پیش از فرود، جاى فرودت را هموار کن‏
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: پیش از فرود، جاى فرودت را هموار کن‏ ،پسرم!

 

پسرم!

1 در رابطه با دیگران، دل خودت را میزان قرار بده؛

2 هرچه براى خودت مى‏خواهى، براى آنها هم بخواه؛

3 هرچه براى خودت نمى‏خواهى، براى آنها هم نخواه؛

4 همان جور که خوش ندارى به تو ظلمى شود، ظلمى نکن.


5 همان جور که دوست دارى به تو خوبى کنند، خوبى کن.

6 هرچه فکر مى‏کنى مردم اگر بکنند بد است، براى خودت هم بد حساب کن.

7 هر چه را براى خودت مى‏پسندى، براى آنها هم بپسند.

8 هر چه نمى‏دانى، نگو؛ حتى اگر آن چه مى‏دانى کم است.

9 هر چه نمى‏خواهى درباره‏ات بگویند، درباره کسى نگو.

10 از خود راضى بودن، خلاف درستى و آفت اندیشه‏هاست.

11 پس (به این که هستى، راضى نباش) و تمام سعى‏ات را بکن و ذخیره‏سازِ دیگران نباش.

12 به مقصد هم که رسیدى، بیشتر از همیشه، در برابر پروردگارت، خاشع باش.

بدان!

13 بدان راهى طولانى و دشوار، پیش رو دارى‏

14 قطعاً به توشه کافى نیاز دارى؛ به سبک‏بارى،

و به این که قدم‏هایت درست و در مسیر باشند؛

15 بیش از طاقتت، بار برندار

16 که مبادا در راه، سنگینى بار، دست و پا گیرت شود.

17 اگر بین نیازمندان، کسى را یافتى که توشه‏ات را برایت به قیامت ببرد و توشه را، فرداى محشر، در لحظه احتیاج، به تو برگرداند،

وجودش را غنیمت بشمار (انفاق کن؛ انفاق کن)، بار را بگذار بر دوش او.

18 تا مى‏توانى، بار و کوله‏اش را سنگین کن؛

19 شاید بعدها، کسى را با این مشخصات، پیدا نکنى.

20 هر کسى روزِ دارایى‏ات از تو وام مى‏خواهد، وجودش را غنیمت بشمار؛

21 تا در آن روز تنگ‏دستى، روز گرفتارى، وام را به تو پس دهد.

22 گردنه و گذرگاهى دشوار، پیش رو دارى‏

23 که حال و روز سبک‏باران، وقت عبور از آن، بهتر از اوضاع مردم سنگین‏بار است.

24 هر که کُنْد و آهسته عبور مى‏کند، از آن که شتابان رد مى‏شود، حال بدترى دارد.

25 بعد از این گذرگاه، ناگزیرى یا در بهشت فرود آیى یا در جهنم.

26 پس، پیش از فرود، قاصدى بفرست تا برایت، جایى آماده کند.

27 پیش از فرود، جاى فرودت را هموار کن‏

28 که بعد از مرگ، نه مى‏توان خدا را راضى کرد و نه مى‏توان به دنیا برگشت.

بدان!

29 کسى که گنجینه‏هاى آسمان و زمین به دست اوست، به تو اجازه خواستن، و اجازه دعا داده،

30 ضمانت کرده که خواهش‏هاى تو را جواب مى‏دهد،

31 فرمان داده، که بخواهى، تا بدهد.

32 پى مهرش باش، تا به تو مهر بورزد.

33 بین تو و خودش، نگذاشته کسى حجاب و فاصله باشد.

34 تو را به کسى دیگر حواله نداده، پس لازم نیست یکى بین‏ او و تو واسطه باشد.

35 وقتى بد مى‏کنى، راه بازگشتت را نمى‏بندد.

36 در عذابت عجله نمى‏کند.

37 وقتى توبه مى‏کنى و باز مى‏گردى، سرزنشت نمى‏کند.

38 حتى اگر رسوایى حق توست، باز، رسوایت نمى‏کند.

39 وقتى بازمى‏گردى، سخت نمى‏گیرد و مى‏پذیردت.

40 وقتى بازمى‏گردى، با جریمه و جزا، آزارت نمى‏دهد

و از لطفش، ناامیدت نمى‏کند؛

41 بلکه بازگشتت را، برایت ثواب حساب مى‏کند.

42 هر گناهت را یکى و هر کار خوبت را ده تا حساب مى‏کند.

43 برایت درِ بازگشت را باز گذاشته است.

44 صدایش که مى‏کنى، صدایت را مى‏شنود.

45 در دل، اگر با او نجوا کنى، نجوایت را مى‏فهمد.

46 نیازت را مى‏برى پیش او.

47 سفره دلت را پیش او وا مى‏کنى.

48 از غم و غصه‏هایت، به او شکایت مى‏کنى.

49 براى گرفتارى‏هایت، از او چاره مى‏خواهى.

50 در کارهایت، از او کمک مى‏خواهى.

51 چیزهایى از گنجینه‏هاى لطفش درخواست مى‏کنى که هیچ کس دیگر نمى‏تواند آنها را بدهد؛

52 مثل طول عمرها، سلامتى بدن‏ها و وسعت روزى‏ها.

53 کلید همه گنجینه‏هایش را گذاشت در دو دست تو؛

وقتى به تو اجازه دعا و خواهش داد.

54 حالا هر وقت بخواهى، با دعا، درهاى نعمتش را باز مى‏کنى.

55 و انبوه مهر و لطفش را به روى خودت، سرازیر مى‏کنى.

56 دیر آمدن پاسخ دعاها، نا امیدت نکند ....

57 خیلى وقت‏ها، دعایت را دیر اجابت مى‏کند؛ چون در این تأخیرها، پاداش دعا کننده و عطایى که به امیدوار، مى‏دهند، بیشتر مى‏شود.

58 خیلى وقت‏ها، چیزى مى‏خواهى، نمى‏دهند؛

59 اما، در دنیا یا آخرت، بهتر از آن را به تو مى‏بخشند؛

60 یا آن را نمى‏دهند؛ چون به صلاحت نیست.

61 خیلى وقت‏ها، اگر چیزى که خواسته‏اى بدهند، دینت از بین مى‏رود.

62 پس چیزى بخواه که زیبایى‏اش برایت بماند و رنج و سختى‏اش، از تو دور باشد؛

63 که نه ثروت براى تو باقى مى‏ماند و نه تو براى ثروت باقى مى‏مانى. [1]

 

به پسرم( ترجمه نامه سى و یکم نهج البلاغه)، ص:38 -  42

 



[1] شهیدى، فاطمه، به پسرم( ترجمه نامه سى و یکم نهج البلاغه)، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: چهارم، 1390.