رابطه سیاست و دیانت‏ از منظر نهج البلاغه
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: رابطه سیاست و دیانت‏

هیچ‏گاه فکر کرده‏اید که «سیاست ما عین دیانت ماست»، یعنى چه؟ یک مثال ساده، مقصود را بیان مى‏کند: آیا شما مى‏توانید زوجیت عدد «دو» را از آن بگیرید؟ بى‏شک هر کجا «دو» باشد، زوجیت نیز با آن خواهد بود. سیاست در متن طرح‏هاى تربیتى و عرفانى اسلام است. «سوره حمد» که تعبیر «إِیاک نَعْبُدُ» در دل آن است، عینیت سیاست و دیانت را مى‏نمایاند. در واقع عبادت، مصادیق گسترده‏اى دارد؛ آن‏گونه که حتى در قرآن کریم پذیرش حاکمیت جباران از سوى مردم، «پرستش» معرفى شده است، چنان‏که از زبان فرعون مى‏گوید:

وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ.

قوم آنها[/ موسى و هارون‏] ما را عبادت مى‏کنند.( مؤمنون( 23): 47)


همچنین از زبان موسى (ع) بیان شده که به فرعون فرمود:

وَ تِلْک نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَی أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ.

 و[ آیا] اینکه فرزندان اسرائیل را بنده‏[ خود] ساخته‏اى، نعمتى است که منّتش را بر من مى‏نهى؟( شعراء( 26): 22)

این عبادت فرعون همان اطاعت از اوست که استیلاى جبارانه او را مى‏رساند؛ چنان‏که‏ فرعون‏مى‏گوید:

وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ.

 ما قطعاً بر سر آنها قهر و غلبه داریم.( اعراف( 7): 127)

با گفتن‏ «ایاک نعبد» به‏خاطر تقدم مفعول بر فعل، یعنى تقدم« ایاک» بر« نعبد».

 همه طاغوت‏ها را- که راه استیلاى حاکمیت خدایى را مى‏بندند- نفى کرده، با خدا پیمان مى‏بندیم که در راه نفى حاکمیت‏هاى نامشروع مبارزه کنیم. امام‏صادق (ع) مى‏فرماید:

حتى شنیدن سخن سخنگو، عبادت اوست؛ اگر از خدا مى‏گوید، عبادت خدا و اگر از شیطان مى‏گوید، عبادت شیطان است. میزان الحکمه، ج 6، ص 19

 رسول‏اکرم (ص) در همان آغاز ورود به مدینه، در نخستین گام، به تشکیل حکومت پرداخت تا بدین‏سان تمام حوزه‏هاى فعالیت آدمیان را پوشش دهد و یک نظام آموزشى و تربیتى را تحکیم بخشد. بى‏شک بدون حکومت، متجاوزان از فساد دست نمى‏شویند و عدالت هیچ‏گاه تحقق نمى‏یابد.

قرآن و نهج‏البلاغه و روایات ما نشان‏دهنده اهمیت مسئله حکومت، سیاست و عدالت است تا در پرتو آن، جامعه‏اى امن براى رشد آدمیان فراهم آید. بس روشن است که یک جامعه ترسان و ملتهب، نه اقتصاد دارد، نه اخلاق و نه تربیت و آموزش و فن‏آورى. امام‏على (ع) مى‏گوید:

اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لا الْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینکَ وَ نُظْهرَ الإِصْلاحَ فِی بلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ‏خدایا! تو قطعاً مى‏دانى که آنچه از ما بود[/ مجاهدت‏ها]، به‏خاطر رقابت در کسب حکومت و کسب متاع فزون‏تر دنیا نبود، لیکن مى‏خواستیم شعارها و مظاهر دین تو را برگردانده و احیا کنیم و در شهرهاى تو، اصلاح و ساماندهى را آشکار کرده تا بندگان ستمدیده تو در ایمنى باشند و حکم‏هاى مانده و تعطیل‏شده تو برپا شود.( نهج‏البلاغه، خطبه 131)

تفسیر موضوعى نهج البلاغه(رهبر اسلامى، على)، ص:118 -  120