خانه تکانى دل‏
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: خانه تکانى دل‏

 

سال تقویمى مى‏گذرد،

اما سال تحصیلى ادامه دارد.

حتى اگر در روزهاى آغازین بهار، درس‏ها و کلاس‏ها تعطیل باشد، هرگز «اندیشه» و «معرفت» و «دانش» تعطیل نیست.

این، روشى براى «مبارک» ساختن سال نوست، یعنى برکت آفرینى در عمر و زمان و فرصت‏هاى زندگى.

حال، تا اینجاى کار را پیش آمده‏ایم.


شاید اگر دقت و برنامه‏ریزى بهترى داشتیم، مى‏توانستیم زمان را امتداد بخشیم و فرصت‏هاى درسى و آموزشى را بیشتر و بهتر برویانیم و بشکوفانیم.

کارمندى تعطیل بردار است، اما دانش پژوهى هرگز.

«میاساى زآموختن یک زمان ...»

آغاز سال نو را به خیلى‏ها «تبریک» مى‏گوییم، خیلى‏ها هم به ما تبریک مى‏گویند. مفهوم این «تبریک» چیست؟ یعنى خیر و برکت یافتن سال و ماه و عمر و زندگى و نیرو و تلاش.

خیلى‏ها پول دارند، اما پولهایشان بى‏برکت است.

خیلى‏ها اولاد دارند، اما خیرى از فرزندانشان نمى‏بینند.

خیلى‏ها درس مى‏خوانند، اما تحصیلاتشان به کار خودشان و جامعه نمى‏آید.

خیلى‏ها تلاش مى‏کنند، اما همان جاى نخستین‏اند.

خیلى‏ها زحمت مى‏کشند، اما همچنان دستشان از «بهره زحمات» خالى است و کوشش‏هاى مستمر آنان بیهوده و بى‏ثمر مى‏شود. اینها همان «بى‏برکتى» در زندگى و دانش و دارایى است.

چه کنیم که سال جدید برایمان «برکت» داشته باشد و تبریک گفتن‏ها و شنیدن‏ها مفهوم و مصداق پیدا کند؟

آینده، در گرو گذشته ما و تلاش کنونى ماست.

آنچه خجستگى روزها و سال‏هاى آتیه را براى ما رقم مى‏زند، تصمیم‏هاى جدى، اراده‏هاى استوار، برنامه‏ریزى‏هاى حساب شده، پیگیرى‏هاى دقیق، محاسبه‏ها و مراقبت‏هاى ویژه است.

ما مسؤول عمر، زمان، فرصت‏ها و استعدادهاى خویشیم.

هرگز مباد که گذشته ما به امید «آینده» و آینده ما به حسرت «گذشته» سپرى شود و عمرما بین این گذشته پر حسرت و آینده رؤیایى تقسیم شود و هیچ خورده نیاورد!

این تقسیم، هیچ جالب و زیبا نیست.

زمان، امانتى در دست ماست. هم مى‏توان این عنصر پربها را سوزاند و دود کرد، هم مى‏توان آن را سرسبز و با طراوت ساخت. تعیین کننده این دو وضع هم نحوه عمل ماست.

باید از هر دقیقه قرنى ساخت‏

 

قرن را در دقیقه گنجانید

یا که با شیوه مهار زمان‏

 

جبر را هم به زیر بال کشید

     

هر چه هست در این «مهار زمان» نهفته است. اگر قدرت آن را داشته باشیم، هم دقیقه‏هاى ما استمرار و وسعت مى‏یابد و سرشار مى‏شود، هم‏ قرنى را مى‏توانیم در دقیقه‏اى بگنجانیم و لحظه لحظه عمر خود را غنى سازیم، آرى، غنى‏سازى زمان!

بارى ... در سال نو، همه چیز نو مى‏شود. ما چرا نو نشویم؟

تقویم‏ها عوض مى‏شود، خانه‏ها گردگیرى مى‏شود، دیدارها تازه مى‏گردد، طراوت را در چهره طبیعت تماشا مى‏کنیم، دشت و دمن عطر جانبخش و رایحه بهارى را نثار و ایثار مى‏کند، ما که نباید کمتر از درخت و صحرا باشیم!

اگر ما هم عوض شدیم، اگر اخلاق ما هم نوتر و بهارترى شد، پابه پاى بهار، آمده‏ایم.

در سال جدید، هم دفتر عمر ما ورق مى‏خورد، هم تقویم سال جدید را مى‏گشاییم. چه خوب است که در برگ برگ این دفتر و کتاب، با ایمان و عمل، با خوبى‏ها و تلاش‏ها، با صداقت‏ها و مهرورزى‏هاى صادقانه، خطوطى از «هنر انسان زیستن» بنگاریم و نقشى از «رشد» ترسیم کنیم.

«عید» در بیرون از وجود ما حضور دارد،

در وجود خود هم عیدى پدید آوریم و به «خانه تکانى دل» بپردازیم.

چه زیباست که در کنار «تحویل سال»، شاهد «تحول حال» هم باشیم، چه نیکوست که «امروز» ما بهتر از دیروز و «فردا» ى ما بهتر و روشن‏تر از امروز و «فرجام» کار ما بهتر از «آغاز» آن و «آخرت» ما بهتر و آبادتر از «دنیا» ى ما باشد.

و ... این، شدنى است، تنها «خواستن» مى‏خواهد. ما در کجاى زمان ایستاده‏ایم؟ از چه قلّه و فرازى به حیات مى‏نگریم؟ چه افقى پیش چشم ماست؟

یک حرفِ کاملًا جدّى:

عده‏اى سال گذشته، در همین ایّام، بودند و امروز نیستند، یعنى از نعمت «وجود» بهره‏مند بودند و امروز محروم‏اند. این، یعنى فرصت‏ها را پایانى‏ است و مهلت‏ها را باید مغتنم شمرد و «پاس فرصت‏ها» را نباید خراب کرد.

بگذشت زمان، دست به کارى نزدى‏

 

برگردن لحظه‏ها مهارى نزدى‏

صد توپ زدى، تمام را کردى «اوت»

 

صد «پاس» گرفته، آبشارى نزدى!

     

 

و اگر در طلیعه سال نو و سپرى شدن سال گذشته این حرف را نزنیم و به این حقیقت که در آینه «تحویل سال» دیده مى‏شود ننگریم، پس کى و کجا و چگونه؟

و ... بالاخره، یک حرف جدّى دیگر:

اینکه عمر مى‏گذرد و سال، نو مى‏شود، چنان نیست که بر سن و عمر ما افزوده شود، بلکه از آن کاسته مى‏شود. مثل سیگار که هر چه بکشند کوتاهتر مى‏شود، ما هم هر چه بیشتر عمر مى‏کنیم، از عمرمان کاسته مى‏شود و به «خط پایان» نزدیک‏تر مى‏شویم.

البته نباید با جوانان اینگونه حرف زد، ولى چه مى‏توان کرد؟ فرصت‏ها به شتاب ابرهاى آسمان مى‏گذرد. باید دید چه کاشته‏ایم و چه برداشت خواهیم کرد؟!

پروین اعتصامى، مى‏گوید:

گوهر وقت بدین خیرگى از دست مده‏

 

آخر، این درّ گرانمایه بهایى دارد

     

دوران تحصیل، بهار عمرماست.

تعطیلات را هم چون ایام تحصیل، پربار و سرشار سازیم. این است برکت عمر! [1]

 

سلوک دانشجویى، ص:53 -  59

 

 



[1] محدثى، جواد، سلوک دانشجویى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: نهم، 1388.