شریک زندگى‏
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: شریک زندگى‏ ،کامیابى در آموختن دانش، ،«آسودگى خاطر» ،«ازدواج» و «انتخاب همسر»

کامیابى در آموختن دانش، «فراغت دل» و «آسودگى خاطر» مى‏خواهد.

وقتى ذهن پریشان باشد و دل ناآرام و بى‏قرار، نه مى‏توان درسى خواند، و نه خوانده‏ها در یاد مى‏ماند.

از این رو، گاهى در برخى افراد، «ازدواج» و «انتخاب همسر»، به آرامش خاطر مى‏انجامد و از تشتّت اندیشه و آشفتگى روح مى‏کاهد و زمینه براى پرداختن جدى‏تر به کسب دانش و پیمودن راه زندگى فراهم مى‏سازد.


البته برخى هم، پریشان فکرتر مى‏شوند و دچار دردسرها و مشکلات! ...

که بماند.

پس باید به این مقوله، نگاهى جدى و خردمندانه داشت و انتخابى آگاهانه کرد، تا از مشکلات بکاهد، نه آن که مشکلى بر مشکلات بیفزاید!

ازدواج، یک «برنامه» است که نیاز به فکر، تدبیر، آینده‏نگرى، واقع بینى و هدفدارى دارد. آنان که بى‏هدف و نقشه ازدواج مى‏کنند، یا «غافلگیر» مى‏شوند، بار ندامت خواهند کشید.

*** ازدواج، گزینش «شریک زندگى» براى یک عمر زیستن است. همچنان‏ که بعضى، دوست یا خانه یا شغل یا رشته تحصیلى را به صورت اتفاقى و تصادفى برمى‏گزینند و بعداً دچار عواقب سوء آن مى‏شوند، برخى هم بدون شناختِ قبلى، بدون بررسى عواقب و نتایج، بدون ملاحظه مسائل جنبى و حاشیه‏اى دست به ازدواج مى‏زنند و چه اشتباهى بزرگتر از این!

انتخاب شریک زندگى، معیار و ملاک مى‏خواهد، معیارى بس حساس‏تر و دقیق‏تر از آنچه مثلًا در خریدن یک عینک و کیف، یا ماشین و موبایل، یا کفش و پیراهن لازم است.

معیار شما براى «همسر مطلوب» چیست؟

گاهى عشق و علاقه، «چشم بصیرت» را از دیدنِ واضح‏ترین چیزها و آشکارترین عیب‏ها و کاستى‏ها غافل مى‏سازد.

«جمال» اگر معیارى است، «کمال» معیار برترى است.

اگر وضع اقتصادى و میزان درآمد یک ملاک است، سلامت اخلاقى و اعتبار خانوادگى و فرهنگ و آداب صحیح، ملاک مهم‏ترى است.

اگر شریک زندگى انسان، فردى خوش اخلاق، فهمیده، نجیب، پاک، با صداقت، صبور، مؤدّب، با فرهنگ، خدا ترس، وظیفه شناس، عاقل، شریف، متعهد و سازگار باشد، به مراتب در به وجود آوردن یک «زندگى معقول» و «خانواده پایدار» نقش بیشترى دارد، تا آن که فقط زیبایى و ثروت و شهرت و خانه و خودرو معیار گزینش باشد.

*** شناخت خصلت‏هاى شایسته و بایسته در شریک زندگى، به یک نگاه و وعده و لبخند و تلفن و ... به دست نمى‏آید. تجربه و آگاهى و شناخت و مشورت و بررسى شرایط و اخلاق خانوادگى و نجابت دودمان و اصل و تبار فامیل لازم دارد.

گاهى ممکن است «جلوه ظاهرى»، انسان را از «چهره باطنى» افراد، غافل سازد و گاهى تعریف و تمجیدهاى دیگران، راه تعقل و تشخیص را مى‏بندد و آدمى را در باتلاقِ «جمال بى‏کمال» مى‏افکند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «زیبا رویانى که فاقد دین و کمالند (خضراء دِمَن) به گل زیبایى مى‏مانند که در مزبله و خاکروبه روییده‏اند، از آنان پرهیز کنید.»

این یک معیار مهم از زبان پیام آور کمال و پاکى و امانت است و چه سخن سودمند و کاربردى و مهمى!

دادگاه‏هاى خانواده و محکمه‏هاى طلاق، گواه ناپایدارى ازدواج‏هایى است که جنبه تجارى دارد، یا عشق‏هاى اتوبوسى و شناخت‏هاى تلفنى و آشنایى‏هایى که از رهگذر پارتى‏ها و جشن‏ها و ... به دست مى‏آید، که عمیق و واقعى نیست، بلکه سطحى و هوس آلود و ناقص است.

به این سؤال اساسى بسیار باید اندیشید و جواب آن را دقیق و روشن و صحیح به دست آورد:

همسر ایده‏آل کیست؟

خصوصیات یک زن یا شوهر خوب کدام است؟

با کدام معیار، باید سراغ انتخاب «شریک زندگى» رفت، یا به درخواست و پیشنهاد یک ازدواج، «آرى» گفت؟ آرى گفتنى که بار سنگین یک عمر را بر دوش انسان مى‏گذارد!

*** «اگر کسى سراغ شما آمد که اخلاق و دیانت او را مى‏پسندید، با او ازدواج کنید، وگرنه دچار فتنه در روى زمین و فساد بزرگ مى‏شوید.»

این، مضمون کلام حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم است.

درستى این سخن را هم تجربه و مشاهداتِ روزمرّه در جامعه، نشان مى‏دهد. وقتى معیارهاى غلط و هوس‏هاى زودگذر و شناخت‏هاى ناقص یا انگیزه‏هاى مادى و سود جویانه، در این مسأله مهم نقش اصلى را ایفا کند، کار به همان جا مى‏کشد که شاهدیم و افزایش آمار طلاق، گواه آن است.

زیبایى و جمال، یک نقطه قوت و مثبت است و مى‏تواند یک ملاک به‏ شمار آید، اما در صورتى که با پاکدامنى، نجابت و تقوا در تعارض قرار نگیرد.

با غفلت از اصالت خانوادگى و تربیت و اخلاق پدر و مادر و عفافِ خود دختر، هیچ تضمینى براى پیدایش بنیان استوار یک خانواده و کانون صلح و صفا و آبرومندى نیست.

سنت‏هاى دینى و ملى را نباید نادیده گرفت.

به صلاح دید و مصلحت‏شناسى والدین و افراد دلسوز هم نباید بى‏اعتنایى کرد.

فرهنگ خودى ما، به اصول خوبى آمیخته وبر پایه‏هاى متینى استوار است، به شرط آن که آن را در مقابل فرهنگ بیگانه و وارداتى قرار ندهیم و به «آنچه خود داریم» به دیده حقارت نگاه نکنیم و کنار نگذاریم!

سستى بنیان خانواده‏ها را بیش‏تر در میان کسانى مى‏توان یافت که به اصول مکتبى و ارزش‏هاى فرهنگ خودى بى‏اعتنا یا از آن‏ها بى‏خبر و بیگانه یا گریزان باشند.

*** بارى ... ازدواج، تنها در آمدن از «تنهایى» نیست،

بلکه رسیدن به «همدلى» و «همراهى» و «همروحى» است.

چه کسى گفته که باید محبّت را حراج کرد و به قیمت مفت یا ارزان، آن را نثار این و آن کرد و خانه دل را به ملکیّت یا اجاره کسى داد که «حریم دل» را پاس نمى‏دارد و دلدار مناسبى نیست؟

خانه را اگر خالى نگه داریم، بهتر از آن است که آن را به یک ناشناس، دزد، کج‏دست، آدم عوضى و نا لایق اجاره دهیم.

ازدواج، سپردن «خانه دل» به یک «شریک مادام العمر» است.

در انتخاب این شریک، بیشتر دقت کنیم. [1]

 

سلوک دانشجویى، ص:69 -  73

 

 



[1] محدثى، جواد، سلوک دانشجویى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: نهم، 1388.