منطقه ممنوعه‏
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: منطقه ممنوعه ،درون صاحب دانش

نه مثل بسیارى از کاسبان، که کالایشان وسیله «کسب درآمد» است، و نه مثل بنگاه‏داران، که پیوسته در اندیشه «درآمد»، به کارچاق کنى مى‏پردازند، دانشجو و فرهنگى و طالب علم و جویاى معرفت، سرمایه‏اى دارد فراتر از «کالاى مادّى» و هدفى دارد برتر از پول درآوردن و به افقى مى‏اندیشد، زیباتر از «نقداندیشى» و «فرصت‏طلبى» و «ثروت‏اندوزى».

علم، چراغى است که هستى را روشن مى‏سازد. خیمه روشنایى جهان بر عمود دانش و معرفت و بصیرت استوار است.

حیف نیست که درون صاحب دانش، تیره باشد؟!

دانشمندى که از «روشندلى» بى‏بهره باشد، بادام بى‏مغز و گردوى پوک است.

اگر در کالبد علم، روح بصیرت و معرفت نباشد، و اگر صاحب دانش، از عاطفه و ایمان تهى باشد، به چیزى در حدّ «ابزار صنعتى» تنزّل یافته است، یا یک ماشین حساب، یا رایانه‏اى حسابگر!

هیهات که فرزانگان بِخْرد و دانا که ارزش خود و دانش را مى‏دانند، به این تن در دهند و خودرا این گونه ارزان بفروشند و حرّاج کنند، آن هم زیر قیمتِ واقعى. مگر آن که از قیمت انسانى بى‏خبر باشند و نرخ بازار کمال وارزش‏ علم در دستشان نباشد!

هرگز مباد که «نفس»، بر سر «عقل»، کلاه بگذارد.

به هرحال، دانش بخشى از شخصیّت انسانى ما را مى‏سازد، نه همه آن را. از این رو، همه بها را در «قیمت گذارى انسان» نباید به علم داد، یعنى دانش و معلومات، حرف اول و اصلى را نمى‏زند.

«ایمان و عمل» مکمّل علم به شمار مى‏آیند. اگر «باور» نسبت به خدا و آخرت و روز حساب و کیفر و پاداش و بهشت و جهنم و محکمه الهى و داورى خدا نسبت به عملکردها ضعیف باشد یا اصلًا نباشد، علم به تنهایى قدرت نجات انسان را از اموج متلاطم و رساندن به ساحل امن ندارد.[1]

سلوک دانشجویى، ص: 33

 

 

 



[1] محدثى، جواد، سلوک دانشجویى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: نهم، 1388.