مفاسد جاه طلبى‏
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مفاسد جاه طلبى‏

اغلب رذایل اخلاقى، علاوه بر قبح ذاتى، مفسده انگیزند و ناهنجاریهایى را که در پى‏ دارند، زشتى آن را دو چندان مى‏کند. جاه طلبى چنین است؛ این رذیله، از سوى پیشوایان معصوم (ع) زیانبار و خطرناک توصیف شده و حضرت امام کاظم علیه‏السلام درباره‏اش فرموده است:

«ما ذِئْبانِ ضارِیانِ فى‏ غَنَمٍ قَدْ غابَ عَنْها رُعاؤُها بِاضَرَّ فى‏ دینِ الْمُسْلِمِ مِنْ حُبِّ الرِّیاسَةِ»[1]

ضرر دو گرگ درنده در گلّه بى‏چوپان، کمتر از زیان ریاست طلبى، در دین فرد مسلمان نیست.


برخى از آن مفاسد زیانبار، بدین شرح است:

الف- نفاق و ریاکارى‏

ریاست طلب، مجبور است براى جلب نظر مردم و تثبیت موقعیت خویش، دست به سالوسى و دورویى بزند و ظاهر سازى و خودنمایى کند و به اصطلاح «جو فروشِ گندم‏نما» شود، در غیر این صورت به اهداف خود نایل نخواهد شد. رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود:

«حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ یُنْبِتانِ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ کَما یُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ»[2]

همان گونه که آب، سبزه مى‏رویاند، جاه طلبى و مال دوستى نیز، در دل، نفاق مى‏رویانند.

ب- بى‏دینى و باطل گرایى‏

ریاست طلب، همواره در اندیشه زرق و برق دنیاست و بطور طبیعى، حقّ و دیانت را به پاى مطامع مادّى قربانى مى‏کند. تعداد چنین کسانى، در میان مخالفان انبیا و اولیاى الهى کم نیست، چه آنان که از ابتدا به دین حق، گرایش پیدا نکردند و چه کسانى که بظاهر ایمان آوردند، ولى دین را وسیله جاه طلبى خود قرار دادند و به جاى صعود به آسمان معنویت، در وادى رذالت، سقوط کردند؛ سران خائن کشورهاى اسلامى، آخوندهاى‏ دربارى و وعّاظ السلاطین، سر و ته کرباسى هستند که همواره دین را در آن کفن کرده‏اند و با اشک تمساح ریختن بر آن، همیشه نان دین را خورده‏اند و همان بلایى را که احبار و کشیشان بر سر دین موسى و عیسى (ع) آوردند، بر سر دین محمّد صلى‏الله‏علیه‏وآله آوردند و به تعبیر امیر مؤمنان صلوات‏الله‏علیه: «آن را بسان پوستین وارونه به بر کردند!»[3] و این نبود جز بر اثر ریاست طلبى و جاه پرستى!

مرحوم مجلسى، مناظره جالبى از امام رضا (ع) و رأس الجالوت (عالم یهودى) نقل کرده که امام (ع) با بیانى زیبا و رسا، حق را به او مى‏نمایاند، ولى رأس الجالوت، به جاى پذیرش حق، بر ابتلاى دل خویش به سرطان جاه طلبى اعتراف مى‏کند و بر این بیمار دلى اصرار مى‏ورزد و مى‏گوید: «اى فرزند محمّد! به خدا سوگند، اگر نبود ریاستى که بر همه یهود یافته‏ام، به پیامبر اسلام ایمان مى‏آوردم و از تو پیروى مى‏کردم!»[4]

شیخ صدوق نیز گفتگوى هارون و مأمون- دو تن از خلفاى‏قدرتمند و ستمگرعباسى- پیرامون حقّانیت و شایستگى موسى بن جعفر علیه‏السلام را نقل مى‏کند که ضمن آن، هارون به پسرش- مأمون- مى‏گوید: «من با زور و قدرت پیشواى مردم شده‏ام، ولى موسى بن جعفر (ع) امام بر حق است. به خدا سوگند او شایسته‏ترین فرد به مقام پیامبر (ص) است، ولى «سلطنت عقیم است!» به خدا سوگند اگر تو هم- که پسر من هستى- مزاحم سلطنت من شوى، سرت را از روى بدنت برمى‏دارم!»[5]

ج- محرومیت از لطف الهى‏

ریاست طلب، همه آرزوهاى خویش را در جاه طلبى خلاصه کرده و در واقع، آن را حلّال مشکلات خود مى‏داند و از چاره ساز واقعى، غفلت مى‏ورزد. از سوى دیگر، در صدد برترى جویى بر بندگان خداست و همین دو علّت، کافى است که مانع لطف و مرحمت خدا نسبت به او شود. از این رو، پیامبر ارجمند اسلام صلّى‏الله‏علیه‏وآله‏ مى‏فرماید:

... ریاست، جز براى خدا و اهل (واقعى) آن، شایسته نیست؛ هر کس، جز در جایگاهى که خدا

برایش تعیین کرده، قرار گیرد، خداوند بر او خشم گیرد و هر کس [مردم را] به سوى خویش بخواند و بگوید: من رئیس شما هستم- در حالى که چنین نیست- خداوند به او نظر [رحمت‏] نمى‏افکند.[6]

د- هلاکت‏

شخص جاه طلب، با داشتن چنین خصلتى، در واقع بر مرکب چموش و خطرناک، سوار شده و دست به یک ماجرا جویى زده است که فرجامى جز سقوط از انسانیت و هلاکت نخواهد داشت. امام ششم علیه‏السلام مى‏فرماید:

«مَنْ ارادَ الرِّئاسَةَ هَلَکَ»[7]

هر کس ریاست طلب شود، نابود مى‏گردد.

ه- ورود به دوزخ‏

آنچه از نکوهش و پیامدهاى ناهنجارى که براى جاه طلبى یاد شد، تردیدى باقى نمى‏گذارد که انتهاى جادّه ریاست طلبى، جز دوزخ سوزان نخواهد بود و جاه طلب، از کشته خویش، جز شعله آتش، درو نخواهد کرد، چنان که قرآن کریم نخست جاه طلب را از نعمتها و زیباییهاى آخرت، محروم دانسته، مى‏فرماید:

«تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوّاً فِى الْارْضِ وَ لا فَساداً ...»[8]

این سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین، اراده برترى جویى و تبهکارى ندارند.

سپس دنیاگرایانِ جاه طلب را سزاوار دوزخ دانسته، مى‏فرماید:

«مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیوةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها ... اولئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِى الْآخِرَةِ الَّا النَّارُ ...»[9]

هر کس، طالب زندگى دنیا و زینت آن باشد ... اینان کسانى هستند که در آخرت، سهمى جز دوزخ نخواهند داشت.

اخلاق سیاسى، ص: 140

[10]

 

 



[1] ( 1)\i - بحارالانوار، ج 73، ص 154.\E

[2] ( 2)\i - محجة البیضا، ج 6، ص 112.\E

[3] ( 1)\i - ر. ک. نهج البلاغه، خطبه 107، ص 324.\E

[4] ( 2)\i - بحارالانوار، ج 49، ص 77.\E

[5] ( 3)\i - عیون الاخبار الرضا، شیخ صدوق، ج 1، ص 85- 86، اعلمى، بیروت.\E

[6] ( 1)\i - بحارالانوار، ج 77، ص 149.\E

[7] ( 2)\i - اصول کافى، ج 2، ص 297.\E

[8] ( 3)\i - قصص( 28)، آیه 83.\E

[9] ( 1)\i - هود( 11)، آیات 15- 16.\E

[10] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.