بچندین وجه‏ حضرت محمد ( ص ) از اول پیامبر بود :
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

 (وجه اول) آنکه خاصه و عامه از آن جناب روایت کرده‏اند که فرمود من پیغمبر بودم در وقتى که آدم ما بین آب و گل بود احادیث بسیار وارد شده است که روح آن جناب را در عالم ارواح بروح انبیاء مبعوث گردانیدند و همه باو ایمان آوردند و ملائکه تسبیح و تقدیس الهى را از ارواح مقدسه او و اهل بیت او آموختند

(وجه دویم) آنکه امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه قاصعیه فرمود که حقتعالى مقرون گردانید به پیغمبر خود در هنگامى که او را از شیر بازگرفتند یا نزدیک بآن بزرگترین ملکى از ملائکه خود را که دلالت میکرد او را براه مکارم افعال و محاسن اخلاق اهل عالم در شب و روز همین است. معنى پیغمبرى معلوم شد که شرایع دین خود را از ملک فرا مى‏گرفت‏

 (وجه سیم) آنکه در احادیث صحیحه وارد شده است که حق تعالى حضرت ابراهیم را بنده خاص خود گردانید پیش از آنکه او را پیغمبر گرداند و پیغمبر گردانید او را پیش‏ از آنکه او را رسول گرداند و رسول گردانید پیش از آنکه خلیل گرداند و خلیل گردانید او را پیش از آنکه امام گرداند- و در حدیث صحیح وارد شده است که نبى آنست که در خواب مى‏بیند مانند خواب ابراهیم و مانند آنچه میدید رسول خدا از اسباب پیغمبرى پیش از آنکه جبرئیل وحى بیاورد از براى او برسالت پس معلوم شد که پیغمبرى از رسالت بوده‏

(وجه چهارم) در احادیث صحیحه بسیار وارد شده است که رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللَّه علیهم از اول سن تا آخر سن مؤیدند بروح القدس که ایشان را تعلیم و تسدید مینماید و از سهو و خطا و نسیان نگاه میدارد

(وجه پنجم) بنص قرآن و احادیث متواتره معلوم شده است که حضرت رسول افضل انبیاء است و هر فضیلتى و کرامتى که بهر پیغمبرى داده‏اند بآن حضرت زیاده از آن کرامت کرده‏اند چون تواند بود که حضرت عیسى علیه السّلام در گهواره پیغمبر باشد و حضرت یحیى در سن صبى بشرف نبوت فایز گردد و حضرت رسالت با آن جلالت قدر تا چهل سال خلعت نبوت نپوشد ایضا در حدیث بسیار وارد شده است که از ائمه صلوات اللَّه علیهم در وقت طفولیت بلکه در هنگام ولادت آثار علم و کمال ظاهر میشود و حضرت قائم علیه السّلام در کودکى در دامان پدر از مسائل مشکله غامضه جواب فرمود و حضرت جواد علیه السّلام در سن نه سالگى در سه روز سى هزار مسئله غامضه را بیان شافى نمود چون تواند بود که حضرت رسالت از ایشان کمتر باشد

(وجه ششم) اختلاف است  که حقتعالى آن حضرت را چرا امى نامید اکثر گفته‏اند براى آن بود که خط و سواد نداشت و در اخبار وارد شده است که نسبت بام القرى که مکه مشرفه است داده شده است و در این خلافى نیست که آن حضرت پیش از بعثت تعلیم خط و سواد از کسى ننموده بود چنانچه نص قرآن بر آن دلالت کرده است و خلاف در اینست که آیا بعد از بعثت میتوانست خواند و نوشت یا نه حق آنست که قادر بود بر خواندن و نوشتن چنانچه بوحى الهى همه چیز را میدانست و بقدرت الهى کارهائى که دیگران از آن عاجز بودند میتوانست اما براى مصلحت خود نمینوشت و وحى را دیگران مى‏نوشتند و غالب اوقات دیگران را امر بخواندن نامه‏ها میفرمود و از حضرت صادق علیه السّلام منقولست که حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نامه را میخواند و نمینوشت و بسند معتبر منقولست که شخصى از امام محمد تقى علیه السّلام پرسید که چرا حضرت رسول را امى نامیدند آن جناب فرمود که سنیان چه میگویند عرض کرد میگویند که نمیتوانست چیزى نوشت فرمود که دروغ میگویند لعنت خدا بر ایشان باد و اللَّه که آن حضرت میخواند و مى‏نوشت به هفتاد و سه زبان بلکه او را خدا مى‏نامید براى آنکه از اهل مکه است و یک نام مکه ام القرى است.

حق الیقین، ص: 35