مراتب انس با قرآن‏
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مراتب انس با قرآن‏ ،تدبر در قرآن ،ارتباط با قرآن ،تلاوت قرآن

ایمان به قرآن اصلى‏ترین بخش از اندیشه و باور دینى هر مسلمان است. بى‏شک تجلى این ایمان و عینیت یافتن آن در اندیشه، سلوک عملى و زندگى فردى و اجتماعى، در گرو انس، ارتباط و تعامل با قرآن (پس از ایمان به الهى بودن قرآن) است و ازآنجا که میزان انس و سطح ارتباط با قرآن متفاوت است، تجلى آن ایمان در ابعاد گوناگون زندگى نیز متفاوت و گوناگون خواهد بود.

انس و ارتباط با قرآن از مرتبه پایین آغاز مى‏شود و تا مراتب بالا ادامه مى‏یابد. البته این‏گونه نیست که با ورود به مرتبه‏اى، ضرورتاً مراتب بعدى نیز به‏دست آید، بلکه توفیق صعود به مراتب بالاتر در گرو تلاش، جدیت و فراهم آوردن شرایط لازم است.

ممکن است بى‏توجهى، غفلت، بى‏برنامگى و یا موانع دیگر، انسان را همواره در مرتبه پایین از انس با قرآن متوقف سازند و از این سو شاید توجه، برنامه ریزى، تلاش و جدیت نیز انسان مؤمن را به عالى‏ترین مراتب انس با قرآن برساند.

آنچه در اینجا به‏عنوان «مراتب انس با قرآن» ذکر مى‏شود، اصلى‏ترین مراتبى است که در این باب مطرح است. به‏یقین با مراجعه به روایات مراتب دیگرى را نیز مى‏توان بدانها افزود که در این فصل مجال پرداختن به آنها نیست. مراتب تدریجى انس با قرآن را مى‏توان پنج مرتبه دانست که به آنها مى‏پردازیم.

http://www.ahm1.com/nu/contents/cardsm/268.jpg



1. گوش فرادادن و نظر کردن به آیات قرآن

نخستین و عام‏ترین مرتبه انس و ارتباط با قرآن «استماع» و توجه به آیات آن است. خداوند گوش فرادادن و سکوت به هنگام تلاوت آیات آسمانى را موجب نزول لطف و رحمت الهى مى‏داند:

وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.

اعراف( 7): 204.

و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا دارید و خاموش مانید، امید که بر شما رحمت آید.

امام‏صادق علیه السلام مى‏فرماید: «هرکس به حرفى از قرآن گوش فرا دهد، [بدون آنکه آن را قرائت کند]، ثوابى برایش نوشته مى‏شود و گناهى از او پاک مى‏گردد و درجه‏اى بالا مى‏رود.» بحارالأنوار، ج 89، ص 201.

 از سوى دیگر، نظر کردن به آیات قرآن نیز خود نوعى انس و ارتباط با قرآن به شمار مى‏آید.

امام‏صادق علیه السلام مى‏فرماید: «

... أَنّ النَّظَرَ فى الْمُصْحَفِ عبادةٌ

الکافى، ج 2، ص 614

: نگاه کردن در قرآن عبادت است.»

در روایت دیگرى، پیامبرگرامى صلى الله علیه و آله چهار نگاه را عبادت خداوند دانسته است:

1 - «نگاه به على بن ابیطالب،

2 - نظر به والدین همراه با لطف و رحمت،

3 - نظر در قرآن

4 -  نظر به کعبه عبادت است.»

بحارالأنوار، ج 89، ص 199.

از آن رو که قرآن «ذکر» خدا و پرتوى از «نور» ملکوت الهى است، بى‏شک برقرارى انس و ارتباط سمعى و بصرى با آن- که براى همگان نیز امکان‏پذیر است- جان و قلب انسان را به نور قرآن روشن نموده، او را در پیمودن راه براى رسیدن به «یاد خدا» رهنمون مى‏سازد.

2. تلاوت قرآن

تلاوت که نوعى ذکر زبانى است، مورد تأکید برخى آیات نیز قرار گرفته است. براى مثال، خداوند در سوره مُزَّمِّل پس از فراخواندن پیامبر به شب‏زنده‏دارى، او را به تلاوت قرآن در دل شب امر مى‏کند:

یَا أیُّهَا الْمُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّیْلَ الّا قَلِیلًا* نِصْفَهُ أَوِ انْقُص مِنْهُ قَلِیلًا* أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا. مزّمّل( 73): 1- 4.

اى جامه به خویشتن فروپیچیده، به پاخیز شب را مگر اندکى، نیمى از شب یا اندکى از آن را بکاه، یا بر آن [نصف‏] بیفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان.

در ادامه همین سوره، خداوند عموم مسلمانان را مخاطب قرار داده، مى‏فرماید:

فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ.

مزّمّل( 73): 20.

هر چه از قرآن میسّر مى‏شود بخوانید.

در جایى دیگر نیز چنین آمده:

وَ إِذَا قَرَأْت الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَ بَینَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَاباً مَستُوراً.

اسراء( 17): 45.

و چون قرآن بخوانى، میان تو و کسانى که به آخرت ایمان ندارند، پرده‏اى پوشیده قرار مى‏دهیم.

از منظر روایات نیز تلاوت قرآن براى انسان مسلمان بسیار حایز اهمیت است. امام‏على علیه السلام مى‏فرماید: «کسى که به تلاوت قرآن انس گیرد، جدایى دوستانْ او را به وحشت نمى‏اندازد.» غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ص 312.

امام‏صادق علیه السلام مى‏فرماید: «بر شما باد تلاوت قرآن؛ زیرا درجات بهشت براساس تعداد آیات قرآن است. روز قیامت که فرارسد، به قارى قرآن گفته مى‏شود بخوان و بالا برو؛ پس چون آیه‏اى بخواند، درجه‏اى بالا مى‏رود.» بحارالأنوار، ج 89، ص 197

 پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله- به نقل از حضرت رضا علیه السلام- مى‏فرماید:

براى خانه‏هایتان نصیبى از قرآن قرار دهید؛ زیرا هرگاه در خانه‏اى قرآن تلاوت شود، امور آن خانه بر اهلش آسان مى‏شود؛ خیرش افزایش مى‏یابد و ساکنان آن در برکت و رفاه قرار مى‏گیرند، و هرگاه در خانه‏اى قرآن تلاوت نشود، تنگدستى بر اهلش چیره مى‏شود؛ خیرش کاهش مى‏یابد و ساکنان آن در فقر و کمبود قرار مى‏گیرند.

 شایسته است تلاوت قرآن با طهارت، ترتیل (شمرده‏شمرده خواندن) و صوت نیکو و حزین باشد.

همچنین مستحب است قارى قرآن در آغاز تلاوت (حتى قرائت یک آیه) «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بگوید؛ چنان‏که قرآن دراین‏باره مى‏فرماید:

فَإِذَا قَرَأْت الْقُرْآنَ فَاستَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ.

نحل( 16): 98.

پس چون قرآن مى‏خوانى، از شیطان مطرود به خدا پناه بر.

نیز باید هنگام تلاوت، ادب حضور در پیشگاه کتاب خدا را رعایت نمود و آن را وسیله صعود به مراتب عالى علم، عمل و انس بیشتر با قرآن قرار داد.

3. درک معانى و مفاهیم قرآن

آنان که قادر نیستند صرفاً با تلاوت آیاتْ معانى قرآن را نیز دریابند، مى‏باید با ترجمه آیات با مفاهیم اولیه موردنظر قرآن آشنا شوند و بدین وسیله نوعى ارتباط معنادار با قرآن برقرار کنند. با این گام، انسان مؤمن قادر خواهد شد با بسیارى از مفاهیم، پیام‏ها، دستورالعمل‏ها، نکات اخلاقى و عبادى و داستان‏هاى پیامبران آشنا شود. نیز در همین مرحله مى‏توان در باره ویژگى‏هاى زندگى دنیوى، برزخ، جهان آخرت، بهشت و دوزخ و ... به مجموعه‏اى از شناخت‏ها دست یافت.

مهم‏ترین زمینه‏هاى لازم براى گام نهادن در این مرحله، آشنایى با زبان و ادبیات عرب و آگاهى از لغات و مفردات الفاظ قرآن‏کریم است؛ زمینه‏هایى که فراهم ساختن آنها نه‏تنها شرط اصلى براى ورود به مرحله درک مفاهیم و معانى قرآن، که اساسِ ورود به مراحل پیشرفته شناخت قرآن نیز به شمار مى‏آید. بنگرید به: مفردات الفاظ القرآن، ص 54.

 در صورتى که فراهم ساختن این ابزار براى برخى ممکن نباشد، در این حال مراجعه به ترجمه‏هاى قرآن و مطالعه دقیق آنها سودمند است. با گام نهادن در این مرحله، یقیناً راه براى انس و ارتباط آگاهانه و هدفمند با قرآن گشوده مى‏شود، اما بى‏شک آنچه به‏دست مى‏آید، از جامعیت، انسجام و ژرفاى کافى برخوردار نیست. در این مرحله، برخى از مفاهیم و پیام‏هاى قرآن شناخته نمى‏شوند و دریافت‏هاى ما نیز از شناخت اولیه و ابتدایى فراتر نمى‏رود.

به هرروى، تلاش براى درک معانى و مفاهیم آیات، گام بزرگى براى رسیدن به شناخت جامع‏تر و ژرف‏تر قرآن به شمار مى‏رود. برخى صحابه که قرآن را از محضر پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏آموختند، چنین گزارش کرده‏اند که آنان ده آیه را از آن حضرت فرامى‏گرفتند، اما پیش از پرداختن به ده آیه دیگر مى‏کوشیدند تا آنچه از علم و عمل در آن آیات بود، بیاموزند. بنگرید به: بحارالأنوار، ج 89، ص 106

4. تفسیر قرآن

شناخت جامع و منسجم مفاهیم و پیام‏هاى قرآن در گرو تفسیر آن است. در این مرحله، با استفاده صحیح از ابزارها و فراهم ساختن مقدمات لازم، شناخت ما از مرحله ابتدایى فراتر مى‏رود و به شکل‏گیرى یک اندیشه نظام‏مند قرآنى مى‏انجامد.

در پرتو تفسیر، ارتباط معنایىِ بسیارى از آیات آشکار مى‏شود. به سخن دیگر، بسیارى از آیاتى که‏ پیش از این از هم جدا و پراکنده بودند، بدین رو کنار هم قرار مى‏گیرند و به دنبال آن مفاهیم و آموزه‏هاى جدیدى زاییده مى‏شود. تفسیر قرآن اگر براساس شرایط و ضوابط ضرورى این علم صورت گیرد، اندیشمند مسلمان را قادر مى‏سازد تا به دیدگاه‏هاى قرآن در باره مسائل و موضوعات گوناگون مورد نیاز بشر- در عرصه‏هاى مختلف- دست یابد و از سویى این امکان را فراهم مى‏کند که خود نیز در عرصه اندیشه و عمل، نمونه یک انسان قرآنى باشد.

آگاهى از تفسیر قرآن در نگاه اهل‏بیت علیهم السلام از ارزش و جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. در باره امام‏على علیه السلام نقل شده است که وى جابربن عبدالله انصارى را به داشتن دانش و آگاهى مى‏ستود.

روزى کسى از سر تعجب پرسید: فدایت شوم! شما جابر را این‏گونه مى‏ستایید، درحالى‏که خود در علم و دانش سرآمد روزگار هستید؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «او تفسیر این سخن خداوند بزرگ را مى‏داند:

«إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّک إِلى مَعَادٍ:

قصص( 28): 85.

 در حقیقت، همان کسى که این قرآن را بر تو فرض کرد، یقیناً تو را به سوى وعده‏گاه باز مى‏گرداند.» مقدمتان فى علوم القرآن، ص 262.

 در این مرحله، علاوه بر شناخت واژگان و ترکیب جملات، فراهم ساختن ابزارهاى دیگرى ازقبیل آگاهى از شأن نزول آیات، علوم قرآنى، علم منطق، روایات و سنت و برخى علوم دیگر نیز ضرورت مى‏یابد. درحقیقت تفسیرْ نوعى تلاش فکرى است تا مفسر به وسیله آن به پیام‏ها، هدایت‏ها و طرح جامع قرآن آگاهى یابد. به‏یقین این تلاش فکرى- همانند هر تلاش فکرى دیگر- بدون برخوردارى از ابزارهاى لازم هرگز ممکن نمى‏گردد.

تفسیر را از آن جهت ارجمندترین علوم دین شمرده‏اند که از یک سو فرد را به صورت مستقیم با کلام خداوند مرتبط مى‏کند و از دیگر سو ذهن و زندگى انسان را رنگى دیگر مى‏بخشد. بنگرید به: مناهل العرفان فى علوم القرآن، ص 384.

 ذکر این نکته ضرورى است که پرداختن به تفسیر همه آیات- از آغاز تا پایان- صرفاً کارى تخصّصى است که در حوزه‏هاى گوناگون دین‏پژوهى صورت مى‏گیرد، اما براى آنان که در هیچ‏یک از حوزه‏هاى دین‏پژوهى از تخصص کافى برخوردار نیستند، روى آوردن به تفسیر فراگیر قرآن نه ممکن است و نه لازم. راه و روش صحیح براى این‏گونه افراد مطالعه تفسیرهاى معتبر است که در این باب‏

نیز بهترین روش، استفاده از تفسیرهاى موضوعى است که به صورت مستقیم دیدگاه قرآن را در باره موضوع مورد نیاز در اختیار افراد مى‏نهد.

5. تدبر در قرآن

مراتب گذشته هر یک در جاى خود داراى اعتبار و ارزش خاصى است. انسان مسلمان برحسب توانایى‏ها، زمینه‏ها و امکانات خود مى‏تواند در برخى از این مراتب و یا همه آنها گام بردارد.

پس از توفیق در طى مراتب پیشین، نوبت به مرتبه «تدبر» مى‏رسد. تدبر در آیات بالاترین نوع انس و ارتباط با قرآن است. تدبر عبور از سطوح اولیه و مفاهیم ظاهرى آیات و ورود اندیشمندانه به لایه‏هاى ژرف براى کشف حقایق پنهانى است؛ حقایقى که بدون توجه و ژرف‏اندیشى بر ما آشکار نمى‏شود.

قرآن عظمت و بلنداى معارف خود را این‏گونه به توصیف مى‏کشد:

لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعاً مُتَصدِّعاً مِنْ خَشیَةِ اللَّه.

حشر( 59): 21.

اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‏فرستادیم، یقیناً آن [کوه‏] را از بیم خدا فروتن [و] از هم پاشیده مى‏دیدى.

این توصیف بیانگر بزرگى، سنگینى و ژرفاى معارف آسمانى قرآن است. بى‏گمان گام نهادن در چنین اقیانوس ژرفى از یک‏سو نیازمند ژرف‏اندیشى و از سوى دیگر در گرو دل سپردن به انوار وحى و گشودن قلب بر لطایف آیات است. درحقیقت تدبر، جریانى فکرى- روحى است که از نوعى ارتباط میان عقل و قلب پدید مى‏آید. قرآن‏کریم در باره اهمیت تدبر مى‏فرماید:

أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا.

محمّد( 47): 24.

آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟

نیز در جایى دیگر مى‏فرماید:

کِتَابٌ أَنزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الأَلْبَابِ.

ص( 38): 29.

 [این‏] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‏ایم تا در [باره‏] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.

امام‏على علیه السلام ژرف‏اندیشى در قرآن را بهار دل‏ها دانسته است: «و قرآن را بیاموزید که آن زیباترین سخن است و در آن ژرف بیندیشید که بهار دل‏هاست.» نهج البلاغة، خطبه 110. در پرتو تدبر، قرآن جانى دوباره مى‏گیرد و اسرار نهفته آن آشکار مى‏شود. اینجاست که نه‏فقط آیه‏ها، که زیر و بم‏ها نیز به سخن مى‏آیند و هر یک پیامى، نکته‏اى، دلالتى، لطیفه‏اى و رازى را با مؤمن ژرف‏اندیش بازمى‏گویند. در این مرحله، دیگر هیچ سخنى، حکایتى، بشارتى و انذارى در قرآن کهنه و غریبه نمى‏نماید و همه یکپارچه پیام، لطف، شفا، رحمت و شفقت مى‏شوند.

هنگامى که انسان مؤمن با تدبر، دل را در معرض نسیم‏هاى بهارى قرآن قرار دهد، با همه وجودْ خود را در فضاى نزول قرآن مى‏بیند. اینجا دیگر آیه‏ها بى‏واسطه با او سخن مى‏گویند و او نیز چنان است که گویى بى‏واسطه از پیامبرِ رحمت، آیه‏ها را دریافت مى‏کند و چون مرهمى بر زخم‏هاى خود مى‏نهد. با تدبر در قرآن است که آدمى در شمار پرهیزگاران قرار مى‏گیرد؛ آن‏گونه که امیرمؤمنان علیه السلام در توصیف اینان آورده است:

در دل شب قدم‏هایشان را استوار ساخته، درحالى‏که قرآن را جزءجزء و با تفکر و اندیشه تلاوت مى‏کنند، با قرآن جان خود را محزون، و دواى دردشان را از آن طلب مى‏نمایند. پس هرگاه به آیه‏اى گذر کنند که در آن تشویقى است، به شوق پاداش به آن روى آورند و جانشان از شوق به سوى آن پرکشد و گمان دارند که نعمت‏هاى بهشت در برابر دیدگانشان قرار دارد، و هرگاه به آیه‏اى گذر کنند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند و گمان مى‏برند که شرار شعله‏هاى آتش جهنم و نعره آن در گوششان طنین‏انداز است؛ پس قامت خم مى‏کنند و پیشانى و دست‏ها و پاها را بر خاک مى‏گذارند و از خداى بزرگ آزادى از آتش جهنم را طلب مى‏کنند. نهج‏البلاغة، خطبه 193.

 تدبر در قرآن جان مؤمن را چنان با حقیقت و روح قرآن مأنوس مى‏کند که در برابر آن، مراتب دیگر انس با قرآن کوچک جلوه مى‏کند؛ چنان‏که امام‏على علیه السلام مى‏فرماید: «آگاه باشید که قرائت قرآن‏

هنگامى که در آن تدبر نباشد، هیچ خیرى ندارد.»

« أَلا لا خَیْرَ فِى قَرائةٍ لَیْسَ فِیها تَدَبُّرٌ.»

بحارالأنوار، ج 89، ص 211.

 شایان ذکر است که تدبر در قرآن نیز خود درجاتى دارد که برحسب کمیت و کیفیت تدبر متفاوت است. بى‏شک ژرف‏اندیشى در یک آیه یا یک سوره و یا بخشى از قرآن، با ژرف‏اندیشى در همه آیات در یک درجه قرار نمى‏گیرد؛ همچنان که ژرفاى تدبر و میزان رسیدن به لایه‏هاى نهفته آیات و دل سپردن به پیام‏هاى نورانى قرآن نیز براى همگان یکسان نیست. جامع‏ترین و عمیق‏ترین درجه تدبر در قرآن همان است که به پیامبرگرامى صلى الله علیه و آله و عترت پاکش علیهم السلام اختصاص دارد:

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ* فى کِتَابٍ مَکْنُونٍ* لا یَمَسّهُ إِلَّا الْمُطهَّرُونَ.

واقعه( 56): 77- 79.

که این [پیام‏] قطعاً قرآنى است ارجمند، در کتابى نهفته، که جز پاک‏شدگان بر آن دست نزنند.

تفسیر موضوعى قرآن (جمعى از نویسندگان)، ص: 18 – 27 با کمی تصرف