عوامل عزت ساز
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: عوامل عزت ساز

چون صراط مستقیم ایمان، تنها راه رسیدن به عزت و شرف است، رعایت مقررات و تابلوهاى متعدد آن نیز به سرعت و سلامت مؤمن دررسیدن به مقصد، کمک خواهد کرد و چون آن مقررات و تابلوها فراوان است، تعدادى را که بیشتر جنبه سیاسى دارد، به‏ بحث مى‏گذاریم.

1- حق گرایى‏

خداوند «حق» است و آنچه حق است، محبوب پروردگار و منسوب به اوست و بدون تردید حق گرایان، حق گویان و حق پویان را تأیید مى‏کند و عزّت مى‏بخشد. پس مسلمانان باید همواره در موضعگیریهاى سیاسى- اجتماعى خویش، بر محور حق حرکت کنند و هرگز گرد باطل نگردند تا بر عزّتشان افزوده گردد. مى‏توان گفت: «حق گرایى» براى انسان، عزّت دو چندان دارد، چرا که گام نهادن در مسیر حق، خود، عزت است، چنانکه امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«الْعِزُّ انْ تَذِلَّ لِلْحَقِّ اذا لَزِمَکَ»[1]

عزّت آن است که هر گاه ملازم حق شدى، در برابرش خاضع باشى.

و این ملازمت نیز، عزّت انسان را افزایش مى‏دهد، همان گونه که امام على علیه‏السلام فرمود:

«مَنِ اعْتَزَّ بِالْحَقِّ اعَزَّهُ الْحَقُّ»[2]

هر کس از حق، عزت طلبد، عزّتش مى‏بخشد.

2- وحدت‏

آن کس که با الفباى سیاست آشنا باشد، بخوبى واقف است که «وحدت» نبض سیاست است و اگر به کندى گراید، سلامت جامعه را مختل مى‏سازد؛ ملّت متّحد، گرچه از نظر ثروت و نفرات، برترى نداشته باشد، سرافراز و پیروز است، ولى ملّتى که دچار تفرقه گشته با داشتن همه گونه امکانات و جمعیت فراوان عاقبت، خوار و ذلیل خواهد گشت. بنابراین، مسلمانان اگر مى‏خواهند در صحنه‏هاى سیاست جهانى، جایگاه داشته باشند، از حق خویش دفاع کنند و سربلند و پیروز باشند، باید از دوزخ تفرقه به‏ مینوى وحدت درآیند، آنگاه چون مسلمانان صدر اسلام خواهند شد که امیر مؤمنان صلوات‏الله‏علیه درباره آنها فرمود:

«وَالْعَرَبُ الْیَوْمَ وَ انْ کانُوا قَلیلًا فَهُمْ کَثیرُونَ بِالْاسْلامِ عَزیزُونَ بِالْاجْتماعِ»[3]

عربها، امروز، گرچه [از نظر تعداد نسبت به کل جهان‏] اندکند، ولى به خاطر اسلام فراوانند و به سبب اتّحاد، عزیزند.

3- اطاعت از رهبرى‏

رهبر آگاه، عادل، مدبّر و باتقوا، ملّت خویش را جز به سوى شرافت و سربلندى رهنمایى نخواهد کرد، به شرط آنکه همه شهروندان، بویژه کارگزاران و سیاستمداران مملکت، سخنش را به گوش گیرند و فرمانش را اطاعت کنند. امام زین‏العابدین علیه‏السلام فرمود:

«طاعَةُ وُلاةِ الْامْرِ تَمامُ الْعِزِّ»[4]

اطاعت از رهبران، عزّت کامل است.

رعایت سلسله مراتب و گوش به فرمان رهبر داشتن آنقدر حیاتى و حساس است که اگر مورد مسامحه و بى‏اعتنایى قرار گیرد، بلافاصله واکنش منفى آن رخ مى‏نماید و به اندازه وسعت و اهمیّت مسؤولیت و مأموریت، اثر سوء بر جاى مى‏گذارد گر چه رهبر، پیامبر صلّى‏الله‏علیه‏وآله یا امیر مؤمنان صلوات‏الله علیه باشد، چنان که شکست تلخ مسلمانان در غزوه احد بر اثر نادیده گرفتن دستور پیامبر (ص) بود- که به آنان دستور داده بود تا اطلاع ثانوى تنگه عینین را ترک نکنند و آنها از این فرمان تمرّد کردند و سرنوشت جنگ را به نفع کفار قریش تغییر دادند- همان گونه که پیروزى ظاهرى معاویه در جنگ صفین، در حکمیت و در صلح با امام حسن (ع) بر اثر اطاعت پذیرى نیروهاى خود و تمرّد و نافرمانى یاران امام على و امام مجتبى علیهماالسلام، به دست آمد و حتّى‏ بى‏وفایى مردم کوفه در تاریخ تشیّع ضرب‏المثل شد؛ امیر مؤمنان (ع) در خطبه اندوهناک خود- که پس از یورشهاى پى در پى نیروهاى معاویه و مسامحه نیروهاى خودى ایراد شده- نومیدانه شکوه مى‏کند و مى‏فرماید:

به من خبر داده‏اند که بُسر- مزدور معاویه- تا یمن آمده است؛ به خدا سوگند! من بر این باورم که دار و دسته معاویه شما را محاصره و مغلوب خواهند کرد، زیرا آنان بر گرد باطل خویش، اتحاد دارند و شما با آنکه برحقید، گرفتار تفرقه‏اید، شما امامتان را در «حق» نافرمانى مى‏کنید و آنان پیشوایشان را در باطل، فرمان مى‏برند ... خدایا من از این مردم، دلگیر و خسته و اینان نیز از من، سیر و ملولند! پس به من بهتر از اینان را عطا کن و به جاى من [انسان‏] شرّى بر آنان بگمار![5]

4- صبر و پایمردى‏

سرشت دنیا را با سختى و بلا آفریده‏اند و هر کس در برابر ناملایمات آن تاب نیاورد، نصیبى جز شکست و زبونى نخواهد برد و عزّت و پیروزى از آنِ پایمردان و صبوران است. داستان پیروزى طالوت و همرزمان او، در قرآن مجید، ضرب‏المثل استقامت مردان مقاومى است که با تعداد اندک بر انبوه دشمن پیروز شدند.[6]

امام باقر علیه‏السلام نیز به این واقعیت تصریح کرده، مى‏فرماید:

«مَنْ صَبَرَ عَلى‏ مُصیبَةٍ زادَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِزّاً عَلى‏ عِزِّهِ»[7]

هر کس بر مصیبتى شکیبایى کند، خداوند بزرگ، بر عزّتش مى‏افزاید.

مصیبتهاى عالم سیاست، ممکن است شخصى، گروهى، اقتصادى، نظامى، ملّى، مذهبى، زودگذر، پایدار و جز آن باشد، چنان که احتمال مى‏رود، طبیعى، مصنوعى، داخلى، خارجى و مانند آن باشد که سیاستمداران بایستى با صبر و پایمردى و درایت و تدبیر به چاره جویى برخیزند و از خداى سبحان و همّت بى‏شائبه مردم کمک گیرند و مطمئن باشند که با چنین روحیه‏اى هر گردبادى را از سر خواهند گذراند و پایان شب سیه سفید است.

علاوه بر عوامل یاد شده، امور متعدد دیگرى در عزتمندى فردى و اجتماعى نقش دارد که از آن جمله، تقوا، انصاف، شجاعت، قناعت، خوددارى از شرّ و دیگر کمالات اخلاقى را مى‏توان نام برد که به خاطر مراعات اختصار به آنها نپرداختیم.[8]

اخلاق سیاسى، ص:199 -  102

 

 

 



[1] ( 1)\i - بحارالانوار، ج 78، ص 228.\E

[2] ( 2)\i - شرح غررالحکم، ج 5، ص 293.\E

[3] ( 1)\i - نهج البلاغه، خطبه 146، ص 442.\E

[4] ( 2)\i - بحارالانوار، ج 78، ص 228.\E

[5] ( 1)\i - نهج البلاغه، خطبه 25، ص 89.( تاریخ گواهى مى‏دهد که پیش‏بینى و نفرین امام درباره آینده آنان، کارگر افتاد و آنان قرنها با خوارى و زبونى زیر فرمان بنى‏امیه و بنى‏عباس و ... زندگى کردند.)\E

[6] ( 2)\i - ر. ک. بقره، آیات 249- 251.\E

[7] ( 3)\i - بحارالانوار، ج 82، ص 129.\E

[8] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.