تولّى و تبرّى‏
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تولّى و تبرّى‏ سیاسیون

اساس آفرینش بر «عشق و محبّت» پى‏ریزى شده است؛ در حدیث قدسى آمده که پروردگار یکتا فرموده است:

«کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیّاً فَاحْبَبْتُ انْ اعْرَفَ فَخَلَقْتُ‏الْخَلْقَ لِکَىْ اعْرَفَ»[1]

من‏گنج پنهانى بودم و دوست داشتم که شناخته شوم، از این رو آفریده‏ها را آفریدم تا شناخته شوم.

مرحوم ملّا صدرا در این باره مى‏گوید:

«مراتب عشق، عین مراتب وجود است؛ هر جا وجود، قوى است، آنجا عشق قوى و کامل است و هر جا وجود، ضعیف است ظهور عشق، ضعیف خواهد بود و عشق با هستى، مساوق و ملازم بلکه متحد است.»[2]

     

اسلام نیز- که تنها دین مقبول آفریدگار است- چیزى جز عشق و محبت نسبت به خدا و دوستان خدا و دشمنى با ضدّ خدا نیست، چنان که امام باقر علیه‏السلام فرمود:

«هَلِ‏الدّینُ الَّاالْحُبُّ وَالْبُغْضُ»[3]

آیا دین، جز دوستى و دشمنى است؟

از این رو، هر چه انسان مؤمنتر باشد، عاشقتر است و سراپاى وجود مؤمنان واقعى را عشق به خدا پر کرده است:

«... الَّذینَ امَنُوا اشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ ...»[4]

آنان که ایمان آورده‏اند، شدیدترین علاقه را به خدا دارند.

از سوى دیگر، عشق به خدا و هر چه متعلق به او و در راه او و براى اوست، به درگیرى با هر چه ضدخداست مى‏انجامد، «تبرّى‏» فرع «تولّى‏» و سایه به سایه او خود نمایى مى‏کند و تولّى بدون تبرّى معنا ندارد، چنان که تبرّى منهاى تولّى، بى‏پایه است.

بدین سبب یکى از بزرگان گفته است:

نیمى از کلمه توحید (لااله‏الّااللّه) نفى و نیم دیگر، اثبات است تا دانسته شود که نصف ایمان، دوستى و نصف دیگرش، دشمنى است.»[5]

و بدین سان، «تولّى و تبرّى» از اصول خدشه‏ناپذیر سیاست دینى محسوب مى‏شود و کسى حق ندارد ضرورت آن را انکار کند، یا در اعتقاد و عمل به آن سستى ورزد.

اخلاق سیاسى، ص: 58

[6]

 

 



[1] ( 1)\i - بحارالانوار، ج 87، ص 199.\E

[2] ( 2)\i - حکمت الهى، الهى قمشه‏اى، ص 142، انتشارات اسلامى، چاپ سوم.\E

[3] ( 1)\i - بحارالانوار، ج 68، ص 63.\E

[4] ( 2)\i - بقره( 2)، آیه 165.\E

[5] ( 3)\i - اخلاق محتشمى، ص 33.\E

[6] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.