زن و موقعیت اجتماعى زن در اسلام‏
ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زن و موقعیت اجتماعى زن در اسلام‏


اسلام بین زن و مرد از نظر تدبیر شؤون اجتماع و دخالت اراده و عمل آن دو در این تدبیر، تساوى برقرار کرده، علتش هم این است که همانطور که مرد مى‏خواهد بخورد و بنوشد و بپوشد، و سایر حوائجى که در زنده ماندن خود به آنها محتاج است به دست آورد، زن نیز همین طور است، و لذا قرآن کریم مى‏فرماید:" بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ"
« شما زنان و مردان از جنس همدیگر مى‏باشید." سوره آل عمران، آیه 195"».
پس همانطور که مرد مى‏تواند خودش در سرنوشت خویش تصمیم بگیرد و خودش مستقلا عمل کند و نتیجه عمل خود را مالک شود، همچنین زن چنین حقى را دارد بدون هیچ تفاوت:" لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ"
« سود و زیان کارش، عاید خودش مى‏شود." سوره بقره، آیه 286"».
پس زن و مرد در آنچه که اسلام آن را حق مى‏داند برابرند، و به حکم آیه:" وَ یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ"
 « آنچه حق مى‏داند، حق واقعى است." سوره یونس، آیه 82"»، چیزى که هست خداى تعالى در آفرینش زن دو خصلت قرار داده که به آن دو خصلت، زن از مرد امتیاز پیدا مى‏کند.
 [دو خصلت ویژه در آفرینش زن‏]
اول اینکه: زن را در مثل به منزله کشتزارى براى تکون و پیدایش نوع بشر قرار داده، تا نوع بشر در داخل این صدف تکون یافته و نمو کند، تا به حد ولادت برسد، پس بقاى نوع بشر بستگى به وجود زن دارد، و به همین جهت که او کشتزار است مانند کشتزارهاى دیگر احکامى مخصوص به خود دارد و با همان احکام از مرد ممتاز مى‏شود.
دوم اینکه: از آنجا که باید این موجود، جنس مخالف خود یعنى مرد را مجذوب خود کند، و مرد براى این که نسل بشر باقى بماند به طرف او و ازدواج با او و تحمل مشقت‏هاى خانه و خانواده جذب شود، خداوند در آفرینش، خلقت زن را لطیف قرار داد، و براى اینکه زن مشقت بچه‏دارى و رنج اداره منزل را تحمل کند، شعور و احساس او را لطیف و رقیق کرد، و همین دو خصوصیت، که یکى در جسم او است و دیگرى در روح او، تاثیرى در وظائف‏ اجتماعى محول به او دارد. زن، و با این بیان موقعیت اجتماعى مرد نیز معلوم مى شود و نیز پیچیدگى و اشکالى که در احکام مشترک بین آن دو و احکام مخصوص به هر یک از آن دو، در اسلام هست حل مى‏گردد، هم چنان که قرآن کریم مى‏فرماید:" وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ، لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا، وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ، وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ، إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیماً" «1» و منظورش از این گفتار آنست که اعمالى که هر یک از زن و مرد به اجتماع خود هدیه مى‏دهد باعث آن مى‏شود که به فضلى از خدا اختصاص یابد، بعضى از فضل‏هاى خداى تعالى فضل اختصاصى به یکى از این دو طائفه است، بعضى مختص به مردان و بعضى دیگر مختص به زنان است.
مثلا مرد را از این نظر بر زن فضیلت و برترى داده که سهم ارث او دو برابر زن است، و زن را از این نظر بر مرد فضیلت داده که خرج خانه را از گردن زن ساقط کرده است، پس نه مرد باید آرزو کند که اى کاش خرج خانه به عهده‏ام نبود، و نه زن آرزو کند که اى کاش سهم ارث من برابر برادرم بود، بعضى دیگر برترى را مربوط به عمل عامل کرده، نه اختصاص به زن دارد و نه به مرد، بلکه هر کس فلان قسم اعمال را کرد، به آن فضیلت‏ها مى رسد (چه مرد و چه زن) و هر کس نکرد نمى‏رسد (باز چه مرد و چه زن) و کسى نمى‏تواند آرزو کند که اى کاش من هم فلان برترى را مى‏داشتم، مانند فضیلت ایمان و علم و عقل و سائر فضائلى که دین آن را فضیلت مى‏داند.