردم مى‏دانست:
وَ لَکمْ عَلَى حَقٌّ، فَأَمَّا حَقُّکمْ عَلَى ... تَعْلیمُکمْ کَیْلًا تَجْهَلُوا، وَ تَأْدِیبُکمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا. (نهج‏البلاغه، خطبه 34. )
شما را بر من حقّى است. بر من است ... که شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم، تا بدانید.
على (ع) همگان را سفارش مى‏کند که بدین امر حیاتى قیام کنند و وجود خود را به ادب کمالى شعله‏ور سازند:
ذَکِّ قَلْبَکَ بالأَدَب کَمَا تُذَکِّى النَّارُ بالحَطَب‏. (شرح نهج‏البلاغه، ج 20، ص 271 )
قلب و وجود خود را با ادب شعله‏ور ساز و برافروز؛ چنان‏که آتش با هیزم شعله‏ور و برافروخته مى‏شود.
نهج‏البلاغه، آموزگار کمالات انسانى است. ازاین‏رو به مهم‏ترین شاخصه‏هاى ادب کمالى در آن پرداخته مى‏شود.
 (اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: هیچ ثروتى چون عقل، و هیچ فقرى چون نادانى نیست. هیچ ارثى چون ادب‏، و هیچ پشتیبانى چون مشورت نیست.

 


تفسیر موضوعى نهج البلاغه(دلشاد تهرانى، مصطفى)، ص: 165