حقوق و شخصیت و موقعیت اجتماعى زن از نظر اسلام و دیگر ملل مذاهب
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: حقوق زن ،موقعیت اجتماعی زن

 

از آنجایى که قانونگذار قوانین اسلام، خداى تعالى است همه مى‏دانیم که اساس قوانینش (مانند قوانین بشرى) بر پایه تجارب نیست، که قانونى را وضع کند و بعد از مدتى به نواقص آن پى برده ناگزیر لغوش کند، بلکه اساس آن مصالح و مفاسد واقعى بشر است، چون خدا به آن مصالح و مفاسد آگاه است، لیکن به حکم تعرف الاشیاء باضدادها، ما براى درک ارزش قوانین الهى چه بسا نیازمند باشیم به اینکه در احکام و قوانین و رسوم دائر در میان امتهاى گذشته و حاضر تامل و دقت کنیم.

از سوى دیگر پیرامون سعادت انسانى بحث کنیم، و به دست آوریم که به راستى سعادت واقعى بشر در چیست؟، و آن گاه نتیجه این دو بررسى را با یکدیگر تطبیق کنیم تا ارزش قوانین اسلام و مذاهب و مسلک‏هاى اقوام و ملتهاى دیگر را به دست آوریم، و روح زنده آن را در بین ارواح آن قوانین متمایز ببینیم، و اصلا مراجعه به تواریخ ملل و سیر در آنها و بررسى خصائل و مذاهب ملل عصر حاضر براى همین است که به قدر و منزلت اسلام پى ببریم، نه اینکه احتمال مى‏دهیم در اقوال گذشته و معاصر، قانون بهتر و کاملترى هست و مى‏خواهیم به جستجوى آن برخیزیم.

و به همین منظور مساله را از چند نقطه نظر مورد بحث قرار مى‏دهیم.

1- اینکه زن در اسلام چه هویتى دارد؟ و هویت زن را با هویت مرد مقایسه کنیم.

  2 - زن در نظر اسلام چه ارزش و موقعیتى در اجتماع دارد، تا معلوم کنیم تاثیر زن در زندگى بشریت تا چه حد است؟.

3- اینکه: در اسلام چه حقوق و احکامى براى زن تشریع شده است؟.

4- تشریع آن احکام و قوانین بر چه پایه‏اى بوده است.

و همانطور که گفتیم براى روشن‏تر شدن بحث ناگزیریم آنچه را که تاریخ از زندگى زن در قبل از اسلام ضبط کرده پیش بکشیم، و در آن نظرى بکنیم، ببینیم اقوام قبل از اسلام و اقوام غیر مسلمان بعد از اسلام تا عصر حاضر چه اقوام متمدن و چه عقب افتاده، با زن چه معامله‏اى مى‏کردند؟ و معلوم است که بررسى تاریخى این مساله بطور کامل از گنجایش این کتاب بیرون است، ناگزیر شمه‏اى از تاریخ را از نظر مى‏گذرانیم و مى‏گذریم.

ادامه دارد ................

                   ترجمه المیزان، ج‏2، ص: 394

حقوق و شخصیت و موقعیت اجتماعى او از نظر اسلام و دیگر ملل مذاهب

از آنجایى که قانونگذار قوانین اسلام، خداى تعالى است همه مى‏دانیم که اساس قوانینش (مانند قوانین بشرى) بر پایه تجارب نیست، که قانونى را وضع کند و بعد از مدتى به نواقص آن پى برده ناگزیر لغوش کند، بلکه اساس آن مصالح و مفاسد واقعى بشر است، چون خدا به آن مصالح و مفاسد آگاه است، لیکن به حکم تعرف الاشیاء باضدادها، ما براى درک ارزش قوانین الهى چه بسا نیازمند باشیم به اینکه در احکام و قوانین و رسوم دائر در میان امتهاى گذشته و حاضر تامل و دقت کنیم.

از سوى دیگر پیرامون سعادت انسانى بحث کنیم، و به دست آوریم که به راستى سعادت واقعى بشر در چیست؟، و آن گاه نتیجه این دو بررسى را با یکدیگر تطبیق کنیم تا ارزش قوانین اسلام و مذاهب و مسلک‏هاى اقوام و ملتهاى دیگر را به دست آوریم، و روح زنده آن را در بین ارواح آن قوانین متمایز ببینیم، و اصلا مراجعه به تواریخ ملل و سیر در آنها و بررسى خصائل و مذاهب ملل عصر حاضر براى همین است که به قدر و منزلت اسلام پى ببریم، نه اینکه احتمال مى‏دهیم در اقوال گذشته و معاصر، قانون بهتر و کاملترى هست و مى‏خواهیم به جستجوى آن برخیزیم.

و به همین منظور مساله را از چند نقطه نظر مورد بحث قرار مى‏دهیم.

1- اینکه زن در اسلام چه هویتى دارد؟ و هویت زن را با هویت مرد مقایسه کنیم.

  2 - زن در نظر اسلام چه ارزش و موقعیتى در اجتماع دارد، تا معلوم کنیم تاثیر زن در زندگى بشریت تا چه حد است؟.

3- اینکه: در اسلام چه حقوق و احکامى براى زن تشریع شده است؟.

4- تشریع آن احکام و قوانین بر چه پایه‏اى بوده است.

و همانطور که گفتیم براى روشن‏تر شدن بحث ناگزیریم آنچه را که تاریخ از زندگى زن در قبل از اسلام ضبط کرده پیش بکشیم، و در آن نظرى بکنیم، ببینیم اقوام قبل از اسلام و اقوام غیر مسلمان بعد از اسلام تا عصر حاضر چه اقوام متمدن و چه عقب افتاده، با زن چه معامله‏اى مى‏کردند؟ و معلوم است که بررسى تاریخى این مساله بطور کامل از گنجایش این کتاب بیرون است، ناگزیر شمه‏اى از تاریخ را از نظر مى‏گذرانیم و مى‏گذریم.

ادامه دارد ................

                                  ترجمه المیزان، ج‏2، ص: 394