فلسفه رجعت‏
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: فلسفه رجعت

مهمترین سؤالى که در برابر این عقیده مطرح مى‏شود این است که هدف از رجعت قبل از رستاخیز عمومى انسانها چیست؟

با توجه به آنچه از روایات اسلامى استفاده مى‏شود این موضوع جنبه همگانى ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‏العملى دارد که در یک مرحله عالى از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگرى که در مرحله منحطى از کفر و ظلم قرار دارند، چنین به نظر مى‏رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگى دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملى گروه اول و چشیدن کیفر دنیوى گروه دوم است.


به تعبیر دیگر گروهى از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده‏اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهى ایجاب مى‏کند که سیر تکاملى خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتى از بزرگترین افتخارات است.

و بعکس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازاتهایى در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشى مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است. امام صادق ع در حدیثى مى‏فرماید،

ان الرجعة لیست بعامة، و هى خاصة، لا یرجع الا من محض الایمان محضا، أو محض الشرک محضا:

" رجعت عمومى نیست بلکه جنبه خصوصى دارد، تنها گروهى بازگشت مى‏کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند" ( بحار الانوار جلد 53 صفحه 39. )

ممکن است آیه 95 سوره انبیاء: وَ حَرامٌ عَلى‏ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ‏:" حرام است بر شهرهایى که بر اثر گناه نابودشان کردیم که بازگردند آنها هرگز بازنمى‏گردند" نیز اشاره به همین معنى باشد، چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانى مى‏گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و از آن روشن مى‏شود گروهى که چنین کیفرهایى را ندیدند باید بازگردند، و مجازات شوند (دقت کنید).

این احتمال نیز وجود دارد که بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبدء و معاد) براى انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوى و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودى نداشته باشند.

تفسیر نمونه، ج‏15، ص:560 - 561

[1]

 

 



[1] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، 27جلد، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ: سى و دوم، 1374.